آموزش مقام چهار گاه

(1    آموزش مقام چهار گاه
(2    چهارگاه از زیرمجموعه های مقام عجم است. 
(3    این مقام ترکیبی از نغمات ماهور، چهارگاه و چند مقام فرعی و کوچک دیگر است. نغمه ی ماهور نقش بسیار مهمی در این مقام ایفا می کند ، چون گوشه هایی از ماهور به چهار گاه ختم می شود که در تلاوت بسیار زیبا جلوه می کند چهارگاه از دو واژه ی چهار و گاه به معنای چهارمین محل توقف یا چهارمین زمان تشکیل شده و عده ی بسیاری از استادان لحن معتقدند، به وجود آمدن چهارگاه، با رعد و برق آسمان مرتبط است. به هر حال، این نغمات از هرجا که برخاسته اند، امروزه در میان اعراب رنگ و بوی عربی به خود گرفته و به عجم معروف اند. اعراب معتقدند، عجم مقامی است درخشان و پاک که با جوشش و عظمت و هیجان خود، شور و شوق جوانی را در انسان ایجاد می کند و به ارائه ی شبه تحریرها که نقش مهمی در این مقام دارند، تأکید می کنند. مهم ترین محل های اجرای این مقام در آیاتی با مفاهیم خدا، بهشت، توبه، معجزات پیامبران، دعا و درخواست و نیز حرکت و مبارزه، می توان بهره جست و از تأثیرات مهم آن می توان به ایجاد شور، شوق و هیجان در شنونده اشاره کرد 
(4    از میان قاریان مشهور دنیا، استاد شحات محمد انور که درتلاوت دارای سبک «تألیف بدیع » دارد ، برخلاف بیش تر قاریان حال حاضر که سبک تألیف تقلید دارند، استاد اجرای این مقام است. بر اساس توصیه ی استادان لحن و اجرای اکثر قاریان بزرگ دنیا، بهتر آن است که این مقام را پس از مقامات رست و سه گاه تلاوت کنیم؛ هر چند که مرحوم عبدالباسط پس از مقام حجاز و مرحوم منشاوی پس از بیات و نهاوند وارد این مقام شده اند. ترکیب این مقام با صبا، جایز است ومی توان آن را با مقامات بیات، رست و سه گاه همراه کرد .اثر این مقام‌ ، ایجاد شور و شوق جوانی است و در آیاتی بامضامین خدا، بهشت، توبه، معجزات پیامبران، دعا و درخواست و حرکت و مبارزه به کارمی‌رود.

 

آموزش مقام سه گاه

(1    آموزش مقام سه گاه
(2    معنای لغوی : ریشه‌ی این کلمه فارسی بوده و نام لحنی از الحان موسیقی ایرانی و نام‌نوایی از موسیقی است.
(3    گستردگی و پیشینه : عده‌ای بهترین جایگاه این مقام را در آذربایجان، و اهل آن را بهترین اجراءکنندگان این مقام می‌دانند و معتقدند که به مرور زمان این مقام در همه‌ی سرزمین‌ها به خصوص در میان عرب‌زبانان جایگاه و موقعیتی خاص برای خود کسب نموده است تا آن جایی که امروزه یکی از مقامات اصلی در میان الحان قرآن کریم است.
(4    دانلوددرادامه مطلب:
(5    کیفیت آهنگ : سه‌گاه تنها مقامی است که نسبت به سایر مقام‌ها حالت تهییج و تطریب دارد در این مقام نوعی شور و هیجان و جهش وجود دارد که درصورت تطابق صحیح و به جا با مفهوم و معنای آیات زیبایی دوچندان دارد این مقام دوست داشتنی بوده و برای انسان هیجان ایجاد می‌کند. برخی گوشه‌های آن حالت امید و رجاء معنوی دارد و برخی دیگر حزنی معنوی در نفس به وجود می‌آورد.
(6    موضوع آیات : غالباً این مقام در آیات «رحمت، شادی، فرح، بشارت، امید، رجاء، مفاهیم عشق، وعده‌های الهی، مغفرت، صفات مومنان، پیروزی، اجابت دعا و اصحاب یمین»‌ آورده شده است.
(7    تاثیرات : الحان مقام سه‌گاه آرامش‌بخش و باعث لذت روح و جان است و غم‌ها را می‌زداید و ریتم آن به گونه‌ای است که حالت استهزاء، عتاب، خطاب، تمسخر و سرزنش را در ذهن شنونده تراوش و منقوش می‌کند. همچنین حلاوت و شیرینی آن برانگیزنده‌ی حس محبت، عشق و سوزدل است.
(8    جایگاه اجرا : این مقام غالباً قبل و بعد از چهارگاه و حجاز و بعد از رست قابل اجرا می‌باشد و همچنین پس از عجم و نهاوند نیز خوانده شده است.
(9    گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : این مقام یکی از دستگاه‌های اصلی موسیقی در ایران بوده و گوشه‌های «مویه، زابل، مخالف و مطلوب» در آن استفاده می‌شود. همچنین گوشه‌ی «رمل» نیز در آن استفاده می‌گردد و باز هم از نغمات فرعی آن می‌توان به «شوق‌افزا وشوق‌آور» اشاره نمود. از دیدگاه اساتید لحن گوشه‌های دیگری از جمله دستگاه «هزام» که استاد مصطفی اسماعیل در تلاوت سوره‌های لقمان، نازعات و علق خوانده است را می‌توان نام برد.
(10    قاریان برتر : رفعت، شعشاعی، مصطفی اسماعیل، منشاوی، شحات انور و نیز استاد غلوش می‌باشند.

آموزش مقام عجم

آموزش مقام عجم

1 -  از نظری لغوی یعنی نقطه نهادن بر روی حروف و اعراب حروف، دندان فرو بردن بر چیزی به خاطر دانستن سختی و سستی آن. از طرف دیگر، اعراب مردم غیرعرب را عجم می‌گویند. به معنای کندزبانان.
2 -  باتوجه به این که نغمات ماهور و چهارگاه خاستگاه ایرانی دارد می‌توان گفت که عجم یکی از نغمه‌های فارسی است، که در گذشته‌ی دور مورد استفاده بوده است. به هرحال امروزه در سرزمین اعراب رنگ و بوی عربی گرفته و در قرائت قرآن به نام مقام عجم از آن استفاده می‌گردد
3 - کیفیت آهنگ : مقام عجم در تلاوت قرآن ترکیبی از نغمات ماهور و چهارگاه، و چند مقام فرعی کوچک دیگر است. ماهور نقش مهمی در اجراء این مقام دارد.
4 - موضوع آیات : در آیاتی با مضامین خدا، بهشت، توبه، معجزات، پیامبران، دعا، درخواست، حرکت و مبارزه از این مقام بهره می‌جویند.
5 - تاثیرات : اعراب معتقدند این مقام با پاکی و پوششی که دارد در ایجاد شور و شوق و هیجان در شنونده بسیار موثر است.
6 - جایگاه اجرا : این مقام بعد از رست و سه‌گاه آورده می‌شود. هر چند اساتیدی همچون عبدالباسط و مصطفی اسماعیل پس از مقام نهاوند و بیات نیز از آن بهره جسته‌اند. مقام عجم در مایه‌ی صبا بوده و از آن در فراز و نشیبهای صوتی و لحنی استفاده می‌شود.
7 - گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : عجم دارای تنوع لحنی و ریز نغمات مختلف نیست و از گستردگی الحان تا حدودی بی‌بهره است. از نغمات فرعی آن می‌توان به «شوق‌آور و شوق‌افزا» اشاره نمود.
8 - قاریان برتر : در این مقام اساتیدی همچون شعشاعی، مصطفی اسماعیل، کامل یوسف، منشاوی، حصان، علی‌البناء و شحات‌انور را می‌توان نام برد.

آموزش مقام نهاوند

آموزش مقام نهاوند
معنای لغوی : در لغت، نهاوند نام یکی از شهرهای ایران و همچنین نام شعبه یا نام پرده‌ای از موسیقی آورده شده است.
گستردگی و پیشینه : نهاوند به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و زیبا و دل‌انگیزترین سبک‌های موسیقی سنتی ایران است. این مقام همنام یکی از شهرهای ایران می‌باشد. در الجزایر به عنوان دهاوی و در ترکیه به اسم بوسلیک یا فرح‌افزا شناخته شده است. البته درمورد خواستگاه این مقام دو نظریه وجود دارد. عده‌ای آن را از کشور ایران، و عده‌ای دیگر خاستگاه آن را کشور هند می‌دانند این مقام به نهوند نیز مشهور است.
کیفیت آهنگ : نهاوند یکی از مقام‌های متعادل و قابل مانور، دارای ماهیتی لطیف و منعطف از نظر لحنی بوده، و ظرافت و لطافت ویژه‌ای را طلب می‌کند. به طوری که نه لحن خیلی خفیف از آن استنباط می‌گردد. بلکه ترکیبی از آن‌هاست. نهاوند نه مانند صبا و حجاز و رست دارای ریتم، لحن سنگین، بلند، موکد و گرم است و نه مانند سه‌گاه مهیج و محرک، بلکه میانه‌ای از این مقامات می‌باشد و همچون دانه‌ی مروارید در مقامات دیگر خودنمایی می‌کند.
موضوع آیات : بهترین محل تلاوت آیات با این مقام داستان‌های قرآن است. همچنین آیات توحید صفات الهی، نبوت خاصه، احکام و عبادات، اصحاب یمین و مومنین، اخلاق، پند، اندرز، حمد و ثنا، نقل اخبار، تحسین و تانی و صبر را نیز می‌توان با آن تلاوت نمود.
تاثیرات : مقام نهاوند مقامی بسیار لطیف و مانند نسیم سحرگاهان صورت شب‌زنده‌داران را نوازش می‌کند. برخی گوشه‌های آن حالت محبت و سرور و بهجت در نفس ایجاد می‌کند.
جایگاه اجرا : این مقام با نغمی‌ی رست و چهارگاه تجانس داشته و معمولاً پس از حجاز و سه‌گاه و صبا به این مقام منتقل می‌شوند.
گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : به واسطه‌ی گستردگی و زیر نغمه‌های درون مقامی، قاری به راحتی می‌تواند در این مقام مانور داده و پرده‌های متعدد را در آن اجرا نماید. خصیصه‌های دیگر آن قابلیت ترکیب‌پذیری است. از مقامات فرعی آن می‌توان به نکریز اشاره نمود و همچنین نغمه‌های بوسیلک – سلطانی یا عشاق، فرحزا و حصار را نیز جزء این مقام دانسته‌اند.
قاریان برتر : تلاوت‌های استاد مصطفی اسماعیل خصوصلً در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره. همچنین تلاوت سوره‌ی مبارکه سباء توسط استاد منشاوی را می‌توان از تلاوت‌های برتر این مقام به حساب آورد. 

 

آموزش مقام حجاز

آموزش مقام حجاز

آموزش مقام حجاز در تلاوت قرآن
1) معنای لغوی : نام منطقه‌ای در شبه جزیره‌ی عربستان و همچنین نام پرده‌ای از پرده‌های موسیقی است و گفته‌اند صدایی که از زنگوله خیزد.
2)  گستردگی و پیشینه : حجاز از جمله مقام‌های اصیل و قدیمی عرب است. بعضی آن را از الحان اهل مدینه و مکه و حجاز می‌دانند و برخی معتقدند صحرانشینان منطقه‌ی حجاز در طی مسیرهای طولانی سوار بر شتر شده و تحت تاثیر راه رفتن این حیوان نغمات خاصی را زمزمه می‌کردند. که با گذشت زمان بر وسعت آن‌ها افزوده شد و به مرور به دلیل منحصر به فرد بودن اعراب نام حجاز را بر آن نهاده‌اند. این مقام را در مغرب «الحجازالکبیر» و در عراق به عنوان «مثنوی» می‌شناسند.

3) کیفیت آهنگ : این نغمه تا حدودی با حجاز پارسی اختلاف دارد، و عرب‌ها حق مطلب را اداء نموده‌اند و با فاصله یک پنجم این گوشه راشروع می‌کنند که خود یک جهش معنوی به سوی دنیای بالا است، از این رو مناجات به درگاه الهی با این مقام خوانده می‌شود. به روایتی صوت قرآن نیز در آهنگ حجاز بسیار موثر می‌افتد و در قلوب اهل ایمان جای می‌گیرد. حجاز حالتی جهشی دارد و گویی انسان می‌خواهد با خدای خود رازونیاز کند مانند مناجات بالای گلدسته‌های مساجد. اساتید لحن در توصیف این مقام آن را ناله‌ی برخواسته از غم هجران حوادث گذشته می‌دانند و اجرای آن را با جریانی بسیار ملایم و روان همراه دانسته و هر نوع تکلف در آن را باعث کاهش میزان اثرگذاری قلمداد نموده‌اند.
4) موضوع آیات : از مقام حجاز در آیات؛ بشارت، انذار، خوف، القاء مطلب، عظمت، جاودانگی، هشدار، عقاب و عتاب، اوامر، صفات الهی، تحکم، تاکید، خطاب و بلندنظری بهره می‌جویند. همچنین گوشه‌های حجاز در آیات توحید، اسماء و صفات الهی، نشانه‌های الهی و خود حجاز در آیات اصحاب یمین مومنین به کار می‌رود و برخی آیات نعمت‌های خداوند، تذکر و یادآوری امر و توصیه و خلقت جهان هستی و موجودات و نیز فراخوان عمومی را نام برده‌اند.
5) تاثیرات : حجاز نغمه‌ای بسیار جذاب و گسترده است. برخی گوشه‌های آن سرور معنوی به ارمغان می‌آورد. و برخی دیگر حالت بشارت‌دهنده دارد و عشق و محبت الهی را در انسان زنده می‌سازد و حالتی که این مقام در ذهن متصور می‌سازد حالت ذهنی و ضمیری آن است و غالباً تلاوت با این مقام در ذهن شنونده فاصله‌ی دور و بعد مسافت را ایجاد می‌نماید و شنونده احساس می‌کند که از مکانی بالا و دور سخن می‌گویند.
6) جایگاه اجرا : این مقام غالباً با مقام سه‌گاه و صبا تجانس داشته و پس از مقام بیات، صبا و سه‌گاه اجرا می‌شود.
7) گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : از جمله نغمه‌های فرعی این مقام، می‌توان به نغمه‌های «شهناز، حجازکار، سوزدل، شت عریان، اوج آرا» اشاره نمود و برخی دیگر به «نغمات فرعی زنگران، کارکرد، کار (حجازکار) اصفهان، غطا، نسوی، رمل، منصوری و دوکا» اشاره نموده‌اند.
8)قاریان برتر : می‌توان اساتید رفعت، عبدالفتاح شعشعاعی، مصطفی اسماعیل، کامل یوسف و حصان را نام برد.

آموزش مقام صبا

آموزش مقام صبا

آموزش مقام صبا در قرائت قرآن
1 - معنای لغوی : صبا، به معنی نسیم صبجگاه و نام آهنگی از آهنگ‌های موسیقی است.
2 - گستردگی و پیشینه : این مقام در عراق به منصوری معروف است. چرا که برخی آن را به منصور خلیفه عباسی، و به قولی دیگر، منصور زلزال (همزمان دولت عباسی) نسبت می‌دهند.
3 - کیفیت آهنگ : صبا، مجموعه‌ای از آهنگ‌های حزین می‌باشد، و گذشته‌ای را به تصویر می‌کشد که انسان آن را از دست داده و از جمله مقام‌های محزون و دلنشین است که زیبایی و روح خاصی به قرائت می‌دهد. پرده‌ی صوتی مناسبی که برای این مقام می‌توان درنظر گرفت توسط و اوج است که باعث نمود بیشتر الحان آن می‌شود. روند آن کاملاً لطیف، ملایم و روان است و هرنوع تکلف در اجرای آن از تاثیراتش می‌کاهد. این مقام بسیار حزین، تیز، رسا و اثرگذار است، پیچیدگی کمتری نسبت به دیگر مقام‌ها دارد.

4 - موضوع آیات : آیاتی که دارای «حالت، خوف، خشوع، توبه، انابه، مغفرت، ندامت، استغاثه، سوز، اندوه، حسرت، تضرع درد و رنج مظلوم و احوالات قیامت و امثال» آن و همچنین آیات «مشرکین، کفار و اصحاب شمال و معاد» همچنین آیات «عبرت، سرانجام گنهکاران و ذکر نعمت‌های الهی» را می‌توان با این مقام تلاوت نمود.
5 - تاثیرات : استفاده از نغمات این مقام با عنایت به معنا و مفهوم، حال و هوای ملکوتی و روحانی را بر شنونده حاکم می‌سازد. این مقام حزن زایدالوصفی در انسان ایجاد می‌نماید و حالت هشدار، بیدارباش دارد. برخی گوشه‌های آن تاثیر شدیدی در قاری به وجود می‌آورد و حالت خوف و اندوه ایجاد می‌کند. این نغمه انسان را دعوت به کنکاش در گذشته می‌کند و همچون جوانی بیدار، انقلابی در درون ایجاد می‌نماید، و توجه به بازگشت را یادآوری می‌نماید. اساتید لحن گفته‌اند، هرکس میل بازگشت در او بیشتر باشد، این مقام را محزون‌تر و بهتر ایجاد می‌کند.
6 - جایگاه اجرا : صبا روش بسیاری از قراء در تلاوت است، اکثر قراء آن را با مقامهای حجاز، عجم و چهارگاه در تجانس می‌دانند و معمولاً پس از بیات و حجاز آن را اجرا می‌نمایند.
7 - گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : بعضی قراء پس از اجرای این مقام و مراحل اول و دوم آن، در مرحله‌ی سوم از عجم، به جای جواب‌الجواب استفاده می‌نمایند. زیرشاخه‌های معروف آن تقطیع و عجم است، قسمت اعظم زیرشاخه‌ی تقطیع «رمل» می‌باشد که در مقام سگاه و صبا از آن استفاده می‌شود. درمورد زیرشاخه‌ی عجم عده‌ای معتقدند که مقام عجم به صورت مستقل وجود ندارد و فقط در حد همین زیرشاخه است و برخی دیگر عجم را یک مقام مستقل دانسته‌اند و آن را جدای از این زیرشاخه می‌دانند. همچنین نغمه‌های فرعی «بوسیلک و صبا، زمزم» را می توان نام برد.
8 - قاریان برتر : از مصطفی اسماعیل و عبدالباسط می‌توان به عنوان اساتیدی که در اجرای این مقام، و زیرشاخه‌ی عجم آن، مهارت فوق‌العاده‌ای دارند نام برد. و همچنین اساتیدی چون منشاوی، شعبان صیاد، محمد رفعت، حصان، کامل یوسف را می‌توان نام برد. در این مقام تلاوت سوره‌های احزاب، طبلاوی و هود عبدالمنعم طوخی مشهور می‌باشد.

9 - وزن‌های لحنی : همچنانکه نظم دارای وزنهای خاصی است بعضی از اساتید برای الحان موسیقیایی نیز وزنهایی قائل هستند که در این مجموعه تحت عنوان وزنهای لحنی بررسی شده است و البته بسیاری از اساتید قائل به این وزنها نمی‌باشند.

آموزش مقام بیات

(1    آموزش مقام بیات
(2    معنای لغوی : عده‌ای ریشه واژه‌ی بیات را ترکی می‌دانند و آن را به معنای غم یا غمگین ویا نام قبیله‌ای از قبایل ترکمن دانسته‌اند و عده‌ای اصل آن را از واژه «بیاد» می‌دانند. مانند: بیاد خداوند متعال.
(3    گستردگی و پیشینه : بیات از جمله مقامات گسترده‌ی عربی است، که کاربرد زیادی نیز دارد. برخی آن را به یکی از طریقه‌های صوفیه‌ی ایران و باباطاهر نسبت می‌دهند. گستردگی که این مقام دارد در سایر مقامات به چشم نمی‌خورد. و این خصیصه باعث شده است که غالباً در قبل و بعد و یا در خلال هر مقامی بتوان به مایه بیات منتقل شد. حسن آغاز و انجام تلاوت نیز با این مقام است. در موسیقی ایرانی بیات در ابعاد وسیعتر کاربرد داشته و از آهنگهای قدیمی ایران است. مقام بیات رکن اصلی قرائت به شمار می‌رود و همین ویژگی بارز است که آن را از سایر مقامات متمایز می‌گرداند. باتوجه به اینکه قاری در این مقام از پائین‌ترین گام صوتی شروع می‌کند و به مرور به گام‌های بالاتر وارد می‌شود. ضرورتاً زیرنغمه‌های متنوع و بیشتری در داخل این مقام مورد استفاده قرار می‌گیرد. به طوری که به سهولت نمی‌توان تمامی گام‌ها را پشت سر هم ارائه نمود و نیاز به نغمه‌ها و گوشه‌های متنوعی است.
(4    دانلوددرادامه مطلب:
(5    کیفیت آهنگ : این مقام یکی از زیباترین مقامات از نظر لطافت، حزن معنوی و وسعت گوشه‌ها و گستردگی است. به همین مناسبت آن را «امالنغمات و یا مادر نغمات» می‌گویند. برخی از گوشه‌های آن حالت حب، عشق و الفت دارد. این مقام آهنگی است بسیار نرم و دلنشین که از آن برای ایجاد آرامش اولیه و پذیرش آهنگ‌های بعدی استفاده می‌شود.
(6    موضوع آیات : این مقام علاوه بر شروع و فرود تلاوت، در «آیات دعا، حکایات، اندرزها» به کار برده می‌شود و همچنین «آیات توحید، اسماء و صفات الهی، نبوت عامه و خاصه، عقاید، اخلاق، معاد و مومنین» را در این مقام اجرا می‌نمایند.
(7    تاثیرات : الف) آرامش همراه با غم، ب) آگاه ساختن شنونده، ج) صحبت از احوالات گذشتگان را می‌توان بعنوان تاثیرات این مقام برشمرد. همچنین این مقام در ذهن حالت وقار، عظمت، بزرگی، تسلط و سنگینی را ایجاد می‌کند.
(8    جایگاه اجرا : عموم قاریان تلاوت خود را با مقام بیات آغاز می‌کنند. زیرا تنها مقامی است که در سه سطح «بیات شروع»، «بیات توسط» و «بیات فرود» تلاوت می‌گردد. نحوه‌ی شروع اساتید متفاوت است. به طور کلی می‌توان به سه گروه اشاره نمود. گروه اول: مانند استاد شحات‌انور، بیات را در شروع به کار گرفته سپس وارد مقام‌های بعدی می‌شود و در میان تلاوت‌ خود و یا در پایان آن به اجرای محدوده‌های بیات می‌پردازد و عموماً تلاوت خود را با آن به پایان می‌رساند. گروه دوم : همچون مصطفی اسماعیل، تمامی محدودهای آن را به صورت مبسوط اجرا، و عموماً از طریق زیرشاخه‌های فرود، تلاوت خود را به پایان می‌رسانند. گروه سوم : همچون عبدالباسط و عبدالعزیز حصان در هر موقعیتی از تلاوت که اراده کنند این مقام را به خوبی اجرا می‌نمایند.
(9    گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : در مقام بیات نغمات فرعی بسیاری دیده می‌شود که در بین هرکدام از آن‌ها به راحتی می‌توان از مقام بیات بیات به مقام دیگری منتقل شد، برای مثال از نغمه‌ی «رمل» می‌توان وارد «صبا» شد. از نغمات فرعی آن می‌توان به نغمه‌های «لامی، صافی، مصری، حسینی، دشتی، علی، ابراهیمی، کرد، ترک، دوکا، شور، ندا، رمل، مصیر» اشاره نمود. همچنین برخی نغمات دیگر را نیز در این مقام بیان نموده‌اند از جمله «نهفت، بیات شور، عشیران»
(10    قاریان برتر : از جمله قاریانی که در مقام بیات دارای تسلط و مهارت کم‌نظیری هستند می‌توان اساتید مصطفی اسماعیل، عبدالباسط، منشاوی، عبدالفتاح شعشاعی، حصان و محمد رفعت را نام برد. 

آموزش مقام رست

آموزش مقام رست
(1    معنای لغوی : رست یا راست به معنی حقیقت و درستی به کار می رود. رست کلمه‌ای تازی است. به معنای مستقیم این مقام در مغرب به اسم «استهلال» شناخته می‌شود.
(2    گستردگی و پیشینه : این مقام در تمامی بلاد مسلمین کاربرد داشته و دارد عده‌ای معتقدند که این مقام از دیرباز ماهیت و حقیقت خود را حفظ کرده و تا به امروز پابرجا مانده است. در قرون وسطا این مقام به عنوان اولین و اصلی‌ترین مقامات موسیقی بوده و امروزه اعراب آن را در جایگاه دوم بعد از بیات قرار داده‌اند و لقب «اب النغمات یا پدر نغمات» و در پاره‌ای از موارد نام «ملک‌النغمات» را به خود گرفته است. عده‌ای از اساتید لحن، قدمت این مقام را به زمان حضرت آدم (ع) می‌دانند و می‌گویند. رست ناله‌ای انسانی است که دست از همه چیز برای بهشت شسته است این مقام پس از بیات از جمله وسیع‌ترین و گسترده‌ترین مقامات است آن چنان که بسیاری از قراء زیربنای قرائت خود را به صورت مبسوط خوانی بر آن استوار نموده‌اند. این مقام کلید ورود به سایر مقامات و الحان است. نغمه‌ی رست در موسیقی ایرانی نیز به عنوان یکی از دستگاه‌های هفتگانه و اصلی مطرح است.
(3    کیفیت آهنگ : این مقام از جمله مقام‌های زیبا اصلی و با صلابت عرب است و براساس یکی از امثال عربی «اذا طال لیلک فالرست» یعنی در شب به این مقام سفارش شده است. همچنین حالت وقار متانت و بیانگری در آن مشاهده می‌گردد و بسیار مناسب قرائات مجلسی است و باز هم مشهور است «اذا جن لیلک فالرست» چون شب فرا رسید با مقام رست قرائت کن. این نغمه از نظر لحنی حالتی ضربی داشته و تحکم و تاکید و القاء امر را متصور می‌گرداند. به این خاطر غالب آیاتی که دارای تاکید، تحکم، امر، تضرع، درخواست، ادعیه، توبه، انابه» است در آن تلاوت می‌گردد. این مقام حالتی شبیه به اشاره به نزدیک و ضمیر این دارد.
(4     موضوع آیات : این مقام در آیات «توحید، اسماء و صفات الهی، نشانه‌های الهی، نبوت عامه، عقاید، احکام و عبادات، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
(5    تاثیرات : از جمله تاثیرات این مقام برانگیخته شدن حس مردانگی و جسارت و حرکت به سوی کشف حقیقت در شنونده است. و زیرشاخه‌های آن نیز تاثیراتی نظیر آغاز بهار یا حقیقت روایت سرگذشت انسان‌های حقیقت‌جو و ایجاد تصویری زیبا از حقیقت و درستی در ذهن شنونده ایجاد می‌کند.
(6    جایگاه اجرا : این مقام پس از مقام بیات، نهاوند، عجم و سه‌گاه ارائه می‌گردد ولی با توانمندی که دارد در هر موقعیتی از قرائت قابل اجرا می‌باشد.
(7    گوشه‌ها و نغمه‌های فرعی : برخی از نغمات فرعی در این مقام عبارتند از «سوزناک، نوروز، دلنشین، اصفهان، ماهور، سازگار، سوز، دارا، نیشابورک و پگاه» را می‌توان نام برد.
(8    قاریان برتر : از اساتیدی که در این مقام شهرت بیشتری دارند می‌توان راغب مصطفی غلوش، مصطفی اسماعیل، رفعت، حصان، شعشاعی، صیاد و متولی عبدالعال را نام برد. 

تلاوت کل قرآن کریم با قرائت استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

دریافت تلاوت کل قرآن کریم با قرائت استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

تلاوت همه سوره های قرآن با قرائت استاد عبدالباسط (تجوید)
تلاوت تجوید قرآن عبدالباسط عبدالصمد mp3

سوره فاتحه (الفَاتِحَه)
سوره بقره (البَقَره)
سوره آل عمران (آل عِمران)
سوره نساء (النِساء)
سوره مائده (المَائِده)
سوره انعام (الأنعام)
سوره اعراف (الأعراف)
سوره انفال (الأنفال)
سوره توبه (التّوبه)
سوره یونس (یونس)
سوره هود (هود)
سوره یوسف (یوسف)
سوره الرعد (الرّعد)
سوره ابراهیم(إبراهیم)
سوره حجر (الحجر)
سوره نحل (النّحل)
سوره اسراء (الإسراء)
سوره کهف (الکهف)
سوره مریم (مریم)
سوره طه (طه)
سوره انبیاء (الأنبیاء)
سوره حج (الحجّ)
سوره مؤمنون (المؤمنون)
سوره نور (النّور)
سوره فرقان (الفرقان)
سوره شعراء (الشّعراء)
سوره نمل (النّمل)
سوره قصص (القصص)
سوره عنکبوت (العنکبوت)
سوره روم (الرّوم)
سوره لقمان (لُقمان)
سوره سجده (السَّجده)
سوره احزاب (الأحزاب)
سوره سبأ (سَبأ)
سوره فاطر (فاطِر)
سوره یس (یس)
سوره صافات (الصَّافّات)
سوره ص (ص)
سوره زمر (الزُّمَر)
سوره غافر (غَافِر)
سوره فصلت (فُصّلت)
سوره شوری (الشّوری)
سوره زخرف (الزُّخرُف)
سوره دخان (الدُّخان)
سوره جاثیه (الجاثیه)
سوره احقاف (الأحقاف)
سوره محمد (مُحَمَّد)
سوره فتح (الفَتح)
سوره حجرات (الحُجُرات)
سوره ق (ق)
سوره ذاریات (الذّاریات)
سوره طور (الطّور)
سوره نجم (النَّجم)
سوره قمر (القَمَر)
سوره رحمن (الرَّحمن)
سوره واقعه (الواقعه)
سوره حدید (الحَدید)
سوره مجادله (المُجادله)
سوره حشر (الحَشر)
سوره ممتجنه (المُمتَحنَه)
سوره صف (الصَّف)
سوره جمعه (الجُمعه)
سوره منافقون (المُنافِقون)
سوره تغابن (التَّغابُن)
سوره طلاق (الطّلاق)
سوره تحریم (التَّحریم)
سوره ملک (المُلک)
سوره قلم (القَلم)
سوره حاقه (الحاقـّه)
سوره معارج (المَعارج)
سوره نوح (نُوح)
سوره جن (الجنّ)
سوره مزمل (المُـزَّمِّل)
سوره مدثر (المُدَّثر)
سوره ثیامه (القیامَه)
سوره انسان (الإنسان)
سوره مرسلات (المُرسَلات)
سوره نبا (النَّبأ)
سوره نازعات (النّازعات)
سوره عبس (عَبَس)
سوره تکویر (التَّـکویر)
سوره انفطار (الإنفِطار)
سوره مطففین (المُطَفّفین)
سوره انشقاق (الإنشِقاق)
سوره بروج (البُرُوج)
سوره طارق (الطّارق)سوره اعلی (الأعلی)
سوره غاشیه (الغاشیه)
سوره فجر (الفَجر)
سوره بلد (البَلد)
سوره شمس (الشَّمس)
سوره لیل (اللَیل)
سوره ضحی (الضّحی)
سوره شرح (الشَرح)
سوره تین (التّین)
سوره علق (العَلق)
سوره قدر (القَدر)
سوره بینه (البَیـِّنه)
سوره زلزال (الزَّلزَله)
سوره عادیات (العَادیات)
سوره قارعه (القَارعه)
سوره تکاثر (التَّـکاثُر)
سوره عصر (العَصر)
سوره همزه (الهُمَزه)
سوره فیل (الفیل)
سوره قریش (قُـرَیش)
سوره ماعون (المَاعُون)
سوره کوثر (الکوثر)
سوره کافرون (الکافِرون)
نصر (النَّصر)
مسد (المَسَد)
اخلاص (الإخلاص)
فلق (الفَلق)
ناس (النَّاس)

عبدالباسط محمد عبدالصمد (زاده ۱۹۲۷- درگذشته ۱۹۸۸) از قاریان بزرگ قرآن در مصر که توانایی خاص در قرائت قرآن با صوت داشت. او از چهار حافظ بزرگ قرآن در مصر به شمار می‌رود. او همچنین اولین نماینده انجمن قاریان در مصر بوده‌است.

معرفی قراء مصری از نسل‌های مختلف

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) کشور مصر دارای هزاران قاری رسمی و غیررسمی بوده است ولی با این وجود تمام قاریان مصری از شروع قرن بیستم میلادی تا زمان حاضر در شش گروه تقسیم می‌شوند:
گروه اول نسل قاریان پیش از رادیو 
شامل قراءی که در انتهای قرن نوزده میلادی و تا پایان دهه ۱۹۱۰ در فن تلاوت مصر به شهرت رسیده بودند شامل:
۱-شیخ یوسف خفاجی المنیلاوی (۱۸۵۰-۱۹۱۱)
۲-شیخ احمد ندا عبدالسلام (۱۸۵۲-۱۹۳۳) - موسس فن تلاوت
۳-شیخ محمد القهاوی (اطلاعاتی از ایشان در دست نیست)
و ...
توضیح: این دسته از قاریان مشهور، از ثبت تلاوت خود روی استوانه یا صفحات ممانعت می کردند، به همین علت تلاوتی از آنان دسترس نیست ولی از شیخ یوسف المنیلاوی آثاری در حوزه موسیقی عربی در دسترس است.
گروه دوم قاریان
شامل قراءی که در دهه‌های ۱۹۲۰-۱۹۳۰-۱۹۴۰ میلادی در اوج حرفه خود و اوج معروفیت قرار داشتند شامل:
۱-شیخ علی محمود (۱۸۷۸-۱۹۴۳)
۲-شیخ محمد رفعت (۱۸۸۲-۱۹۵۰)
۳-شیخ منصور بدار (۱۸۸۴-۱۹۶۷)
۴-شیخ حسن مناخلی (اطلاعاتی از ایشان در دست نیست)
۵-شیخ محمد عکاشه (۱۸۸۲-۱۹۸۲)
۶-شیخ محمد الصیفی (۱۸۸۵-۱۹۵۵)
۷-شیخ عبدالفتاح شعشاعی (۱۸۹۰-۱۹۶۲)
۸-شیخ صدیق سید منشاوی (۱۸۹۸-۱۹۸۴)
۹-شیخ محمد سلامه (۱۸۹۹-۱۹۸۲)
۱۰-شیخ محمد سعودی (اطلاعاتی از ایشان در دست نیست)
 و...
توضیح: با وجود اینکه بیشتر این قراء با ثبت و ضبط و انتشار تلاوت خود مخالفت می کردند، ولی از همه آنها آثاری موجود است.
گروه سوم قاریان، نسل دوم پس از رادیو (نسل طلایی مصر)
نسلی که جهان، هنر تلاوت مصر را با آنها، بیشتر شناخت. 
ایشان در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در اوج حرفه خود قرار داشتند. شامل:
۱-شیخ مصطفی اسماعیل (۱۹۰۵-۱۹۷۸)
۲-شیخ ابوالعینین شعیشع (۱۹۲۲-۲۰۱۱)
۳-شیخ محمود خلیل الحصری (۱۹۱۷-۱۹۸۰)
۴-شیخ محمد صدیق منشاوی (۱۹۲۰-۱۹۶۹)
۵-شیخ کامل یوسف البهتیمی(۱۹۲۲-۱۹۶۹)
۶-شیخ عبدالباسط محمد عبدالصمد(۱۹۲۷-۱۹۸۸)
۷-شیخ محمود علی البناء (۱۹۲۶-۱۹۸۵)
۸-شیخ سید النقشبندی (۱۹۲۰-۱۹۷۶)
۹-شیخ عبده عبدالراضی (۱۹۲۲-۱۹۷۸)
۱۰-محمود عبدالحکم (۱۹۱۵-۱۹۸۲)
۱۱-هاشم هیبه (۱۹۱۷-۱۹۸۵)
و...
گروه چهارم، قاریان نسل سوم پس از رادیو 
شامل قراءی که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی در اوج خود بودند شامل:
۱- محمود محمد رمضان (۱۹۲۷-۱۹۸۱)
۲-عبدالعزیز علی فرج(۱۹۲۷-۱۹۸۱)
۳- احمد محمد عامر (۱۹۲۷-در قید حیات)
۴- محمد عبدالعزیز حصان (۱۹۲۸-۲۰۰۳)
۵-حمدی محمود الزامل(۱۹۲۲-۱۹۸۹)
۶- ابراهیم شعشاعی (۱۹۳۰-۱۹۹۲)
۷- محمود بجرمی (۱۹۳۳-۱۹۹۲)
۸-سعید عبدالصمد الزناتی(۱۹۳۴-۱۹۹۰)
۹-محمد احمد شبیب(۱۹۳۴-۲۰۱۲)
۱۰- محمود حسین منصور (۱۹۳۴-۲۰۰۲)
۱۱- عنتر سعید مسلم (۱۹۳۶-۲۰۰۲)
۱۲- محمد بدر حسین (۱۹۳۷-۲۰۰۳)
۱۳- احمد الرزیقی (۱۹۳۸-۲۰۰۵)
۱۴-راغب مصطفی غلوش(۱۹۳۸ -درقیر حیات)
۱۵- عبدالمنعم طوخی 
۱۶-شعبان عبدالعزیز صیاد(۱۹۴۰-۱۹۹۴)
۱۷- محمد احمد عمران (۱۹۴۴-۱۹۹۴)
و ....
گروه پنجم، قاریان نسل چهارم پس از رادیو 
قاریانی هستند که در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و اوائل قرن بیست و یکم در اوج حرفه خود بودند شامل:
۱-شحات محمد انور (۱۹۵۰-۲۰۰۷)
۲-محمد محمد اللیثی (۱۹۵۲-۲۰۰۶)
۳-احمد احمد نعینع (۱۹۵۴-درقید حیات
۴-سید متولی عبدالعال (۱۹۴۷-۲۰۱۵)
۵-عبدالوهاب طنطاوی (۱۹۴۷-در قید حیات)
۶-محمد احمد بسیونی (۱۹۵۱-در قید حیات)
و ...
گروه ششم، قاریان نسل پنجم پس از رادیو 
نسلی است که در زمان فعلی به فن تلاوت اشتغال دارد شامل:
۱-عبدالفتاح علی الطاروطی
۲-انور شحات انور
۳-محمود شحات انور
۴-یاسر شرقاوی
۵-حجاج هنداوی
و ....
تذکر ضروری: بین قاریان نسل اول و نسل طلایی قاریانی بودند که در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در اوج بودند ولی چون این نسل بین دو نسل برتر قاریان مصری(نسل اول و نسل طلایی) قرار گرفته بودند شهرت آنها تحت تأثیر این دو نسل قرار گرفت. قاریانی مانند: 
۱- طه الفشنی (۱۹۰۰-۱۹۷۱) - موفق در فن انشاد دینی
۲-علی حزین(۱۹۰۲-۱۹۷۰)
۳-عبدالرحمن دروی(۱۹۰۳-۱۹۹۲)
۴-عبدالعظیم زاهر(۱۹۰۴-۱۹۶۹)
۵-منصور شامی دمنهوری(۱۹۰۶-۱۹۵۹)
۶-احمد سلیمان سعدنی (۱۹۰۷-۱۹۷۶)
۷-محمد فرید سندیونی (۱۹۱۲-۱۹۵۵) 
منبع: کانال قرآنی نغمه‌های برتر https://telegram.me/naghmeh_bartar

قاریان مشهور مصری

فرازی فوق العاده از مقام رست باصدای استاد منشاوی

استاد محمد صدیق منشاوی قاری بزرگی است که در میان متأخران بی نظیر و در میان متقدّمین کم نظیر بوده است . او از مفاخر بزرگ جهان اسلام و مبتکر الحان گوناگون قرآنی به شمار می آید .سبک تلاوت ، صوت زیبا ، لحن گرم و حزین ، تلفظ صحیح و بیان قوی کلمات از مختصّات قرائت مرحوم منشاوی به شمار می آید .


فرازی از سوره قدر با صدای استاد کامل‌یوسف

تلاوت مجلسی آیات 1 تا 5 سوره قدر با صدای کامل‌یوسف


تلاوت مجلسی آیات ۳۱-۴۹ سوره هود توسط شعبان عبدالعزیز صیاد+ زندگینامه

استاد شعبان عبدالعزيز صياد در بزرگترين و مشهورترين مساجد كشور مصر به تلاوت پرداخته كه از جمله آن ها می توان به مسجد الحسين (ع) و مسجد حضرت زينب (س) اشاره كرد، صدای اين قاری برجسته مصری چنان زيبا بود كه هنگام تلاوت وی جمع كثيری حتی در هوای سرد گردهم می آمدند تا آوی وحی را با ترنم نغمات ملكوتی اين استاد گوش كنند.


مقطع احساسی و بسیار زیبا از استاد شحات انور

آیات 26 و 27 سوره احزاب باصدای استاد انور شحات محمد ( ترکیب مقام صبا و عجم)


ويديوی جديدی ازتلاوت قرآن کریم باصدای شيخ محمد الليثى

مسجد السيده نفيسه رضى الله عنها قاهره 1994 ميلادى


قرائت سوره محمد باصدای استاد محمد محمود طبلاوي

سوره محمد چهل‌وهفتمین سوره قرآن که دلیل نامگذاری آن، ذکر نام محمد (ص) در آیه دوم دانسته شده است. این سوره در مدینه نازل شده و موضوع اصلی آن ویژگی‌های مؤمنین و کفار و عاقبت آنها در آخرت است. در امان بودن از فقر و سیراب شدن از چشمه‌های بهشتی، از جمله پاداش‌های قرائت این سوره است که در روایات به آنها اشاره شده است.


اولین تلاوت تصویری استاد کامل یوسف بهتیمی

محمد زکی یوسف مشهور به کامل یوسف البهتیمی در سال 1922 ميلادي در روستاي بهتيم القليوبيه به دنیا آمد و در محضر اساتیدی چون محمد محمد الصيفي و شيخ محمد سلامه شاگردی کرد .فرازی از سوره مبارکه بقره آیات 40تا46 را ببینید و بشنوید .


فرازی از سوره صافات با صدای استاد احمد رزیقی

رزیقی از ديگر اساتيد برجسته علم قرائت قرآن در جهان اسلام است كه شهرت چشمگيرش را همگان در يافته اند . وی دبیرکل سندیکای قاریان قرآن (نقابه القراء) در مصر است. این سندیکا سال 1983 تاسیس شده و از مهم‌ترین اهداف آن گرد هم آوردن تمام حاملان و حافظان قرآن در جهان است.


فرازی از استادفرج‌الله شاذلی قاری برجسته مصری+ زندگینامه

این استاد برجسته در دهه‌های اخیر چندین نوبت به کشورمان سفر کرد و ضمن داوری در مسابقات به تلاوت در محافل و برگزاری کارگاه‌های آموزشی پرداخت.


استاد مرحوم عبدالوهاب طنطاوی+زندگینامه

الشيخ عبدالوهاب طنطاوي ، استاد و داور بین‌المللی قرآن کریم در سال ۱۹۴۷ در یکی از روستاهای کشور مصر چشم به جهان گشود. فرازهایی از سوره های قصص،عنکبوت،تکاثر باصدای استادببینید و بشنوید.

ترتیل قرآن با قرائت استاد محمد صديق منشاوی

ترتیل قرآن با قرائت استاد محمد صديق منشاوی
شماره سوره

سوره

جزءپخشاجرا

حجم
(KB)

زمان
1الفَاتِحَة1 1290:00:50
2البَقَرة (آیه 50 - 1)1 3,1600:17:58
2البَقَرة (آیه 100 - 51) 1 3,7630:21:24
2البَقَرة (آیه 150 - 101)2 و 1 3,7880:21:32
2البَقَرة (آیه 200 - 151)2 4,1530:23:37
2البَقَرة (آیه 250 - 201)2 4,7260:26:52
2البَقَرة (آیه 286 - 251)3و2 4,6350:26:21
3آل عِمران (آیه 50 - 1)3 3,4870:19:50
3آل عِمران (آیه 100 - 51)4 و 3 3,6340:20:40
3آل عِمران (آیه 150 - 101)4 3,8200:21:43
3آل عِمران (آیه 200 - 151)4 4,3500:24:44
4النِساء (آیه 40 - 1)5 و 4 4,1930:23:50
4النِساء (آیه 80 - 41)5 3,1920:18:08
4النِساء (آیه  120- 81)5 3,5500:20:10
4النِساء (آیه 176 - 121)6 و 5 4,2090:23:55
5المَائِده (آیه 40 - 1)6 4,6860:26:38
5المَائِده (آیه 80 - 41)6 3,7400:21:15
5المَائِده (آیه  120- 81)7 3,3870:19:14
6الأنعام (آیه 40 - 1)7 2,3650:13:27
6الأنعام (آیه 80 - 41)7 2,8260:16:03
6الأنعام (آیه 120 - 80)8 و 7 2,8310:16:05
6الأنعام (آیه 165 - 121)8 3,7000:21:01
7الأعراف (آیه 50 - 1)8 3,1550:17:56
7الأعراف (آیه 100 - 51)9 و 8 3,2700:18:34
7الأعراف (آیه 150 - 101)9 2,7630:15:41
7الأعراف (آیه 206 - 151)9 3,6260:20:36
8الانفال (آیه 40 - 1)9 2,3270:13:13
8الانفال (آیه 75 - 41)10 2,9220:16:36
9التّوبه (آیه 40 - 1)10 2,8070:15:57
9التّوبه (آیه 80- 41)10 2,9360:16:40
9التّوبه (آیه 129 - 81)11 و 10 3,8080:21:38
10یونس (آیه 40 - 1)11 3,2950:18:44
10یونس (آیه 81 - 41)11 2,4720:14:02
10یونس (آیه 109 - 81)11 1,8830:10:42
11هود (آیه 40 - 1)12 و 11 2,9040:16:31
11هود (آیه 80 - 41)12 2,8570:16:13
11هود (آیه 123 - 81)12 2,6930:15:17
12یوسف (آیه 40 - 1)12 2,9020:16:30
12یوسف (آیه 80 - 41)13 و 12 2,9610:16:49
12یوسف (آیه 111 - 81)13 2,0980:11:54
13الرّعد13 3,3670:19:09
14إبراهیم13 3,2770:18:38
15الحجر14 2,5130:14:17
16النّحل (آیه 40 - 1)14 1,9260:10:57
16النّحل (آیه 80 - 41)14 2,1260:12:04
16النّحل (آیه 128 - 81)14 2,5220:14:19
17الإسراء (آیه 40 - 1)15 2,0100:11:25
17الإسراء (آیه 80 - 41)15 1,9860:11:16
17الإسراء (آیه 111 - 81)15 1,6710:09:29
18الکهف (آیه 40 - 1)15 2,5400:14:26
18الکهف (آیه 80 - 41)16 و 15 2,2440:12:44
18الکهف (آیه 110 - 81)16 1,3970:07:55
19مریم16 3,7080:21:05
20طه (آیه 60 - 1)16 1,6560:09:24
20طه (آیه 135- 61)16 3,1280:17:46
21الأنبیاء (آیه 60- 1)17 2,6670:15:10
21الأنبیاء (آیه 112- 61)17 2,3750:13:29
22الحجّ (آیه 40- 1)17 2,6630:15:08
22الحجّ (آیه 78- 41)17 2,2140:12:34
23المؤمنون (آیه 60 - 1)18 2,2330:12:41
23المؤمنون (آیه 118 - 61)18 1,9050:10:50
 

دانلود صوتی ترتیل کل قرآن بصورت mp3 استاد پرهیزگار

استاد پرهیزگار

altسوره فاتحه۰:۴۹
altسوره بقره۲:۱۰:۰۴
altسوره آل عمران۱:۱۶:۵۶
altسوره نساء۱:۲۱:۳۴
altسوره مائده۱:۰۱:۳۶
altسوره انعام۱:۰۲:۲۰
altسوره اعراف۱:۱۵:۲۸
altسوره انفال۲۸:۰۰
altسوره توبه۵۴:۵۸
altسوره یونس۳۴:۰۷
altسوره هود۴۰:۴۷
altسوره یوسف۱۷:۴۶
altسوره رعد۱۷:۴۶
altسوره ابراهیم۱۷:۵۱
altسوره حجر۱۲:۵۴
altسوره نحل۳۸:۲۵
altسوره اسراء۲۹:۳۰
altسوره کهف۳۰:۴۷
altسوره مریم۱۸:۰۷
altسوره طه۲۳:۳۸
altسوره انبیاء۲۳:۴۵
altسوره حج۲۴:۲۸
altسوره مومنون۲۳:۱۰
altسوره نور۲۹:۲۵
altسوره فرقان۱۷:۴۹
altسوره شعراء۲۵:۴۸
altسوره نمل۲۲:۵۲
altسوره قصص۲۸:۴۱
altسوره عنکبوت۲۰:۱۰
altسوره روم۱۷:۳۵
altسوره لقمان۱۱:۰۶
altسوره سجده۸:۱۹
altسوره احزاب۲۷:۰۶
altسوره سبأ۱۷:۲۴
altسروه فاطر۱۵:۱۵
altسوره یس۱۴:۴۸
altسوره صافات۱۶:۰۵
altسوره زمر۲۲:۳۳
altسوره ص۱۳:۰۳
altسوره غافر۲۳:۳۵
altسوره فصلت۱۷:۱۸
altسوره شوری۱۷:۱۳
altسوره زخرف۱۷:۲۲
altسوره دخان۷:۲۱
altسوره جاثیه۹:۲۶
altسوره احقاف۱۱:۳۸
altسوره محمد۹:۵۴
altسوره فتح۱۰:۱۰
altسوره حجرات۰۶:۴۶
altسوره ق۰۶:۲۸
altسوره ذاریات۰۷:۰۶
altسوره طور۰۶:۱۶
altسوره نجم۰۷:۱۵
altسوره قمر۰۶:۴۳
altسوره رحمن۰۷:۵۹
altسوره واقعه۰۷:۵۷
altسوره حدید۱۰:۳۷
altسوره مجادله۰۹:۵۰
altسوره حشر۰۸:۴۳
altسوره ممتحنه۰۷:۰۵
altسوره صف۰۴:۰۵
altسوره جمعه۰۳:۰۸
altسوره منافقون۰۳:۲۸
altسوره تغابن۰۴:۲۱
altسوره طلاق۰۵:۴۶
altسوره تحریم۰۵:۱۵
altسوره ملک۰۶:۴۰
altسوره قلم۰۶:۴۳
altسوره حاقه۰۵:۴۲
altسوره معارج۰۴:۴۵
altسوره نوح۰۴:۳۳
altسوره جن۰۵:۲۶
altسوره مزمل۰۴:۰۸
altسوره مدثر۰۵:۳۶
altسوره قیامه۰۳:۱۴
altسوره انسان۰۵:۳۵
altسوره مرسلات۰۴:۳۰
altسوره نبأ۰۳:۴۵
altسوره نازعات۰۳:۴۶
altسوره عبس۰۳:۰۴
altسوره تکویر۰۲:۰۴
altسوره انفطار۰۱:۳۹
altسوره مطففین۰۳:۲۸
altسوره انشقاق۰۲:۱۵
altسوره بروج۰۲:۱۸
altسوره طارق۰۱:۳۰
altسوره اعلی۰۱:۴۰
altسوره غاشیه۰۲:۰۳
altسوره فجر۳:۰۵
altسوره بلد۱:۴۶
altسوره شمس۰۱:۱۸
altسوره لیل۰۱:۴۱
altسوره ضحی۰:۵۹
altسوره شرح۰:۳۵
altسوره تین۰:۴۸
altسوره علق۰:۳۵
altسوره قدر۰:۳۹
altسوره بینه۰۲:۰۰
altسوره زلزله۰:۵۸
altسوره عادیات۰۱:۰۱
altسوره قارعه۰۱:۰۰
altسوره تکاثر۰:۴۶
altسوره عصر۰:۲۲
altسوره همزه۰:۴۶
altسوره فیل۰:۳۵
altسوره قریش۰:۳۲
altسوره ماعون۰:۴۲
altسوره کوثر۰:۲۰
altسوره کافرون۰:۳۶
altسوره نصر۰:۲۹
altسوره مَسَد۰:۳۳
altسوره اخلاص۰۰:۲۰
altسوره الفلق۰۰:۲۷
altسوره ناس ۰۰:۴۱

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّدِِ وَعَجِّل فَرَجَهُم

زندگینامه سید مرتضی سادات فاطمی

Image result for ‫زندگینامه استاد سید مرتضی فاطمی‬‎

متولد 1328 
استاد قرائت و عضو هیأت علمى دانشکده علوم قرآنى مشهد 
نام اساتید:
مرحومان رضوان، حافظیان، شجریان، توسلی، سید جعفر طباطبائى و على مختارى 
شروع فعالیت:
وى از 7 سالگى با رفتن به مکتب در مدّت 2 ماه روخوانى قرآن کریم را فرا گرفت و با شرکت در جلسات قرآن و به طور همزمان گوش دادن نوار قاریان مصرى قرائت را به طور فنى آغاز کرد و در جلسات تفسیر حضرت آیه الله خامنه ای، مرحوم استاد محمد تقى شریعتى و شهید هاشمى نژاد در مسجد امام حسن مجتبى (ع) و مسجد کرامت به قرائت قرآن مى پرداخت.
مقامهاى داخلى:
نفر اول مسابقات شهرستانى و استانى اوقاف در سال 1360 ـ نفر اول مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف در سال 1361
مقامهاى بین المللى:
نفر اول مسابقات بین المللى جمهورى اسلامى ایران در سال 1362
مأموریت هاى قرآنى داخل کشور:
اداره جلسه قرآن دارالحفاظ مسجد جامع گوهرشاد از سال 1362 تا کنون ـ داورى مسابقات مختلف قرآنى در سطح استان خراسان و کشور ـ همکارى با نهادها و کانون هاى قرآنى
مأموریت هاى قرآنى در خارج از کشور:
سفر به کشورهاى عربستان سعودی، امارات متحده عربى ، قطر، بحرین، مالزی، سنگاپور، تایلند، فیلیپین، چین، آفریقاى جنوبی، کویت، زیمبابوه، پاکستان، آرژانتین و ایتالیا جهت قرائت قرآن.
آثار ماندگار قرآنى:
تألیف جزوه تجوید با عنوان « خلاصه اى از احکام تجوید » ضبط و تکثیر نوار آموزش نغمات قرآنى و ارسال آن به سراسر کشور و کشورهاى امارات متحده عربی، بحرین، چین، پاکستان و آرژانتین.

زندگی نامه استاد حامد شاکر نژاد

حامد شاكرنژاد
حامد شاکر نژاد تلاوت و روش جدیدی را که به دست آورده است را از برکات وجودی آقا علی بن موسی‌الرضا علیه السلام و تلاوت‌هایی که در حرم امام هشتم داشته ، می‌داند. و مهمترین عامل موفقیت خود را در وهله اول: توکل به خداوند متعال، دوم: رضایت پدر و مادر، سوم: پشتکار خود، نام می‌برد.
فخر القراء ایران اثر قرآن در زندگی‌اش را این‌گونه بیان می‌کند:
"زبانم از بیان آثار قرآن در زندگی‌ام قاصر است. در هر گوشه زندگی من، اثر قرآن نمایان است. هرچه دارم از قرآن دارم و بدون قرآن من نمی‌توانم زندگی کنم."
سال یك هزار و سیصد و شصت و دو برای خانواده حاج محمد شاكرنژاد سال پربركتی بود چرا كه خداوند در ماه‌های نخست آن، فرزندی عزیز را به آنها عطا كرد كه به زودی استعدادها و ارزشهای معنوی او را به روشنی مشاهده كردند و به معنای واقعی موجب روشنی چشم و افتخارشان گردید. آری در اردیبهشت ماه سال 62 بود كه حامد شاكرنژاد در جوار بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام چشم به جهان گشود و از همان اوان كودكی با قرآن و نواهای دلنشین آن مأنوس گردید و فضای معنوی خانه و آشنایی پدر با امر تلاوت او را بیش از پیش در این مسیر یاری كرد. علاوه بر او برادرش نیز كه از او بزرگتر بود جذب جلسات و جمع‌های قرآنی شد. البته آنچنانكه نزدیكان این خانواده قرآنی بیان كرده‌اند پدر و مادر ایشان هرگز فرزندان را در این راه اجبار نكرده و حامد و برادرش با بهره‌گیری از فضای قرآنی منزل خود به این مسیر نورانی تمایل وافر نشان داده‌اند. گرچه آنها هم مانند هر كودك دیگری در آن سنین بازی‌ها و شیطنت‌های كودكانه خود را داشته‌اند اما پدر بزرگوار ایشان گاه با استفاده از همین تمایلات كودكانه آنها را به سمت و سوی قرآن تشویق می‌فرمودند و پس از موفقیت‌هایی كه كسب می‌كردند برایشان جایزه و هدیه می‌خریدند. 
حامد شاكر نژاد توفیق یافت كه علاوه بر هدایای مادی‌ای كه اغلب به برگزیدگان اینگونه مسابقات اهدا می‌شود هدیه ای معنوی نیز دریافت كند و آن اینكه اجازه یافت به مدت یك ساعت در داخل خانه كعبه به راز و نیاز با خالق خود بپردازد، آری همان جایی كه محل تولد امیرالمۆمنین است. او اولین وکوچکترین قاری ایرانی بود که وارد خانه خدا می‌شد.
حامد شاكرنژاد
حامد از پنج سالگی قرائت قرآن را آغاز كرد و از همان كودكی در نشستهای قرآنی به اجرای برنامه می‌پرداخت و حاضران را به وجد می‌آورد. از جمله وی در محضر مقام معظم رهبری برنامه‌های متعددی اجرا نمود كه این موجب گردید تا در سن 11 سالگی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در مسابقات بین المللی عربستان شركت كند و در بین هفتاد و پنج كشور، در رده سنی بزرگسالان مقام اول را به دست آورد. این در حالی بود كه این مسابقات در سطح بزرگسالان برگزار می‌شد و او با آن استعداد و پشتكار فوق‌العاده‌اش توانسته بود در میان آن‌همه شركت كننده بدرخشد و موجب سربلندی ایران اسلامی شود. اما شاید بهترین جایزه‌ای كه حامد در طول عمر قرآنی خود دریافت كرده همان هدیه‌ای باشد كه پس از موفقیتش در این مسابقات به او اهدا شد. حامد شاكر نژاد توفیق یافت كه علاوه بر هدایای مادی‌ای كه اغلب به برگزیدگان اینگونه مسابقات اهدا می‌شود هدیه ای معنوی نیز دریافت كند و آن اینكه اجازه یافت به مدت یك ساعت در داخل خانه كعبه به راز و نیاز با خالق خود بپردازد، آری همان جایی كه محل تولد امیرالمۆمنین است. او اولین وکوچکترین قاری ایرانی بود که وارد خانه خدا می‌شد.
اما از ویژگی‌های بارز این نابغه قرآنی پشتكار و صبر و تلاش اوست كه به موفقیت‌های ظاهری و اولیه بسنده نكرده و قدم به قدم در عمق بخشیدن به فعالیت‌های خود در مسیر قرآن كوشید و پس از كسب مقام‌های بین‌المللی كه غایت‌المراد هر قاری قرآنی است او تازه شروع به مطالعه و تمرینات فراوان كرد. خودش می‌گوید: برنامه ای منظم برای تمرین داشتم، اگر به جز مصطفی اسماعیل قاری دیگری را تقلید می‌کردم شاید خیلی زود رسانه‌ای می‌شدم اما هدفم این نبود و در این راه صبر کردم، نوارها را در آن زمان به سختی تهیه می‌کردم و پس از تقلید الحان آن ها را تعمیم می‌دادم به دیگر آیات که روزانه حدود 10 صفحه  جزء برنامه کاری من بود؛ می‌گوید دلیل این که اینقدر روان تلاوت می‌کنم این است که مصحف شریف را در آن دوران حدود پانزده شانزده بار به صورت تحقیق خواندم.
حامد شاكرنژاد
به طوری كه 500  تلاوت از مصطفی اسماعیل را تقلید کرد و حدود 1500 تلاوت از دیگر قراء را موشکافی و تجزیه و تحلیل نمود. ایشان بعدها از تلاوت‌های کامل یوسف، محمد رفعت، محمد عمران، عبدالباسط، علی‌البناء و... را الگو برداری کرد و ریتم‌های آن را تغییر داد. در حالی که فقط هفده، هجده سال داشت ترکیبی خوان ماهری شده بود اما ترکیبی خواندن هم هدف اونبود، بنابر توصیه‌های مقام معظم رهبری دنبال چیزی والاتر بود.همین باعث شد که بیشتر تلاش کند و نصیحت‌های پدرانه رهبری را به خوبی عمل کند؛ دنبال معنا محوری هم رفت. آقا گفته بود طوری بخوان که الحان، صوت، تجوید و... مطابق با معنا باشد. او هم خوب گوش کرد.
ثمره این زحماتش این شد که حالا استادی شده برای خودش، قاریان و قرآنیان خارج از کشور از او با عنوان سلطان القراء، شمس القراء و... یاد می‌کنند.
از ویژگی‌های خاص تلاوت ایشان این است که اگر حزن در تلاوت شیخ رفعت دیده می‌شود و اگر تطابق لحن با مفاهیم و معانی آیات قرآن در تلاوت شیخ مصطفی اسماعیل دیده می‌شود و اگر قدرت و رسایی صوت در تلاوت استاد عبدالباسط به گوش می‌رسد و اگر تحریرهای بدیع و لطیف در تلاوت‌های استاد شحات دیده می‌شود و اگر فصاحت و لحن الاداء عربی و تحریرهای پیچیده در تلاوت استاد غلوش دیده می‌شود، تمامی این خصوصیات زیبا و دلنشین که در تلاوت‌های اساتید مصری در عصر طلایی قرائت مصر وجود داشته، همه ی این ویژگی‌ها را می‌توان یک جا با نغمات و مقامات و ابتکارات جدید در تلاوت‌های استاد حاج حامد شاکرنژاد دید.
حامد شاكرنژاد
در بطن این روش تلاوت، حضور انواع دستگاه‌های موسیقی قرآن را به خوبی می‌توان احساس کرد...
سبک تلاوت‌های استاد شاکرنژاد زیبایی‌های بیشتر و پیچیدگی‌های فراوان‌تر دارد. ایشان که سبک تلاوتشان را چند سال پیش آغاز نمودند، مستمع را خیلی تحت تأثیر قرار می‌دهد و مخاطب، دائماً اصوات و الحان جدیدی می‌شنود.
نحوه تلاوت یکنواخت نیست و ابداع و نو آوری در این سبک بسیار زیاد است. تقلید این سبک سخت است و کسانی که می‌خواهند تقلید کنند معمولا از سبک خارج می‌شوند.
با فن اختلاف قرائات به خوبی آشناست و در تلاوتهای مجلسی خویش قرآن را به روایت‌های چندگانه قرائت می‌کند. صدای پخته، انعطاف‌پذیر، قدرتمند، انواع تحریرهای چرخشی، چکشی و... به همراه استفاده بجا از مقامها، گوشه‌ها، ملودی‌ها و مبدل‌های قرآنی، از وی چهره‌ای ممتاز و برجسته ساخته است؛ چندانکه که اگر کسی وی را نشناسد و فقط صدای او را بشنود گمان می‌کند یکی از قاریان مصری مشغول تلاوت است.
حامد شاکر نژاد تلاوت و روش جدیدی را که به دست آورده است را از برکات وجودی آقا علی بن موسی‌الرضا علیه السلام و تلاوت‌هایی که در حرم امام هشتم داشته ، می‌داند. و مهمترین عامل موفقیت خود را در وهله اول: توکل به خداوند متعال، دوم: رضایت پدر و مادر، سوم: پشتکار خود، نام می‌برد.
و اما پاره ای از مقامات داخلی و بین‌المللی وی بدین شرح است:
مقام‌های داخلی: 
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش‌آموزی مشهد مقدس در سال 1374
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش‌آموزی استان خراسان در سال 1374
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش‌آموزی کشور در سال 1374
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه مشهد مقدس در سال 1374
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف در استان خراسان در سال 1374
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم اوقاف و امور خیریه در سال 1374
مقام‌های بین‌المللی: 
نفر اول مسابقات بین‌المللی قرآن کریم عربستان سعودی در رشته قرائت و حفظ 5 جزء در سال 1374
مأموریت‌های قرآنی داخل کشور:
تلاوت قرآن کریم در حرم مطهر امام رضا علیه السلام و در محضر مقام معظم رهبری
مأموریت‌های قرآنی در خارج از کشور:
سفر به کشورهای عربستان سعودی، پاکستان، قطر، امارات متحده عربی، سوریه و لبنان جهت تبلیغ
حامد شاكرنژاد
در زمینه علوم دانشگاهی هم فعلا تا مقطع كارشناسی و در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل كرده است گرچه خود می‌گوید قصد دارد به تحصیل خود ادامه دهد ولی تا امروز به دلیل مشغله‌ها و سفرهای قرآنی خود فرصت نكرده است.
او نخستین شخصیت قرآنی است كه در بنیاد ملی نخبگان به عنوان یك فرد نخبه شناخته شد و از این رو از خدمت سربازی هم معاف گردید. هركس كه اندك آشنایی با او دارد از اخلاق خوب و برخود متواضعانه او می‌گوید چراكه او سعی كرده است همانطور كه اوقات زیادی را برای تلاوت و  پرداختن به زیبایی‌های ظاهری قرآن صرف می‌كند به همان اندازه و چه بسا بیشتر عمل به آموزه‌های قرآن را در زندگی تمرین و ممارست كند و در این زمینه نیز الگویی برای عاشقان قرآن باشد.  
او با وجود اینكه در این سطح عالی از تلاوت قرار دارد متواضعانه در دورافتاده‌ترین مناطق كشور حضور می‌یابد و برای مردم علاقمند قرآن تلاوت می‌كند و تا زمانی كه مردم اشتیاق به شنیدن داشته باشند دست از تلاوت نمی‌كشد. این منش قرآنی اوست كه او را دوست‌داشتنی‌تر و مردمی‌تر كرده است.
فخر القراء ایران اثر قرآن در زندگی‌اش را این‌گونه بیان می‌کند: "زبانم از بیان آثار قرآن در زندگی‌ام قاصر است. در هر گوشه زندگی من، اثر قرآن نمایان است. هرچه دارم از قرآن دارم و بدون قرآن من نمی‌توانم زندگی کنم."
به نظر ایشان تلاوت قرآن، عمل به قرآن است و در زمینه رسیدن به "فرهنگ قرآن" می‌گوید : " مهم این است که همه
حامد شاكرنژاد
 کودکان این سرزمین از کودکی و طفولیت تلاوت قرآن را بشنوند و در محیط خانواده با این طنین آسمانی مأنوس شوند تا قرآن با پوست و گوشت و استخوانشان ارتباط برقرار نماید. این موجب زمینه‌سازی درونی برای فهم و عمل به قرآن می‌شود. و چه خوب است که همه ما، ضمن اینکه آیات متعدد قرآن را تلاوت می‌کنیم، یادداشت‌هایی هم از معانی آن‌ها داشته باشیم و سعی کنیم آن‌ها را در معرض دید و نظر خود و دیگران قرار دهیم و به آن‌ها، عمل کنیم. اما مهم‌تر از این‌ها نقش بزرگان و الگوهای جامعه ما در این عرصه است.  اگر مردم در زندگی آن‌ها نکاتی را مشاهده کنند که خلاف فرهنگ قرآن باشد، اگر حامد شاکرنژاد صحبت از قرآن کند اما دیگران عملی غیر قرآنی در زندگی او ببینند قطعاً جامعه به سمت و سویی حرکت خواهد کرد که فقط حرف زده شده و عمل در آن نباشد. عمل الگوهای جامعه هم خیلی موثر است." 
حامد شاکر نژاد تلاوت و روش جدیدی را که به دست آورده است را از برکات وجودی آقا علی بن موسی‌الرضا علیه السلام و تلاوت‌هایی که در حرم امام هشتم داشته ، می‌داند. و مهمترین عامل موفقیت خود را در وهله اول: توکل به خداوند متعال، دوم: رضایت پدر و مادر، سوم: پشتکار خود، نام می‌برد.
فخر القراء ایران اثر قرآن در زندگی‌اش را این‌گونه بیان می‌کند:
"زبانم از بیان آثار قرآن در زندگی‌ام قاصر است. در هر گوشه زندگی من، اثر قرآن نمایان است. هرچه دارم از قرآن دارم و بدون قرآن من نمی‌توانم زندگی کنم."

زندگی نامه الشيخ محمد احمد بسيوني

اولين گام براي يك قاري قرآن حفظ قرآن است كسي كه حافظ قرآن باشد بسيار بهتر مي تواند به قرائت قرآن بپردازد . بنابر اين به تمامي قاريان سفارش مي كنم كه حتما به حفظ قرآن نيز اهتمام بورزند . 
استاد احمد محمد بسيوني
استاد بسيوني در سال 1330 ه.ش. در كشور مصر به دنيا آمد و با كمك پدر از كودكي به آموزش علوم قرآني پرداخت . او در سن ده سالگي حافظ قرآن شد . سرانجام پس از آموزش ابتدايي وارد دانشگاه الازهر شده در دانشكده علوم دين به تحصيل پرداخت و پس از فارغ التحصيل شدن در همان جا به تدريس علوم ديني همت گماشت . استاد بسيوني از همان سن 12 سالگي قرائت و تلاوت قرآن را در مجالس و محافل آغاز كرد . او در سن 24 سالگي وارد صدا و سيماي كشور مصر شده و اكنون حدود 13 سال است كه در دانشگاه الازهر به تدريس اشتغال دارد .ايشان در سخنان خويش به اين نكته اشاره داشتند كه قاريان ايراني از حيث تلاوت قرآن بسيار زيبا تلاوت مي كنند اما نكته اي كه مورد توجه قرار دهند اين است كه در راستاي تمرينات خويش از حفظ قرآن نيز غفلت نورزند . استاد همچنين در سخنان خويش به قاريان قرآن توصيه كردند از نكاتي كه براي صوت شخص مضر مي باشد پرهيز كنند . از جمله اين نكات چيز هاي بسيار گرم و بسيار سرد است . همچون نوشابه سرد در روزهاي تابستان يا منتقل شدن به صورت ناگهاني از يك مكان سرد به يك مكان گرم .
ايشان در رابطه با استفاده موسيقي در قرآن عقيده داشتند كه بايد بر طبق معاني از موسيقي مشابه معنا استفاده كرد . في المثل در آيات وعيد دستگاه صبا مناسب است . زيرا اين دستگاه با حزن همراه مي باشد و اين حزن باعث مي شود كه مستمع در صورت گناهكار بودن از خوف و عذاب الهي اشك بريزد . يعني ميان آهنگ قرآن و معاني هماهنگي و تناسب ايجاد كند . البته چنين مسئله اي در رابطه با تمام دستگاه هاي قرآني صدق مي كند  .
استاد مي گويد : اسامي اين دستگاه ها بر اساس تناسب با صداي قاري از لحاظ طبقات صوتي فرق دارد . بنابر اين قاري كسي است كه بتواند پس از شناخت خوب و دقيق دستگاه ها آن ها را به نحوي صحيح وحكيمانه در جاي خود ارائه نمايد و اين طبيعتاً به وضعيت روحي افراد بستگي دارد . اجراي اين دستگاه ها بايد به گونه اي باشد كه اگر قاري در يك دستگاه معيني به تلاوت پرداخت مستمع خسته نشود و حتي اشتياق آن داشته باشد كه يك بار ديگر بدان گوش فرا دهد . چنين امري طبيعتاً مستلزم تلاش و وقت زيادي است . بايد به گونه اي عمل كرد كه قاري وضعيت خود را سنجيده و سپس مطابق با آن در طبقات بالا به تلاوت بپردازد . قاري بايد چنان تلاوت كند كه اگر در يك دستگاه به تلاوت بپردازد تنوع و نظم خاص را در آن دستگاه رعايت كند   . استاد اضافه مي كند :  مجموع آن دستگاه ها 8 دستگاه مي باشد و چنانچه قاري قرآن 3 تا 4 دستگاه را در يك تلاوت پياده كند مكفي است . چنانچه با دستگاهي تلاوت خود را آغاز مي كنيم بهتر است با همان دستگاه نيز به پايان رسانيم تا آنكه تناسب در تلاوت رعايت شود . ايشان در ادامه سخنان خود پيرامون مهارت اساتيد مصر در زمينه موسيقي قرآن مي گويد :   اكثر آنها دستگاه هاي موسيقي را به خوبي مي دانند و تواشيح تاثير بسيار در موسيقي دارد. امثال شيخ احمد نداء شيخ طه الفشني مهارت بسيار در موسيقي دارند . همچنين استاد فقيد شيخ مصطفي اسماعيل در اين زمينه استاد بودند   .
وي مي گويد قرآن كريم در تمام دنيا داراي اهميت و ارزش خاصي است . ايشان به كشورهاي اروپايي از جمله ايرلند شمالي و جنوبي لندن و كشورهاي ديگر مسافرت كرده اند . و در سال 1368 به همراه استاد راغب مصطفي غلوش براي اولين بار به ايران مسافرت كرده در شهرهاي مختلفي به تلاوت پرداختند . در سال 69 استاد مجدداً به ايران مسافرت كردند و او همواره از عشق وعلاقه وافر مردم ايران به قرآن ياد مي كند . ايشان مي گويند : عزيزان ايراني درست به همان دستگاهي كه قاري تلاوت مي كند به همان دستگاه وي را مورد تشويق قرار مي دهند و اين از مواردي است كه در كشورهاي ديگر به چشم نمي خورد . استاد همواره از خاطرات سفر خود به ايران به عنوان بهترين خاطرات زندگي خويش ياد مي كند .
محمد احمد بسيوني ( مصاحبه )
س1- استاد؛با عرض سلام و خوش آمد خدمت شما،خواهش مي كنم خودتان را بطور كامل معرفي فرماييد ضمن اينكه خواهيد فرمود كه چند سال داريد و شغل شما چيست؟
ج:بسم الله الرحمان الرحيم- اسم من محمد احمد بسيوني و قاري مصر هستم كه در صدا و سيماي كشور مصر،قرآن تلاوت مي كنم و در حدود چهل سال دارم.
س2- استاد،بفرماييد در چه سالي شروع به تلاوت و حفظ قرآن كريم نموديد و در چه سني بوديد كه وارد راديو و تلويزيون شديد؟
ج:در واقع،پدر بنده كه حافظ قرآن و داراي صداي زيبايي مي باشد با پيشنهاد يكي از دوستانش مرا از كوچكي به محافل قرائت قرآن مي برد و بنده قرآن را تحت نظارت و رعايت پدرم حفظ نمودم در حالي كه 10 سال بيشتر نداشتم و مرا به دانشگاه الازهر وارد كرد تا اينكه بنده تا سطح ليسانس در آنجا درس خواندم و اين سطح در مصر به عنوان يك سطح عالي به شمار مي رود يعني در واقع بنده فارغ التحصيل از دانشكده اصول دين در دانشگاه الازهر مي باشم . زماني كه تلاوت قرآن را شروع نمودم 12 سال سن داشتم و همينطور مراحل بالاتر را به همراه پدر خود و اساتيد محترم و فاضل خويش طي مي نمودم تا اينكه وارد صدا و سيماي كشور مصر شدم ؛ و در اين مقطع بنده 24سال سن داشتم  يعني در حدود 16 سال پيش . و هم اكنون مدرس علوم ديني در دانشگاه الازهر مصر و قاري قرآن مي باشم و در واقع حدود 13سال است كه در دانشگاه الازهر در علومي كه در دانشگاه وجود دارد تدريس مي كنم .
س3ـبفرماييد نظر شما راجع به تلاوت قاريان ايراني چگونه است ؟ چنانچه پيشنهاد خاصي داريد در اين زمينه خواهش مي كنم كه بفرماييد .
ج: حقيقت مطلب اين است كه هنگامي كه تلائت قرآن قاريان ايراني را استماع مي كنم بسيار خرسند و خوشحال مي شوم بخصوص كه بسيار علاقه مي ورزند نسبت به تلاوت قرآن و نيز قريان و اساتيد قرآن كريم به ويژه اساتيد معروف مصري كه مرحوم شده اند مانند استاد شيخ مصطفي اسماعيل . و نيز بسيار خرسند گشته ام هنگامي كه متوجه شدم بسياري از قاريان ايراني از شيخ مصطفي اسماعيل تقليد مي كنند . واقعااو استادي بزرگ بود و ايشان موهبتي بود كه خداوند متعال براي ما عطا كرده بود و ما و بسياري از قراء از ايشان بسياراستفاده مي نموديم ايشان داراي صوتي نيكو و فن بديع و جالبي در دستگاه هاي موسيقي و تلفظ و ادائي عالي بود . اما نكاتي درباره عزيزان قاري ايراني به نظر مي رسد و آن اينكه اين عزيزان اكثرشان از روي قرآن تلاوت مي كنند و حال آنكه لازم است قرآن را حفظ نمايند و مسئله حفظ قرآن براي اين عزيزان لازم است . اميدوارم در ملاقات بعدي و سفربعدي چنانچه به جمهوري اسلامي ايران سفري داشته باشم تلاوت ايشان را از حفظ ملاحظه نمايم . از خداوند متعال مي خواهم ايشان را در حفظ قرآن كريم ياري بخشد و تلاوت آنها را از حفظ و ذهن قرار دهد . و ديگر اينكه بايد بگويم : البته اين سؤال را بشيتر از بنده داشتند آن چيزي كه در تحسين صداي آدمي تاثير مي گذارد روي حفظ و نگهداري از صدا و صوت است اينكه سرما نخورد و پرهيز كند از چيزهايي كه براي صدا مضراست مثل چيزهايي كه بسيار گرم است و بسيار سرد مانند نوشابه سرد در روزهاي گرم تابستان منتقل شدن از يك مكان گرم به مكان سرد به طور ناگهاني كه البته بنده اين اواخر دچار سرماخوردگي شدم     و موجب ناراحتي بنده شد بدين جهت نتوانستم بسيار استفاده برسانم . و در ايران اسلامي بسيار از زيارت رهبر معظم انقلاب حضرت ايهالله خامنه اي خوشحال شدم و با وجود ايشان در آن حسينيه فيالواقع بنده احساس مي كردم ملائكه سماء در حال چرخش و گردش هستند . و اين رهبري كه مردم او را دوست دارند و بنده ايشان را از جان ودل دوست مي دارم و اهل قرآن همگي او را دوست دارند ودر آن مجلس روحاني كه ايشان حضور داشتند تابحال در هيچ جا نديدم اميدوارم موفق باشند و خداوند سلامتي و عافيت به ايشان عنايت فرمايند .
س4ـاستاد نظر خودتان پيرامون اين شوق و احساسات پر شور مردم نسبت به قرائت رآن بخصوص در شهرهاي تهران ؛قم و مشهد مقدس را بفرماييد چگونه بوده است ؟و آيا شما چنين جمعيتي با چنين علاقه اي نسبت به قرآن در ديگر كشورهايي كه به آنجا سفر كرديد سراغ داريد يا خير؟
ج:در واقع قرآن كريم در تمام دنيا داراي اهميت و ارزش خاصي است،بنده به اروپا سفر نموده ام بخصوص به لندن رفتم و نيز به ايرلند شمالي و جنوبي و اماكن ديگر اين مطلب وجود دارد كه هيچ جا مثل ايران اين احساس حماسي و شور و شوق خاص وجود ندارد نسبت به قرآن كريم.بخصوص اين نكته جالب است كه عزيزان ايراني به همان دستگاهي كه قاري تلاوت مي كند به همان دستگاه او را مورد تشويق قرار ميدهند و اين از مواردي است كه در كشورهاي ديگر به چشم نمي خورد.
س5- استاد،اشاره اي داشتيد در مورد موسيقي و آيا در تلاوت قرآن بهتر است موسيقي مورد استفاده قرار گيرد و شما بيشتر در تلاوت خويش از چه دستگاهي استفاده مي كنيد؟
ج:لازم است بدانيم كه آهنگ و موسيقي قرآن كريم منحصر به فرد است و با آهنگ و موسيقي و آواز بسياري دارد و لذا جهت هر دستگاهي منزلتي هست مختص به خود و معاني قرآن.و لذا معمولاً در آيات وعيد دستگاه صبا مناسب است زيرا اين دستگاه با حزن تناسب دارد و اين حزن باعث مي شود مستمع در صورتي كه گناه كار باشد از خوف خدا و عذاب و ملاقات با خدا بگريد.يعني بين آهنگ قرآن و معاني آن هماهنگي ايجاد نمايد و اين مسئله درباره تمام دستگاههاي موسيقي صدق مي كند.اما اينجانب بحمدالله در تلاوتهاي خودم،قريب به تمام دستگاهها را كه با صداي بنده تناسب دارد مورد توجه قرار مي دهم و اين مطلب را تمام قراء و اساتيد فن تجويد اذعان دارند.و بنده از برخي از عزيزاني كه در فن موسيقي استاد هستند اين دستگاهها را آموخته و اسامي اين دستگاهها را  و اينكه چگونه با صداي من تناسب دارند و طبقات صوتي فرق دارند و لذا قاري متحبر كسي است كه اين دستگاهها را خوب بشناسد و صحيح و حكيمانه هر كدام را در جاي خود ارائه نمايد . و اين طبيعتاً به وضعيت روحي و مزاجي افراد بستگي دارد و ارائه اين دستگاهها بايد به گونه اي نباشد كه اگر مثلاً قاري در يك دستگاه معيني تلاوت كرد،مستمع خسته شده و نخواهد حتي يك بار يگر بدان گوش دهد،و اين طبيعتاً وقت زيادي را از برادران قاري ايراني خواهد گرفت.به عنوان نمونه،ما مواردي از برادران قاري ايراني مشاهده نموده ايم كه وضعيت حنجره وي با دستگاهي كه ارائه ميداد تناسب نداشت يعني بيش از حد از نظر صوتي بالا رفته بود . و لذا حتماً لازم است شخص قاري،استعداد خود را در ارتباط با قوت و قدرت صدا و حنجره خود بسنجد و سپس مطابق با آن وارد طبقات بالاي صوتي شود.و بنده سعي مي كنم اين دستگاهها را به گونه اي ارائه كنم كه اگر يك ساعت تمام مستمع،صداي مرا بشنود،خسته و آزرده نشود و اين از فوائد موسيقي قرآن است و لذا ممكن است بنده نيم ساعت در يك دستگاه بخوانم اما خسته كننده نباشد به جهت اينكه ايجاد تنوع و نظم خاصي مي كنم . مجموع اين دستگاهها 8 تا است چنانچه قاري قرآن 3 يا 4 دستگاه را در تلاوت پياده كند،مكفي است؛غالباً چنانچه تلاوت كننده با دستگاهي شروع نمايد بهتر است با همان دستگاه خاتمه دهد و علماي موسيقي اينگونه مي گويند كه تناسب حفظ گردد.
س6- آيا قاريان مصري،دستگاههاي موسيقي را خوب مي دانند؟
ج:اكثريت آنها مي دانند،و تواشيح تاثير بسياري در موسيقي دارد و امثال شيخ احمد نداء و شيخ طه الفشني مهارت زيادي در موسيقي دارندو همچنين استاد بزرگ شيخ مصطفي اسماعيل استاد بود در دستگاههاي موسيقي؛و ايشان بسيار مي شنيد صداي كساني را كه تواشيح مي خواندند و از قدماء و كساني كه دستگاههاي موسيقي را خوب آموخته بودند .
س7- با تشكر از شما استاد بسيوني،در پايان اگر پيامي داريد بفرماييد .
ج:آرزوي سعادت و توفيق به بركت قرآن كريم براي شما و تمام ملت عزيز ايران دارم،انشاءالله در فردوس برين با يكديگر ملاقات نماييم و تشكر مي كنم از اساتيد ايراني و مسئولين راديو قرآن كه در تهيه برنامه زحمت زيادي مي كشند و آرزوي سعادتمندي براي آنها دارم.

زندگی نامه راغب مصطفی غلوش

ولادت: استاد راغب مصطفی غلوش قاری مسجد دسوقی در دسوق به روز ۵ جولای ۱۹۳۸ میلادی در روستای (برما) مرکز طنطا در استان غربی متولد شد. پدرش می خواست که وی را به تحصیل علوم ابتدائی بفرستد تا صاحب پست بزرگی شود

ولی تدبیر امور به دست خالق متعال است در روستا مکتب های زیادی بودند و گرایش ورویکرد به آنها کاملا محسوس و ملموس بود و مردم در آنزمان از آنجا که کلمه (عالم ) جز به رجل دینی مخصوصا امام مسجد که خطبه نماز جمعه را می خواند اطلاق نمی شد به حفظ قرآن کریم توسط فرزندانشان همت میگماشتند تا آنها عالم شوند . بخاطر مصلحتی که فقط خداوند از آن آگاه است یکی از نزدیکان به پدر او حاج مصطفی غلوش راهنمائی می کند که فرزندش راغب را به یکی از اساتید حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بیاموزد و به خاطر اشتیاق و عرق دینی شدیدی که در دل اهل روستا مانند حاج مصطفی وجود داشت او با این نظر موافقت کرد و راغب را گوشزد نمود که هر روز پس از درس به مکتب برود… و اما موهبت الهی خودش را نشان داد و کودک ۸ ساله موضوع گفتگوی اهل روستا مخصوصا اساتید حفظ و حفاظ شد به خاطر صدای زیبایش تاثیر به سزائی در شدت اهتمام استادمان به او و خیر خواهی و مراقبت دائمی از او داشت چرا که آثار خوبی را در چهره او می دید و آینده روشنی در میان مشاهیر قاریان را از وی متوقع بود وهمین مسئله باعث شد که راغب تاقبل از ۱۰ سالگی موفق به حفظ قرآن کریم گردد و بعد از حفظ کامل قرآن، نیکو دانستن احکام آن بدست شیخ عبدالغنی شرقاوی در روستای برما.

درسن ۱۴ سالگی ذکر خیرش به روستاهای همجوار رسید و پیشرفت تا به شهر طنطا جایگاه عالمان هم رسید در رمضان سال ۱۹۵۳ دعوتهائی پشت سر هم از روستاها و شهرهای نزدیک به روستا به او رسید در سن ۱۵ سالگی به روستای (محله القصب) در استان کفر الشیخ دعوت شد این مهم در ابتداء کار سختی بود در میان فضائی که امواج رقابت در بین خبرگان کرسی تلاوت در این منطقه مخصوصا استان غربی موج می زند چگونه بدین جایگاه بلند نائل گردد.

قاری جوان وجوانمرد و جسور به آنچه می دید و یا می شنید که رقابتها و مسابقاتی که آتش آنرا قاری یگانه استاد مصطفی اسماعیل بر افروخته بود به اوج خود می رسد اعتنائی نمیکرد بر او لازم بود که بدنبال عواملی بگردد که او را برای وقوف بر این سرزمین سخت کمک کند و نیز قواعدی استوار که از میان آنها بتواند به دعوتی که احیانا از طرف یکی از ایشان به او برمی خورد پاسخ گوید . او به درستی دریافت که بزرگواری و عظمت از جانب خود او سر نخواهد زد وهمانا بر طالب آن لازم است که با کوشش ومداومت به سویش سعی کند، بنابراین استادی استوار و متین در علوم قرآن را جستجو نمود تا علم تجوید و قرائات را از او فرا گیرد او متوجه قبله علوم قرآن شهر طنطا شد و به مؤسسه و آکادمی قرائات در مسجد احمدی ملحق شد و مرحوم استاد ابراهیم طبلیهی متولی امور او شد ، استاد راغب می گوید:
((…و من موفق شدم که در منطقه خودمان یک نمونه عالی از استاد مصطفی اسماعیل قرار بدهم من در صدد تقلید او بر آمدم و به شهر طنطا رفته و بدنبال عالم قرائاتی می گشتم تا اینکه یکی از معروفین مرا به مردی در مؤسسه احمدی راهنمایی کرد که نامش مرحوم شیخ ابراهیم طبلیهی بود که به من تجوید و احکام درست را آموخت و من در نزد او قرائت کردم و او مرا ترغیب کرد تا هر روز در مقام احمدی قرائت کنم ، مخصوصا ما بین اذن و اقامه عصر، بسیاری اطراف مرا پر می کردند و به لطف خداوند دردل بسیاری از مردم راه پیدا کردم بالاخص به جهت اینکه من از استاد مصطفی در اداء اعجاب بر انگیز و محبوبش در نزد مردم تقلید میکردم ، من به روستاهای استان غربی دعوت شده و در استانهای همجوار هم شناخته شدم از چیزهائی که مرا کاملا به خودم مطمئن می ساخت کوشش و مقاومت و حرص زیاد و شدید من بر قرآن کریم و تلاوت همراه با تعهد و تقوای آن بود)) قاری جوان راغب مصطفی غلوش توانست در سن کوچکی و قبل از ۱۸ سالگی برای خود مجد و عظمتی بیافریند ،با اینکه حق دفاع از وطن بر عهده او قرار گرفت و برای سربازی و اداء خدمت خوانده شد چیزی که چاره و گریزی از آن نبود، در سال ۱۹۵۸م در حالیکه ۲۰ سال داشت سربازی را شروع کرد و به مرکز آموزش اداره امنیت مرکزی فرستاده شد او می گوید :
((…وبا توجه به اینکه من به نیروهای امنیت مرکزی ملحق شده بودم دائما به مسجد امام حسین علیه السلام تردد میکردم و خبر میگرفتم تا اینکه اگر شده حتی یک آیه در بزرگترین و مشهورترین مساجد مصر و قاهره قرائت کنم و بر این امر حریص بودم که خود را به مسئولین مسجد عرضه کنم تا شاید برایم فرصتی پیش آید تا ده آیه ای قرائت کنم یا در این مسجد بزرگ اذان بگویم به شیخ مسجد حسینی شیخ حلمی عرفه معرفی شدم و آنچه مقدور بود از قرآن در نزدش خوانده و او بسیار از من خوشش آمد …و روزی به آنچه در درونم بود تصریح کرده و از او خواستم که بزرگواری کرده و به من برای اذان و قرائت یک عشر قبل از اقامه نماز اجازه دهد ، او به من گفت: راغب اگر شیخ طه فشنی تاخیر کرد فرصتی برای تو خواهد بود ، من از ته قلب از خداوند خواستم که شیخ طه فشنی تاخیر کند و گوئی که درهای آسمان بتمامی باز گشته بود و خداوند دعوت مرا اجابت فرمود و شیخ فشنی تاخیر کرد و موعد اذان نزدیک شد و شیخ حلمی به من گفت: آماده باش و به مسئول مسجد گفت: بگذار راغب اذان بگوید پس اجازه داد و مرا در کنار شیخ محمد غزالی (رحمه الله ) نگه داشت تا وقتی که با فرارسیدن وقت نماز عصر از درس فارغ گردد ، شیخ مصطفی اسماعیل عبارتی را در آخر اذان اضافه می کرد و می گفت: ((…الصلاه و السلام علیک یا نبی الرحمه یا ناشرالهدی یا سیدی یا رسول الله )) من هم همچنانکه استاد مصطفی اذان می گفت اذان گفتم این در حالی بود که من لباس سربازی به تن داشتم که نظر مردم را به من جلب می کرد این موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حال روزه خوب و کشیده و زیبا می شود ومن ۱۰ آیه را خواندم و از سوره الحاقه هم شروع کردم و جو مسجد منقلب شد تا آنجا که من شبیه خیمه ای در وسط میدانی شدم و در قرائت فرو رفتم چرا که مردم با گفتن الله یفتح علیک، یبارک فیک، تانی الآیه، به من شجاعت می بخشیدند ومن آیات را بنا به خواست افراد موجود در مسجد بیش از یکبار خواندم و زمان تلاوت به بیش از نیم ساعت رسید ، من به پادگان برگشتم در حالیکه شادی ام وصف ناشدنی و اعتماد به نفسم از اینکه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذار کرده بودند زیاد شده بود به من برای خروج در هر زمانی اجازه می دادند و من به مسجد امام حسین علیه السلام زیاد رفت و آمد میکردم و به واسطه این مسجد شهرت پیدا کردم و با این مسئله من خیلی خوشحال شدم چرا که در مسجدی قرائت می کردم که مرحوم شیخ محمود خلیل حصری در آن سوره می خواند و مرحوم شیخ طه فشنی در آن اذان می گفت و مرحوم دانشمند بزرگوار استاد غزالی در آن درس می داد و خطبه می خواند این شرف عظیمی بود که هر کس در سن من و هر حافظ قرآنی آنرا آرزو داشت ))

از مسجد حسینی تا رادیو: و در مسجد امام حسین (ع) شروع به جدا شدن به سمت چیزی که خوابش را می دیدم شدم به بزرگان مسئولان دولتی شناسانده شده و به ایشان نزدیک شدم و ایشان مرا بر قرائت پیش روی جماعت تشجیع کردند و سبب از بین رفتن ترس و وحشت در وجود من شدند و عامل نیرومندی بودند در رابطه با دعوتهائی (برای احیاء مجالس حزن و ماتم در قاهره) که به من متوجه می شد در آن مجالس با مشاهیر قاریان رادیو مانند استاد مصطفی استاد عبدالباسط استاد حصری و غیر ایشان از مشاهیر همراه می شدم ، از میان کسانی که به مسجد حسینی می آمدند استاد محمد امین حماد مدیر رادیو در آنوقت بود حاضرین به او گفتند استاد، به راغب کارتی بدهید تا بتواند به رادیو بیاید و تقاضانامه ملحق شدن به رادیو را پر کند و تقدیم دارد او همانجابه من کارت را داد و گفت: فردا در دفترمن در ساختمان رادیو در شریفین نزد من باش ، من به مسجد امام حسین (علیه السلام)رفتم وشیخ حلمی عرفه، سرهنگصلاح الالفی و سرهنگ محمد الشماع را دیدم و هر ۳ با آمدن با من برای رفتن پیش مدیر رادیو موافقت کردند مدیر بخاطر بودن من با آنها با من حسن استقبال داشت و من تقاضا نامه را نوشتم … بنابر تاریخ اعلام شده به رادیو رفتم با امتحان را نزد هیات داوران به اتمام برسانم آنجا در اطرافم ۱۶۰ قاری دیدم، ایشان به من گفتند: تو در ضمن نگهبانی هستی ؟ -من لباس سربازی به تن داشتم- من گفتم من هم همراه شما هستم و برای امتحان آمده ام ایشان تعجب کردند و بعضی از آنها برای من آرزوی موفقیت کردند …هیات داوران ۲ قسم بود قسمتی برای صوت و قسمتی برای قرآن به من گفتند از این قسمت بخوان((من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون ))الخ به لطف خدا موفق بودم اعضاء هیات برایم درود فرستادند و به محافظت صدا توصیه ام کردند …

گروهبان وقاری رادیو: از مدت سربازی ام ۲۰ روز مانده بود و من در صدد گرفتن گواهی پایا ن خدمت بودم و قبل از ۲ یا ۳ ماه انتظار معلوم شدن نتیجه را نداشتم پس از گرفتن گواهی پایا ن خدمت به شهر خودم (برما) رفتم و با چیزی که انتظار نداشتم مواجه شدم اهل روستا استقبال غیر منتظره ای از من کردند و می گفتند: هزار بارک الله راغب مرا بغل کردند و نزدیک بود روی گردن قرارم داده و ببرند گفتم قضیه چیست ؟ گفتند: مگر این خبر را نشنیده ای؟ گفتم: کدام خبر؟ گفتند اسم و عکس تو با تیتر درشت در همه روزنامه ها درج شده که (گروهبان قاری) خدای را سپاس که به من صبر و تحملی داد تا این خبر سعید را تحمل کنم خبری که عقل و صبر نیاز داشت تا کسی در خوشحالی افراط نکند. سفر به دول مختلف دنیا: استاد راغب بیش از ۳۰ سال متوالی برای قرائت کتاب الله مجید به کشورهای جهان من جمله ایران سفر کرد و به این نکته ایمان داشت که این ماموریت و رسالت سنگینی است که به نحو شایسته باید آنرا اداء کرد … در سالهای اخیر ماندن در مصر را ترجیح می دهد تا میلیونها نفر از تلاوت قرآن بامدادی و روزهای جمعه و مناسبتهای مختلف او بهره مند شوند و نیز موقعیتی برای سفر دوستان او یعنی مشاهیر قاریان به دولتهای مختلف فراهم شود .
ایام می گذرد و فضائل نیز همچنان با او میگردد فضیلتی که او و گروهی از بزرگان عرصه قرآن از قرآن کریم بدست آورده اند. بررسی تلاوت استاد راغب مصطفی غلوش «راغب مصطفی غلوش» بارها به جمهوری اسلامی ایران سفر كرد كه اولین بار آن با استاد «محمد بسیونی» بود و البته تلاوت‌های زیبای خود را در آن برهه به اجرا گذاشت، تلاوت‌هایی كه به واقع باید آن‌ها را میراث جاودانه هنر تلاوت قرآن كریم دانست؛ گزارش زیر ابعاد شخصیتی و فنی تلاوت‌های این استاد را بررسی و تحلیل می‌كند. به گزارش پایگاه قرآنی آوای آسمانی، بدون شك یكی از قاریان مشهور جهان اسلام كه در حال حاضر دوران كهنسالی خود را می‌گذراند و توانسته است احیاگر واقعی سبك استاد «مصطفی اسماعیل» در تلاوت قرآن كریم باشد «راغب مصطفی غلوش» یكی از قاریان متأخر و البته بسیار ممتاز كشور مصر است. استاد «راغب‌مصطفى غلوش»، در سال 1938 میلادى در روستاى «برما»، مركز طنطا در استان غربى متولد شد، پدرش علاقه‌مند بود كه وى را به تحصیل علوم ابتدائى بفرستد تا صاحب مقامی بزرگ شود، در روستا مكتب‌هاى فراوانی وجود داشت و گرایش و رویكرد به آن‌ها كاملاً محسوس و ملموس بود و مردم در آن‌زمان از آن‌جا كه كلمه عالم جز به رجل دینى به ویژه امام مسجد كه خطبه نماز جمعه را مى‌خواند اطلاق نمى‌شد، به حفظ قرآن كریم توسط فرزندانشان همت می‌گماشتند تا آن‌ها عالم شوند. از این‌روی یكى از نزدیكان به پدر او حاج «مصطفى غلوش» سفارش مى‌كند كه فرزندش راغب را به یكى از استادان حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بیاموزد و به‌خاطر اشتیاق و تعصب دینى شدیدى كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفى وجود داشت او با این نظر موافقت كرد و به پسرش راغب سفارش كرد كه هر روز پس از درس به مكتب برود.
موهبت الهى شامل این كودك هشت ساله شد و وی موضوع گفتگوى اهل روستا به ویژه استادان حفظ و حفاظ شد و به خاطر صداى زیبایش تأثیر به‌سزائى در شدت اهتمام استادش به او و خیرخواهى و مراقبت دائمى از او داشت، چرا كه آینده روشنى در میان مشاهیر قاریان را از وى متوقع بود و همین مسئله باعث شد كه راغب تا قبل از 10 سالگى موفق به حفظ كل قرآن كریم شود و بعد از حفظ كامل قرآن، به یادگیری احكام آن تحت نظارت شیخ «عبدالغنى شرقاوى» در روستاى برما پرداخت. درسن 14 سالگى ذكر خیرش به روستاهاى هم‌جوار رسید و شهرتش تا به شهر طنطا، جایگاه عالمان هم رسید، در رمضان سال 1953 دعوت‌هایى پشت سر هم از روستاها و شهرهاى نزدیك به روستا به او رسید و در سن 15 سالگى به روستاى «محلةالقصب» در استان كفرالشیخ دعوت شد. این قارى جوان به‌ آن‌چه مى‌دید و یا مى‌شنید و به رقابت‌ها و مسابقاتى كه به علت شهرت و صدای زیبای استاد مصطفى اسماعیل بین قاریان در جریان بود اعتنایى نمی‌كرد و به‌دنبال عوامل و قواعدى استوار بود كه در راه پیشرفت در قرائت قرآن او را یاری سازد. او به درستى دریافت كه بر طالب علم لازم است كه با كوشش و مداومت به سویش سعى كند، بنابراین استادى استوار و متین در علوم قرآن را جستجو كرد تا علم تجوید و قرائات را از او فرا گیرد. وی به شهر طنطا رهسپار شد و به مؤسسه و آكادمى قرائات در مسجد احمدى ملحق شده و تحت نظر مرحوم استاد «ابراهیم طبلیهى» به فراگیری علوم و فنون قرائت قرآن پرداخت. خود استاد غلوش در این‌باره می‌گوید: من با قرار دادن مصطفی اسماعیل به‌عنوان الگو به‌ تقلید از وی پرداختم و با رفتن به شهر طنطا دنبال استادی در زمینه علم قرائات مى‌گشتم تا این كه یكى از قراء معروف آن شهر مرا به مردى در مؤسسه احمدى راهنمایى كرد كه نامش مرحوم شیخ ابراهیم طبلیهى بود كه در نزد او تجوید و احكام قرائت قرآن را آموختم.
غلوش می‌گوید: من همیشه آرزو می‌كردم یك قاری مشهور و محبوب باشم و در آغاز بسیار به خود مغرور بودم و فكر می‌كردم كه چون صدای من شبیه صدای استاد «مصطفی اسماعیل» است، من نیز مانند او مشهور و محبوب خواهم شد. راغب مصطفى غلوش توانست در سن نوجوانی و قبل از 18 سالگى براى خود مجد و عظمتى بیافریند، وی در سال 1958 میلادی در حالی كه 20 سال داشت براى سربازى و ادای خدمت خوانده شد و به مركز آموزش اداره امنیت مركزى برای انجام خدمت سربازی فرستاده شد. وی با یادآوری خاطرات آن روزها می‌گوید: با توجه به این‌كه من به نیروهاى امنیت مركزى ملحق شده بودم در عین حال مرتب به مسجد امام حسین(ع) تردد می‌كردم و مشتاق بودم تا اگر شده حتى یك آیه در بزرگترین و مشهورترین مساجد مصر و قاهره قرائت كنم و بر این امر حریص بودم كه خود را به مسئولان مسجد عرضه كنم تا شاید برایم فرصتى پیش آید تا 10 آیه‌اى قرائت كنم یا در این مسجد بزرگ اذان بگویم. استاد غلوش خاطرات خود را این‌گونه ادامه می‌دهد: پس از مدتی با امام جماعت مسجد حسینى، شیخ «حلمى عرفه» آشنا شدم و نزد وی به تلاوت قرآن پرداختم كه باعث رضایت و خرسندی وی از تلاوت من شد، روزى فرصت را غنیمت شمرده و علاقه‌ خود را برای تلاوت قرآن در مسجد حسینی ابراز كردم و از وی خواستم كه به من براى قرائت قرآن قبل از اقامه نماز اجازه دهد، وی به من گفت: از آن‌جا كه شیخ «طه‌الفشنی» قاری مسجد است اگر تأخیر كرد این اجازه را داری كه به تلاوت قرآن بپردازی». این قاری ممتاز در ادامه خاطره خود می‌گوید: «از ته قلب از خداوند خواستم كه شیخ طه‌الفشنى تأخیر كند و گویى كه درهاى آسمان به تمامى باز گشته بود و خداوند دعوت مرا اجابت كرد و آن روز استاد الفشنی به علت كاری كه برایش پیش آمده بود تأخیر كرد و موعد اذان نیز نزدیك شد، در آن هنگام شیخ حلمى به من گفت: خود را برای قرائت قرآن آماده كن و خطاب به مسئول مسجد نیز گفت بگذار راغب قرآن را تلاوت كند.

استاد راغب مصطفی غلوش ادامه می‌دهد: این موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حال روزه خوب و كشیده و زیبا مى‌شود و من شروع به تلاوت 10 آیه اول سوره الحاقة كردم و جو مسجد منقلب شد تا آن‌جا كه من شبیه خیمه‌اى در وسط میدانى شدم و در قرائت فرو رفتم چرا كه مردم با گفتن «الله یفتح علیك»، «یبارك فیك»، «تانى‌الآیة»، به من شجاعت مى‌بخشیدند و من آیات را بنا به ‌خواست افراد موجود در مسجد بیش از یك‌بار خواندم و زمان تلاوت به بیش از نیم ساعت رسید، من به پادگان برگشتم در حالی كه شادى‌ام وصف ناشدنى و اعتماد به‌نفسم از این‌كه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذار كرده بودند زیاد شده بود، به من براى خروج در هر زمانى اجازه مى‌دادند و من به مسجد امام حسین (ع) زیاد رفت و آمد مى‌كردم و به واسطه این مسجد شهرت پیدا كردم و با این مسئله من خیلى خوشحال شدم چراكه در مسجدى قرائت مى‌كردم كه مرحوم «شیخ محمود خلیل‌الحصرى» و مرحوم شیخ «طه‌الفشنى» در آن به تلاوت قرآن می‌پرداختند».
استاد غلوش درباره چگونگی پیوستنش به رادیو می‌گوید: با قرائت در مسجد امام حسین(ع) زمینه پیشرفت من در زمینه تلاوت قرآن كریم فراهم شد و من به مسئولان دولتى شناسانده شده، آن‌ها مرا به قرائت قرآن در حضور عامه مردم تشجیع می‌كردند و سبب از بین رفتن ترس و وحشت در وجود من شدند و عامل اصلی دعوت از من براى احیاء مجالس حزن و ماتم در قاهره برای تلاوت قرآن شدند كه در آن مجالس با مشاهیر قاریان رادیو مانند استاد «مصطفى اسماعیل»، استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد»، استاد «حصرى» و غیره آشنا و همراه مى‌شدم. استاد غلوش می‌افزاید: از میان كسانى كه به مسجد حسینى مى‌آمدند استاد «محمد امین حماد»، مدیر رادیو در آن وقت بود، در آن‌جا حاضران به او گفتند استاد حماد، به راغب نیز كارتى بدهید تا بتواند به رادیو بیاید و تقاضانامه ملحق شدن به رادیو را پر كند، وی در همان‌جا به من كارتی را داد و گفت: فردا در دفتر من در ساختمان رادیو در شریفین نزد من باش، من به مسجد امام حسین(ع) رفتم و شیخ «حلمى عرفه»، سرهنگ «صلاح الالفى» و سرهنگ «محمد الشماع» را دیدم و هر سه با من براى رفتن نزد مدیر رادیو موافقت كردند، مدیر رادیو نیز به‌خاطر بودن آن‌ها نسبت به من حسن استقبال را داشت و من در آن‌جا تقاضانامه ورود به رادیو را نوشتم. استاد غلوش ماجرای پیوستن به رادیو را این‌گونه ادامه می‌دهد: بنابر تاریخی كه برای گرفتن تست از من اعلام شده بود به رادیو رفتم، در آن‌جا می‌بایست نزد هیئت داوران امتحان می‌دادم، 160 قارى دیدم، آن‌ها به من گفتند: تو نگهبان هستى؟ ( من لباس سربازى به تن داشتم) من گفتم من هم همراه شما هستم و براى امتحان آمده‌ام، آن‌ها تعجب كردند و بعضى از آن‌ها نیز براى من آرزوى موفقیت كردند. غلوش درباره چگونگی گرفتن امتحان قرائت برای ورود به رادیو این‌گونه می‌گوید: هیئت داوران از دو قسمت تشكیل می‌شد، قسمتى براى صوت و دیگری براى قرائت قرآن، آن‌ها به من گفتند از این قسمت بخوان «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها و من جاء بالسیئة فلا یجزى الا مثلها و هم لا یظلمون»، من نیز به لطف خدا موفق شدم آیاتی را كه به من داده شده بود به‌خوبی تلاوت كنم، اعضاء هیئت برایم درود فرستادند و مرا به محافظت از صدایم توصیه‌ كردند.
استاد غلوش خاطره خود در پیوستن به رادیو را این‌گونه خاتمه می‌دهد: از مدت سربازى‌ام 20 روز مانده بود و من در صدد گرفتن گواهى پایان خدمت بودم و قبل از دو یا سه ماه انتظار معلوم شدن نتیجه را نداشتم، پس از گرفتن گواهى پایان خدمت به روستای برما برگشتم و با چیزى كه انتظار نداشتم مواجه شدم، اهل روستا استقبال غیر منتظره‌اى از من كرده بودند، به آن‌ها گفتم قضیه چیست؟ گفتند: مگر این خبر را نشنیده‌اى؟ گفتم: كدام خبر؟ گفتند اسم و عكس تو با تیتر درشت در همه روزنامه‌ها درج شده است، آن‌ها مرا گروهبان قارى خطاب می‌كردند.
استاد راغب بیش از 30 سال متوالى براى قرائت كتاب روح‌بخش الهی به كشورهاى مختلف جهان از جمله كشورهای حاشیه خلیج فارس و به ویژه امارات و كویت و نیز جمهوری اسلامی ایران سفر كرد و به این نكته ایمان داشت كه این مأموریت و رسالت سنگینى است كه به‌ نحو شایسته باید آن را ادا كرد. به درستی كه باید استاد راغب مصطفی غلوش را احیاگر فنون استاد مصطفی اسماعیل در تلاوت قرآن كریم دانست، وی با بهره‌گیری از سبك استاد مصطفی اسماعیل توانست سبكی زیبا و منحصر به فرد برای خود برگزیند، سبكی كه البته با تمام ظرافت‌های خود در بین قاریان جوان ما تا حدودی ناشناخته است.
غلوش البته به مانند قاریان متأخر كشور مصر علاقه‌ای به مبسوط‌ خوانی مقام بیات در ابتدای تلاوت ندارد، وی پس از خواندن چند فراز ابتدایی در مقام بیات به مقام رست منتقل می‌شود و پس از اجرای آن مقام آن‌گاه اسكلت تلاوت خود را پی‌ریزی می‌كند.
تلاوت سوره احزاب این استاد كه در ایران با زیبایی هرچه تمام‌تر اجرا شده است را می‌توان به عنوان نماد و سمبل تلاوت‌ها و نماینگر سبك وی در تلاوت قرآن دانست، تلاوتی كه در آن مقام صبا را با ظرافت فنی خاصی اجرا می‌كند. غلوش از صدایی بم و با طنین بسیار زیبا برخوردار است و در تلاوت‌های خود حتی تا دو اكتاو صوتی را به اجرا می‌گذارد، پرده توسط صدای این استاد فوق‌العاده زیباست و به طور معمول حالت طرب‌گونه‌ای را در دل‌های مخاطب بوجود می‌آورد كه البته این معلول تحریرپذیری صدای استاد در این پرده است.

زندگینامه دكتر احمد نعينع

 

  

سوال 1- لطفاً بفرماييد خودتان را معرفي كنيد و بفرماييد چند سال داريد و در كجا متولد شده ايد و الان در كجا ساكن هستيد و چه تحصيلاتي داريد؟
بنده دكتر احمد نعينع هستم، 46 سال سن دارم و در شهر متوبس متولد شده ام. كلمه متوبس كلمه اي از فراعنه است كه اصل آن متوبس است، الان نيز در قاهره پايتخت مصر سكونت دارم. من در دانشگاه اسكندريه ليسانس خود را در پزشكي و بعد فوق ليسانس خود را گرفتم و در انتها نيز دكتراي خود را با تخصص طبابت اطفال در آن دانشگاه گرفتم.
سوال 2- غير از خودتان سه تن از قاريان بزرگ مصر را نام ببريد؟
از قاريان قديم: استاد محمد رفعت، استاد مصطفي اسماعيل و استاد ابوالعينين شعيشع.
از قاريان جديد: استاد شحات محمد انور، استاد محمد اليثي و استاد محمد عبدالوهاب طنطاوي.
سوال 3- آيا در ملاقات هايتان با مقام معظم رهبري و تلاوتهايي كه داشتيد خاطره اي داريد؟
من سومين بار است كه به ايران سفر كرده ام و در دو بار قبل با ايشان ملاقات داشتم. خاطره اي از اولين ديدار ار نقل مي كنم: يك شب هنگام نماز مغرب و عشا در منزل مقام معظم رهبري بودم و نماز را به امامت ايشان خواندم و بعد قرار شد كه قرائت كنم، امام در جاي مخصوص جلوس كردند و من هم تلاوت كردم. آقا بسيار خوشحال شدند و فرمودند: (( شما مثل استاد مصطفي اسماعيل تلاوت مي كنيد و صدايتان بسيار شبيه اوست اما از او تقليد نمي كنيد بلكه قطعاتي را افزون بر كارهاي مصطفي اسماعيل اجرا مي كنيد.)) و بعد سوالاتي را پرسيدند كه استاد مصطفي اسماعيل كي فوت كرد، كجا فوت كرد، چگونه بود و چقدر از آن زمان مي گذرد.
سوال4- ما به خاطر داريم كه شما در يكي از سفرهايتان به ايران يك عبا را از دست مقام معظم رهبري هديه گرفتيد، بفرماييد كه آيا آن عبا را براي تلاوت نيكويتان به عنوان صله دريافت كرديد؟
من فقط يك عبا نگرفتم بلكه يك شال سبز هم از ايشان هديه گرفتم و علتش هم اين بود كه در گفتگوهاي من با مقام معظم رهبري من عرض كردم كه اجداد من حسني هستند و در واقع من از يك سلسله حسني هستم و اجداد من به امام حسن (ع) بر مي گردد و لذا من از سادات هستم و ايشان يك عبا به رنگ روشن و يك شال سبز به من هديه دادند.
سوال5- آيا از مسافرت هايتان به شهرهاي ديگر ايران هم خاطره اي داريد و از استقبال مردم در كجا بهترين خاطره برايتان پيش آمده است؟
من به شهرهاي فراواني از جمله بوشهر، اروميه، شيراز، اصفهان، مشهد، زاهدان، اهواز، لار، بندرعباس، سنندج، يزد، كرمان و رفسنجان مسافرت كرده ام. ولي بهترين خاطرات من در شهرهايي رقم خورد كه اماكن مقدسه در آنجا وجود دارد. خصوصاً در مشهد مقدس در زيارت حضرت امام رضا (ع) يك فضاي روحاني و قدسي در آنجا احساس كردم و روحانيت خاصي را در آنجا ديدم و همينطور در قم در زيارت حضرت معصومه(ع) و همينطور در شيراز در زيارت شاه چراغ نيز احساس خوبي داشتم.
سوال6- شما در سفرهايتان به هر جا تشريف برده ايد قاريان ايراني را ديده ايد كه در آنجا به تلاوت قرآن پرداخته اند، بفرماييد نظرتان راجع به آنها چيست وآينده آنها را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
من در اين مدت كه از اولين سفرم تاكنون به ايران مي گذرد هر سالي نسبت به سال گذشته قاريان ايراني را بهتر و در سطح بالاتري ديده ام و من همواره شكوفايي را در قاريان ايراني احساس مي كنم و همواره آنان را تشويق مي كنم و برايشان دعا مي كنم و اميد است كه در آينده همتراز با قاريان مصري باشند و چيزي از آنها كم نداشته باشند.
سوال7- آيا خاطره اي از استاد عبدالباسط داريد؟
من در ابتدا همراه با ايشان مي خواندم و اصلاً تلاوتم را با ايشان همراه كرده بودم و از او الهام مي گرفتم، در حالي كه او در نهايت و در اوج بود و من يك تازه كار بودم. حدود 8 سال او را مي شناختم او مردي خوش قلب و خوش رو بود و متخلق به اخلاق قرآني. اما استاد مصطفي اسماعيل براي من جاي خاصي را داشت.
سوال 8- در صورتي كه مي توانيد خاطره اي از استاد منشاوي بازگو كنيد؟
من بيش از 30 سال با اسم محمد صديق منشاوي و تلاوتهاي او آشنا بودم، از حدود سال 1969 ميلادي، من حدوداً 10 ساله بودم و استاد را مي شناختم و از آن زمان تاكنون با تلاوتهاي او آشنا هستم، آشنايي ما هم با اين حالت بود كه او در مسجدي در اسكندريه تلاوت مي كرد و من با نامه و مكاتبه از او كسب فيض مي كردم.
سوال9- در انتها از شما خواهشمنديم خاطره اي از استاد مصطفي اسماعيل نقل كنيد؟
من در آن زمان كه استاد در مناسبتهاي مختلف در شهر متوبس تلاوت مي كرد كودك بودم و تلاوتهاي او را مي شناختم. بعد به اسكندريه آمدم. استاد به آنجا خيلي سفر مي كردند در دهة70 با استاد آشنا شدم و8 سال هميشه همراه استاد بودم و هميشه به مانند يك ملازم، هر جا استاد مي رفت همراه ايشان بودم.
سوال10- استاد از شما خواهشمنديم كلماتي را به زبان فارسي صحبت كنيد؟
متشكرم، خيلي ممنون .

زندگینامه استاد طه الفشنی

Image result for ‫زندگینامه طه الفشنی‬‎

شاید به ندرت بتوان كسی را یافت كه ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» شاهكار ماندگار استاد «طه الفشنی» را نشنیده باشد؛ گزارش زیر شخصیت و ویژگی‌های فنی تلاوت قرآن و ابتهالات این قاری و موشح را بررسی می‌كند.استاد «طه موسی حسن» مشهور به «طه الفشنی» از مبتهلان و قاریان قرآن كریم مصر در سال 1900 میلادی مطابق با 1279 هجری شمسی در شهر «فشن» از توابع استان «بنی سویف» دیده به جهان گشود.
وی اولین مؤذن مسجد امام حسین(ع) در قاهره بود و چنان‌ كه آثار به‌ جای مانده از تلاوت‌ها و ابتهالاتش گواهی می‌دهد، وی فردی نابغه و توانا در علم موسیقی بود، همچنین بر فنون و قواعد تلاوت قرآن كریم تسلط و چیرگی كامل داشت.
این استاد تنها یك قاری قرآن نبود، بلكه حیاتش را به عنوان یك منشد و موشح آغاز كرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن كریم وجود داشت كه او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت كشانید.
طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن كریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرك دوره ابتدایی را در سال 1916 میلادی مطابق با 1295 هجری شمسی دریافت كرد و پس از آن كل قرآن كریم را حفظ كرده و به مدرسه معلمان پیوست، وی همچنین موفق شد در سال 1919 میلادی مطابق با 1298 هجری شمسی به دانشگاه الازهر در قاهره بپیوندد.
این استاد بسیاری از نغمات را به قرائت قرآن كریم با حفظ احكام تلاوت داخل كرد، او معتقد بود كه یك قاری نمی‌تواند قاری باشد تا زمانی‌ كه موسیقی را در وهله اول آموخته باشد و اگر جز این باشد چگونه خواهد توانست مردم را از استماع قرائتش به شادی و نشاط درآورد كه البته این نظر، نظری شخصی است كما این‌كه بعضی دیگر از قاریان این نظر را رد كرده‌اند.
استاد طه الفشنی نیز پس از این اقدام رادیو با همیاری استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد» و «عبدالقادر حاتم» وزیر فرهنگ و ارشاد آن زمان مصر به اعتراض برخاست و رادیو نیز به خصوص پس از وساطت استاد «مصطفی اسماعیل» سعی در راضی كردن وی برآمد.

ورود به رادیو
طه الفشنی در محضر استاد «سید درویش» كه حافظ قرآن بوده و به انشاد دینی اشتغال داشت نغمات قرآنی را آموخت، در آن زمان «سعید لطفی» مدیر وقت رادیوی مصر تلاوت زیبایش را در یكی از شب‌های ماه مبارك رمضان در مسجد امام حسین(ع) قاهره شنید و از او دعوت كرد كه به رادیو بیاید و از این طریق برای مردم به اجرای برنامه بپردازد.
وی همچنین در محضر استاد «علی محمود» شاگردی كرده و از او علم انشاد و مدایح نبوی را آموخت، وی همچنین به گروه تواشیح استاد علی محمود پیوست و پس از آن نیز در گروه تواشیح استاد «ابراهیم فران»، صاحب موشحات مشهور به اجرای برنامه پرداخت و پس از اندك زمانی فنونی مستقل بنا نهاده دارای گروه و اسلوبی مختص خود شد.
«طه الفشنی»؛ طلایه‌دار فنون انشاد دینی و تواشیح
استاد طه الفشنی در رهبری فن تواشیح و سایر فنون انشاد دینی نقشی بسزا و عظیم داشت، چرا كه همواره در راستای دیدارش با مندشان بزرگ آن زمان، آنان را به استمرار این طریق و كشف استعدادها و هدایت آن‌ها دعوت می‌كرد و این امر پس از رحلت پایه‌داران مكتب انشاد و تواشیح تأثیری بسزا در استمرار این مكتب به جا گزارد.
«طه‌الفشنی»؛‌مبتهلی‌آشنا‌به‌فنون‌تلاوت
طه الفشنی مبانی قرائت و حفظ قرآن كریم را در زادگاه خود آموخت و بدین‌سان مدرك دوره ابتدایی را در سال 1916 میلادی مطابق با 1295 هجری شمسی دریافت كرد و پس از آن كل قرآن كریم را حفظ كرده و به مدرسه معلمان پیوست
وی توانست جایگاه عظیم خویش را در دهه 40 در میان قراء بلندمرتبه به خوبی تثبیت كند، تا آن‌جا كه در قصرهای «عابدین» و «رأس‌التین» در حضور «ملك فاروق» پادشاه وقت مصر، به همراه استاد «مصطفی اسماعیل» به تلاوت قرآن بپردازد.
در سال 1963 میلادی و آن زمان كه شبكه تلویزیونی در مصر افتتاح شد استاد طه الفشنی از اولین كسانی بود در در آن به تلاوت قرآن پرداخت و با صدای زیبا و ملكوتی خود عاشقان و تشنگان معارف ناب قرآنی را سیراب كرد.
استاد طه الفشنی چنان اقتدار و تسلطی بر اصول تلاوت قرآن پیدا كرد كه به سرعت توانست به واسطه صوت زیبا و حلاوت تلاوتش، همچنین رعایت تمامی قواعد و اصول قرائت قرآن كریم، مقامی عظیم را از آن خود سازد.
طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن كریم را به عنوان یكی از مشهورترین قاریان قرآن كریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود كه وی یكی از قوی‌ترین اركان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد.
وی به كشورهای زیادی برای تلاوت قرآن كریم مسافرت كرد و در واقع یكی از بهترین سفیران برای قرآن كریم بود، وی همچنین نشان‌های لیاقت و درجه‌های ممتاز كشورهایی كه به آن‌ها مسافرت می‌كرد و در آن‌جا به تلاوت قران می‌پرداخت از دست رؤسای جمهور و وزیران آن كشورها دریافت می‌كرد.
این استاد فن تلاوت قرآن كریم پس از برجا گذاشتن آثار ماندگاری در عرصه ابتهال مانند «حب الحسین» و «میلاد طه» سرانجام در سال 1971 میلادی مطابق با 1350 هجری شمسی در سن 71 سالگی بر اثر بیماری درگذشت؛ روحش شاد و یادش گرامی باد.
تحلیلی كوتاه درباره تلاوت‌های استاد طه الفشنی
شاید اگر كسی قبل از این‌كه تلاوت‌های قرآن استاد طه الفشنی را بشنود، ابتهال‌های بسیار زیبای این استاد را استماع كند بگوید كه وی در عرصه تلاوت قرآن كریم نتوانسته است آن‌چه را كه باید باشد به منصه ظهور برساند و اجرا كند.
اما در حقیقت باید گفت كه زیبایی، پختگی و فنی بودن تلاوت‌های استاد طه الفشنی اگر از ابتهالات وی بیشتر نباید كمتر نیز نیست به طوری كه اگر كسی تلاوت سوره‌های «كهف» و «مریم» این استاد را شنیده باشد به طور قطع بر این نظر صحه خواهد گذاشت. 
این استاد تنها یك قاری قرآن نبود، بلكه حیاتش را به عنوان یك منشد و موشح آغاز كرد، در وجود این استاد گرایش‌های دینی و علاقه‌ای وافر به قرآن كریم وجود داشت كه او را از مسیر خوانندگی و نوازندگی و انشاد و تواشیح به قرائت كشانید.

طه‌الفشنی؛ رئیس مجمع قراء مصر
طه الفشنی در ادامه فعالیت‌های خود ریاست مجمع قراء قرآن كریم را به عنوان یكی از مشهورترین قاریان قرآن كریم چه از حیث تجوید و چه از حیث صوت و لحن عهده‌دار شد و این زمانی بود كه وی یكی از قوی‌ترین اركان عرصه تواشیح و مدائح نبوی به‌ شمار می‌آمد
صدای استاد طه الفشنی از زیبایی خاصی برخوردار است كه تأثیرگذاری تلاوت وی را در مخاطب دوچندان می‌كند، این استاد به طور معمول علاقه‌مند است كه بیشتر در پرده صوتی خاص خود به تلاوت قرآن بپردازد و این امر نیز باعث می‌شود كه وی بتواند فرازهای بلند از آیات را با یك نفس بخواند.
طه الفشنی در تلاوت قرآن كریم یك و نیم اكتاو صوتی را به صورت كامل اجرا می‌كند و صدایش نیز از زنگ و طنین بسیار خوب و البته از مساحت صوتی به نسبت متوسطی برخوردار است.

سخن آخر
هرچند كه هر وقت نامی از طه الفشنی برده شود همه به یاد ابتهال بسیار زیبای «حب الحسین» او می‌افتند و در حقیقت در میان جامعه قرآنی وی بیشتر یك مبتهل است تا یك قاری صاحب سبك، اما باید گفت كه تلاوت وی نیز نكاتی وجود دارد كه در تلاوت دیگر قاریان شاهد نیستیم.
طه الفشنی در بسیاری از تحریرهای خود در پایان یك فراز از آیه، از تحریرهای بسیار نرم و فنی استفاده می‌كند و اگر بخواهیم لحن وی در تلاوت قرآن را نیز بررسی كنیم، از برخی تركیب‌های لحنی ناب و مختص به خود در تلاوت قرآن استفاده می‌كند.

زندگینامه استاد عبدالوهاب طنطاوي

این زندگی نامه به صورت پرسش وپاسخ است.
سوال۱- لطفاً مطالبى را در خصوص خودتان و زندگى شخصیتان و این که چه مدتى است به کار تلاوت و قرائت پرداخته اید بیان بفرمایید؟
من در ارتباط با زندگى شخصیم باید عرض کنم که متأهل هستم و داراى هفت فرزند،۳پسر و۴دختر هستم که خوشبختانه همه آنها در دانشگاه الازهر مشغول به تحصیل هستند.
سوال۲- آیا فرزندانتان از شما بهره قرائت هم برده اند؟
بله، درسته آنها بهره مى برند ولی این موهبتى است که خدا به هر کس عطا مى کند.
سوال۳- لطفاً بفرمایید که چند ساله هستید؟
من متولد۱۹۴۷ هستم یعنى تاکنون۵۴ سال دارم.
سوال۴- شما تلاوت قرآن را به طور جدی از چند سالگى آغاز کردید و همچنین به سبک کدام استاد علاقه مند بودید و بیشترین استفاده را از آن بردید؟
من از همان دوران تحصیل کودکى خودم مشغول به قرائت قرآن بودم ولى به صورت حرفه اى از زمانى که وارد دانشگاه الازهر شدم این کار را ادامه دادم. استاد بنده آقاى شیخ صلحى محمود بودند که در آن روستایى که من زندگى مى کردم تلاوت قرآن و قرائت آن را به من آموختند و الان هم ایشان در قید حیات مى باشند.
سوال۵- استاد شما از چهره هاى جهانی قرائت قرآن در جهان اسلام هستید و به کشورهاى مختلف و اقصى نقاط عالم براى مأموریت هاى قرآنى و دعوت هاى که از سوى جوامع مختلف قرآنى کشورهاى اسلامى و یا حامی مسلمان شده سفر کرده اید از محضرتان خواهشمندم بفرمایید که تاکنون به چه کشورهایی سفر کرده اید و در کجا بیشترین استقبال را از شما داشته اند؟
من به چند کشور اروپایى و آفریقایی سفر کرده ام. از جمله به هند و همچنین به چند کشور در آمریکاى شمالى و آمریکای مرکزى مثل ونزوئلا و پاناما نیز سفر کرده ام. من در کشورهاى آسیایى از سوریه و لبنان و همچنین در آفریقا از کنیا دیدن کرده ام ولى در ارتباط با استقبال حقیقتاً باید بگویم که استقبالى که در ایران از من شد قابل وصف نیست و من نمى توانم با کلمات این استقبال گرم را بیان کنم.
سوال۶- با توجه به این که شما سفرهای زیادى به کشورهاى مختلف داشته اید و در مسابقات قرآنى که به عنوان مسابقات بین المللى در کشور ما ویا در کشورهاى دیگرى چون مالزی، هندوستان، بنگلادش و یا در کشورهاى دیگر برگزار مى شود و با توجه به این که سابقه قرائت قرآن در مصر بسیار بالا هست و اساتید بسیار معروف جهان اسلام در آن جا رشد کرده اند بفرمایید که آیا این روال مسابقات چه در زمینه قرائت و چه در زمینه حفظ و مفاهیم در مصر هم به همین گونه است و مسابقات به همین صورت برگزار مى شود؟
مسابقات در مصر هم مانند مسابقات در این جاست. در آن جا هم مسابقه حفظ هم قرائت و هم تفسیر برگزار مى شود. مسابقه مصر هم به اجزایى تقسیم مى شود: ۱۰جزء، ۲۰جزء، …
سوال۷- لطفاً نظرتان را راجع به قاریان ایرانى بیان کنید و بفرمایید که آن ها را در چه سطحى مى بینید؟
من خدا را اینجا گواه مى گیرم که با صداقت صحبت کنم و شهادت مى دهم که قاریان ایرانى داراى صوت بسیار خوبى هستند.
سوال۸-در کشور ما آموزش هاى قرآنیمان در ابتدا با روخوانى و روانخوانى و تجوید و قرائت آغاز مى شود. ما در اینجا دو نوع آموزش داریم: یک نوع آموزش سنتى داشته ایم که هم اکنون نیز در بعضى مناطق جاری هست و نوع دیگر آموزش نیز که با بالا رفتن تکنولوژى آموزشى و ارتباطات و مسائل مربوط به رایانه صورت مى گیرد. نظر شما در رابطه با آموزش قرآن براى اینکه فردی بخواهد قرآن را فرا گیرد و بحث ما نیز محصور به ظاهر قرآنى یعنى صوت و لحن و قرائت و تجوید باشد و توجهى به مسائل مفاهیمى و یا تفسیرى نداشته باشیم چیست؟ روشى که خودتان در این رابطه اعمال مى کنید و یا این که در مصر جارى و سارى هست چه روشى است؟ در این مورد توضیحاتى بفرمایید.
قرآن تنها علمى است که از طریق القاء براى انسان حادث مى شود و انسان مى تواند به آن دست پیدا کند. همچنان که از طرف خداوند متعال به جبرئیل و از جبرئیل به پیامبر مکرم اسلام(ص) نازل شد. آموزش قرآن لزوماً باید همراه با استاد باشد و به این کفایت نمى کند که به صورت شفاهى و تنها همراه با نوار استفاده و از این قبیل موارد به آموزش قرآن دست پیدا کنیم.حتماً باید استادى باشد که در حضورش قرائت شود و خطاهاى قارى توسط استاد گرفته شود و یکى از شاخصه هاى آموزش وجود استاد براى آموزش قرآن است. علاوه بر این در خود الازهر نیز بخش هایى براى آموزش قرآن و احکام آن وجود دارد. در مصر نیز آموزشگاههاى خاصى وجود دارند که به تعلیم قرآن می پردازند.
سوال۹- شما از تلاوت کدام یک از اساتید پیشکسوت مصرى بیشتر لذت مى برید؟
در ابتدا باید عرض کنم که ذوق و سلیقه ها متفاوت است ولى بنده شخصاً از اسلوب و شیوه مرحوم مصطفى اسماعیل و همچنین استاد مرحوم محمد صدیق منشاوى و استاد کامل یوسف استفاده مى کنم.
سوال۱۰-از شما خواهشمندیم توصیه ای را به علاقه مندان به تلاوت و قرائت قرآن کریم بفرمایید؟
من مى خواهم توصیه اى را برای اینکه قاریان ایرانى در آینده همتراز با قاریان مصرى داشته باشند عرض کنم. قاریان محترم در ابتدا باید با جایگاههاى موسیقیایى فن قرائت قرآن آشنا شوند تا بتوانند آن احساس معانى قرآن را به شنونده منتقل کنند. در قرآن آیاتى داریم که یا وعده هستند و یا وعید. بخشى از آنها وعده به بهشت داده اند و برخى دیگر وعده به جهنم. یک قارى خوب باید بتواند با آن لحن موسیقیایى مناسب آنها را به شنونده منتقل کند.
سوال۱۱- هم اکنون در کشور جمهوری اسلامى ایران در دانشگاه ها و مدارس ما، در صدا و سیماى ما و حتى در مساجد و بعضی از منازل افراد کانون قرآن برپا شده است و کارهاى قرآنى در آن مکان ها صورت می گیرد. با توجه به حضور شما در محافل و مجالس جهانى و بین المللى و همچنین در کشور مصر، حرکت ‎ هاى فرهنگى جمعى کشور ما را چگونه ارزیابى مى کنید و این برنامه ها چه انعکاسى در خارج از کشور ما دارد؟
اینها همه جزءکارهاى خیرى هستند که بر هر مسلمانى واجب است که آنها را دنبال کند و انجام دهد. هنگامى که من رادیو وتلوزیون را نگاه مى کنم و حتى در دانشگاه رفت و آمد مى کنم مى بینم که محافل قرآنى برگزار است و آموزش هاى قرآنى به مردم داده مى شود.
سوال۱۲- استاد شما با قاریان بزرگی همچون خودتان سفرهایى داشته اید. از شما خواهشمندیم یکى از خاطرات شیرینى که در این سفرها براى شما اتفاق افتاده است را بیان بفرمایید؟
من خاطراتى که قابل بیان و مقایسه باشد با آنچه را که در ایران مشاهده نمودم نمى توانم بیان کنم.از خاطرات شخصیم می توانم به این مورد اشاره کنم که بنده در دوره آخر زندگى استاد مصطفى اسماعیل و استاد شعبان عبدالعزیز صیاد با آن دو بزرگوار همدوره بوده ام. آن دو بزرگوار در قاهره زندگى مى کردند و منزل من در مرکز المنشوره در مصر بود. من با استاد شعبان صیاد، استاد غلوش و استاد نعینع و غیره قرائت کرده ام و با آنها همسفر بوده ام.
سوال۱۳- آقاى طنطاوى با توجه به نسلی از قاریان گذشته مصر و اساتید خوبى مثل استاد عبدالفتاح شعشایی، استاد محمد رفعت، استاد محمد صدیق منشاوى و استاد مصطفى اسماعیل و یا قاریان دیگر و با توجه به نسل قاریانى که امروز در مصر زندگى مى کنند مثل جنابعالى و یا استاد نعینع و غیره که قاریان و حافظان ما آنها را مى شناسند و همه به نوعى از آنها تقلید مى کنند بفرمایید که آیا در آینده نیز این روال ادامه پیدا خواهد کرد و کشور مصر به سوی مقصدى روشن در حرکت است و یا این که به نظر خودشان این کمیت و کیفیت خیلى خوب نیست؟
قاریانبزرگ مصرى مانند قله هایى بودند که تعدادشان هم بسیار کم است و شاید تعدادشان به اندازه انگشتان یک دست هم نرسد.ما همیشه به عنوان مقلد از یک استاد بزرگ تقلید مى کردیم اما حقیقتش این است که هم اکنون صداها بسیار به هم نزدیک و شبیه تر شده است. بایستى یک قاری یک راهى یا یک سبکى را براى خودش ابداع کند که در این شلوغى بتواند خودش را نشان دهد و استقلال داشته باشد. قاریان جدید در مرحله اول باید اصوات مختلف از قرائت هاى مختلف و از قاریان مختلف را بشنود. هر قارى باید همه آن ها را بشناسد و با صوت هاى آنها آشنا باشد. مانند هر میوه اى که یک طعم مخصوص خود دارد هر صوت هم حلاوت و زیبایى خاص خود را داراست. یک قارى باید همه اصوات را بشناسد و از میان آنها طریقه واحدى را براى سبک جدید خود انتخاب کند.
سوال۱۴- در صورت امکان از میان شاگردانتان بهترین شاگرد را معرفى بفرمایید و نکته دیگر این که ما همیشه شما را مشاهده کرده ایم که هنگام تلاوت هر چند قرآن باز باشد ولى باز شما قرآن را از حفظ خوانده اید لذا و شما یک حافظ بسیار خوب هستید. چه توصیه ا ى دارید براى کسانى که قارى هستند ولى حافظ نیستند یا حافظ هستند ولى قارى نیستند؟
بنده هنوز به آن درجه اى نرسیده ام که شاگردى داشته باشم و هنوز خودم شاگرد اساتید دیگر هستم . هر شخصى که قرآن تلاوت مى کند دلیلى ندارد که حتماً صوت زیبایى داشته باشد. اگر کسى قرآن مى خواند اولاً باید حافظ قران باشد و ثانیاً به احکام تجوید و صوت و لحن آگاهى داشته باشد. در ضمن اگر شخصى احساس مى کند که صوت زیبایى دارد آن را با حفظ کردن قرآن تکمیل کند.
سوال ۱۵- ما در سطح کشورمان و در سطح شهرها و روستاها جلسه هاى قرآنى داریم که در آن یک استاد با سابقه قرآن آموزان را آموزش مى دهد. لطفاً آقاى طنطاوى بفرمایید که آیا در مصر نیز اساتید قرآن و یا کسانى که هنوز به درجه استادى نرسیده اند جلسات منظم قرآنى دارند؟
همین جلسات در مصر هم وجود دارد. قرآن در مصر مانند آب و هواست و دقیقاً در مصر هم همین مراسمى که در اینجا برگزار مى شود وجود دارد. در مراسمهاى مختلف دینى و غیر دینى قرآن تلاوت مى شود. در مراسمات ختم نیز قارى معروفى دعوت مى شود و به تلاوت قرآن مى پردازد و مردم را موعظه مى کند و آنها را از روز قیامت و روز جزا متنبه و آگاه مى سازد. ما در مصر سنتى داریم که در هر روز جمعه یک قارى مصرى در هر مسجدى حاضر مى شود و قبل از این که نماز جمعه شروع شود به تلات قرآن مى پردازد

زندگینامه استاد خلیل الحصری

زندگینامه استاد خلیل الحصری +تصاویر

امروز مصادف با یکصدمین زادروز «شیخ محمود خلیل الحصری»، شیخ‌ا

امروز مصادف با یکصدمین زادروز «شیخ محمود خلیل الحصری»، شیخ‌القراء پیشین مصر و یکی از مشاهیر قرائت جهان اسلام است. سفیر قرآنی که با تلاوت اهوراییش جهان را عطرآگین و زندگی خود را وقف خدمت به قرآن کرد.

به گزارش مبشرین، «شیخ محمود خلیل الحصری»، از مشاهیر قرائت مصر و قاریان عصر طلایی بود که صد سال پیش در چنین روزی(۱۷ سپتامبر ۱۹۱۷ میلادی) در روستای «شبرا النمله» از توابع شهر «طنطا» واقع در استان «غربیه» مصر دیده به جهان گشود.
پدرش در چهار سالگی او را به یکی از مکتب‌خانه‌های سنتی آموزش قرآن فرستاد تا کلام وحی را در آنجا حفظ کند. مرحوم الحصری در ۸ سالگی موفق شد که حفظ قرآن را به پایان ببرد و در ۱۲ سالگی به مرکز دینی شهر طنطا پیوست و پس از آن، قرائات ده‌گانه قرآن را در الازهر آموخت. 

الحصری پس از کسب مدرک علم قرائات، به پژوهش در حوزه علوم قرآنی روی آورد و با صوت زیبا و ادای خوبی که داشت در سال ۱۹۴۴ میلادی در آزمون تلاوت رادیو قرآن مصر شرکت کرد و توانست مقام نخست این آزمون را از آن خود کند.
مرحوم الحصری در سال ۱۹۵۰ میلادی به‌عنوان قاری مسجد «الاحمدی» در شهر طنطا انتخاب شد و از آنجا به مسجد الحسین(ع) قاهره ملحق شد.
سفیر قرآنی که با تلاوت اهورایش جهان را عطرآگین کرد
شیخ الحصری از قاریان مشهور و پرآوازه‌ای بود که خداوند متعال صدای زیبایی به وی ارزانی داشته بود، او دنیا را با حلاوت صدای دلنشین خود عطرآگین کرد، به گونه‌ای که نخستین قاری مصری بود که تلاوت زیبایش از بلندگوهای حرم مکی و مدنی پخش شد و همچنین، نخستین قاری بود که در کنگره آمریکا و کاخ سفید تلاوت کرد.
ارادت مالزیایی‌ها به سفیر قرآن
این قاری نامدار مصری را به خاطر کثرت سفرهایش به کشورهای مختلف جهان برای قرائت، «سفیر قرآن» می‌خوانند، به طوری که گفته شده است در یکی از سفرهای وی به مالزی، مسلمانان و دوستداران شیخ حصری، خودروی حاملی وی را بر روی شانه‌های خود قرار دادند.
شیخ محمود خلیل الحصری خیلی زود به اهمیت تجوید در فهم قرآن و رساندن پیام آن به مخاطب پی‌ برد. بنابراین قرائت از نظر او علم و دارای اصولی بود. مرحوم حصری همچنین، معتقد بود که ترتیل قرآن تجسم زنده واژگان قرآن و تجسم معانی کلام وحی است.
برگی از دفتر مشاهیر قرائت مصر/ سفیر قرآن و تلاوتی ماندگار در سازمان ملل + عکس
شیخ‌القراء پیشین مصر بر این باور بود که ترتیل قرآن، قاری را در مواجهه عقلانی با متن قرآن قرار می‌دهد و قاری را نسبت به مسئولیت مهمش متنبه می‌کند.
مرحوم حصری همچنین، نخستین کسی بود که مصحف صوتی را با ترتیل به روایت حفص از عاصم در سال ۱۹۶۱ میلادی ضبط کرد و تأسیس اتحادیه قاریان قرآن و راه‌اندازی مراکز آموزش حفظ قرآن در همه شهرها و روستاهای مصر را خواستار شد، وی همچنین اقدام به تأسیس یک مسجد و مرکز آموزش حفظ قرآن در قاهره کرد.
بیست سال شیخ القراء بودن در مصر
شیخ الحصری یکی از بزرگان عرصه تلاوت قرآن بود، به گونه‌ای که در طول بیست سال به عنوان «شیخ القراء مصر» شناخته می‌شد و برخی صوت او را لحنی از الحان آسمانی توصیف کرده‌اند. وی به کشورهای بسیاری از جمله روسیه، چین، سوئیس و کانادا سفر کرد.

این قاری نامدار مصری قرآن را به روایت‌های مختلفی تلاوت و ضبط کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به روایت حفص از عاصم، ورش از نافع، روایت قالون از نافع و الدوری از ابی عمرو البصری اشاره کرد. 
سفیر قرآنی که با تلاوت اهورایش جهان را عطرآگین کرد
تلاوت حصری به عنوان سبکی برای آموزش قرآن به کودکان و بزرگان به شمار می‌رود و شیخ را از بین میلیون‌ها قاری ممتاز می‌کند، وی در صدر نخستین کسانی قرار داشت که برای تلاوت به خارج از مصر دعوت شد و در مقر سازمان ملل متحد، قصر پادشاهی لندن، کاخ سفید و کنگره آمریکا قرآن تلاوت کرده است. 
کسب مدال درجه یک علوم و فنون
مرحوم حصری همچنین در روز بزرگداشت علم در مصر در سال ۱۹۶۷ میلادی توانست، مدال درجه یک دولتی علوم و فنون را از آن خود کند.
هفته‌نامه «الیوم الجدید» مصر به مناسبت یکصدمین سالروز ولادت شیخ محمود خلیل حصری، گفت‌وگویی با شماری از قراء و دست‌اندرکاران قرآنی مصر انجام داده است، «حسن سلیمان»، رئیس رادیو قرآن مصر در این گفت‌و‌گو در ارتباط با تلاوت زیبای مرحوم حصری اظهار کرد: خداوند به شیخ حصری صوتی زیبا بخشیده بود. او خود را وقف قرائت و قرآن کرد و نخستین قاری بود که در سال ۱۹۶۴ میلادی قرآن را با ترتیل در رادیو قرآن تلاوت کرد. 

وی در ارتباط با تفاوت شیخ حصری با قراء چهارگانه «عبدالباسط عبد الصمد، محمود علي البنا، محمد صديق منشاوي و مصطفى إسماعيل» گفت: هریک از این قاریان سبک خاصی در قرائت داشتند، اما مرحوم حصری توانست با صوت زیبای خود مخارج حروف را بسیار ماهرانه ادا کند که به این «علم دلالت»(معناشناسی) می‌گویند.
 
سفیر قرآنی که با تلاوت اهورایش جهان را عطرآگین کرد
مرحوم الحصری در کنار شیخ شلتوت(شیخ وقت الازهر) در دیدار با مسلمانان آفریقا
حسن سلیمان با بیان این که سبک‌های شیخ حصری همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد و شاگردان وی این سبک را به دیگران آموزش می‌دهند، گفت: شیخ سبک‌های متعددی در تلاوت داشت و هزاران شاگرد در داخل و خارج مصر به دست او تربیت شده‌اند.
پخش روزانه تلاوت در رادیو قرآن مصر
وی افزود: رادیو قرآن هم‌اکنون ترتیل پنج قاری مشهور «الحصري، محمد علی البنا، منشاوي، عبدالباسط و مصطفى إسماعيل» را به طور مرتب و روزانه پخش می‌کند.
 احمد عیسی المعصراوی، از قاریان برجسته مصری و شیخ‌القراء سابق این کشور نیز در ارتباط با صدای دلنشین مرحوم حصری تصریح کرد: شیخ حصری قرآن را با همه وجود خود تلاوت می‌کرد و خداوند نیز صوتی زیبا به عطا کرده بود. 
وی با بیان این که معانی آیات بر تلاوت شیخ حصری تأثیر می‌گذاشت، توضیح داد: او آنچه را «علم مقامات» می‌نامند، نمی‌دانست؛ اما در عین حال قرآن را با صدایی متناسب با آیات تلاوت می‌کرد و جذابیت قرآن رهنمون او در تلاوت بود.

شیخ حصری علاوه بر این که یک از مشاهیر قرائت بود، در حوزه علوم قرآنی نیز تألیفاتی داشت که از مهم‌ترین کتاب‌های وی می‌توان به «أحكام قراءة القرآن الكريم»، «القراءات العشر من الشاطبية والدرة»، «معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء»، «الفتح الكبير في الاستعاذه والتكبير»، «أحسن الأثر في تاريخ القراء الأربعة عشر»، «مع القرآن الكريم»، «قراءة ورش عن نافع المدني»، «قراءة الدوري عن أبى عمرو البصري»، «النهج الجديد في علم التجويد»، و«رحلاتي في الإسلام» اشاره کرد. 
 
وفات در ۶۳ سالگی
شیخ محمود خلیل حصری در سال ۱۹۳۸ میلادی ازدواج کرد که  حاصل این ازدواج سه فرزند بود که همه آنها حافظ قرآن هستند.
وی سرانجام در شب دوشنبه ۲۴ نوامبر سال ۱۹۸۰ پس از ۵۵ سال همنشینی با کتاب خدا در ۶۳ سالگی دیده از جهان فروبست و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد/.

زندگینامه متولی عبدالعال

Image result for ‫زندگینامه متولی عبدالعال‬‎

 

 

 

Image result for ‫زندگینامه متولی عبدالعال‬‎

شيخ سيد متولي عبدالعال آن زمان كه او تعليم و آموزش علوم و فنون اين كتاب مقدس را آغاز كرد، كودكى بيش نبود. شايد در آن ايام بر ذهن احدى خطور نمى كرد كه روزى اين كودك بتواند تلاوت هايى چنين زيبا اجرا كند. هنوز هفت سال بيشتر نداشت كه سه جز از اين كلام مقدس را حفظ بود و اين خود پيشرفتى عظيم در اين راستا بود. او چون ساير قاريان در آغاز كار به تقليد از اساتيد برجسته قرائت قرآن پرداخت. شايد تلاوت هاى اين قارى برجسته در كشور جمهورى اسلامى ايران هيچ گاه نمى توانست در ذهن مستمعين اين تصور را پديد آورد كه استاد، روزى مقلّد قاريان ديگر بوده است. در سال 1370 كه اين استاد و قارى ارجمند به همراه استاد شحات محمد انور به كشورمان سفر كردند، جذبه تلاوت هايشان بسيارى را شيفته ساخت. تا به آنجا كه خود استاد تحت تاثير واقع شدند. آرى، استاد سيّد متولى عبدالعال يكى ديگر از قاريان برجسته كلام مقدس خدايند و چونان بسيارى از پيشكسوتان اين راه، عمرى را در اين مسير صرف كرده اند. تولد وى در خانواده اى متعهد و پايبند به مسائل عرفانى و دينى بود. مادرش كه محب عرفا و صوفيه بود از همان آغاز، نام سيّد را كه به يكى از عرفا و صوفيه بزرگ، سيد احمد البدوى متعلق بود، بر فرزندش نهاد تا او نيز جز در اين راه گام ننهد. پدر وى متولى نام داشت. استاد از همان اوان كودكى براى تحصيل به مكتب رفته و در آنجا با وجود سن اندك 3 جز از قرآن را حفظ نموده و در اين راه پيشرفت شايانى كرد. وى همانند بسيارى از مبتديان اين طريقت، برحسب كوشش و طاقت صوت خويش، به تقليد از استاد عبدالباسط و استاد مصطفى اسماعيل مى پردازد. آن زمان كه او بيش از 12 سال سن ندارد به عنوان حافظ كل قرآن مطرح مى شود و در همين ايام نيز شيوه و احكام تجويد قرائت را آموخته و در محافل و مجالس به تلاوت اهتمام مى ورزد. استاد عبدالعال در 13 سالگى طريقه و روش خاصى براى خويش اتّخاذ نموده و سبك خويش را برمى گزيند زيرا بر اين عقيده است كه : « خداوند سبحان در صوت هر انسان ، طنين و آواى خاصى نهاده است و بر اين اساس هيچ گاه نمى تواند صوتى را به صوتى تشبيه نمود. آن زمان كه يك قارى پس از ممارست وپشتكار فراوان مى تواند قارى برجسته اى شود، بهتر آن است كه طريقه اى خاص خويش برگزيده و به اين ترتيب بر اين سبك كه نمايانگر شخصيت حقيقى اوست استوار بماند؛ زيرا الگو ساختن تلاوت خاصى در اوان كودكى وآغاز كار و تقليد از آن شيوه نيكويى است كه قارى مى تواند به اين طريق با پيشرفت خويش، سبك خاص خود را انتخاب كند. تلاوت به سبكى تقليدى از يك استاد، در واقع سبب معروفيت و شهرت همان استاد مقلّد است نه فرد تقليد كننده و من باز توصيه مى كنم كه هر فردى براى خويش سبكى خاص داشته باشد. استاد متولى در پاسخ به اين سؤال كه فراگيرى علم نغمات صوتى و مقامات الحان چگونه مى باشد بدين گونه پاسخ دادند: طبعاً براى دانستن و آموختن هر علمى بايد آن را يافت و جست و جو كرد. همان طور كه خداوند در قرآن كريم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» يعنى: و از اهل ذكر (يعنى علما و دانشمندان هر امّت) اگر نمى دانيد سؤال كنيد و بديهى است كه مقامات الحان خود داراى علمى پيچيده است و علمايى خاص خويش دارد كه براى يادگيرى اين علوم و فنون بايد از اهل آن و علماى آن تفحص نمود. تا به اين طريق بتوان از عهده تلاوت و عملى نمودن مقامات برآمده و به اجراى آنها پرداخت. به عنوان مثال: نغمات رست صبا و سه گاه چيست و چگونه بايد آن ها را در تلاوت اجرا نمود؟ به اين ترتيب مى توان هر دستگاهى را مرتب اجرا كرد. گذشته از اين ها بايد الحان را توام با احساس قلبى و منطبق بر معانى و مفاهيم قرآن كريم پياده كرده تا در جان و قلب مستمع نفوذ كند و در او اثر نمايد و قرآن را بيشتر درك كرده و لذت وافرى از اين امر ببرد در غير اين صورت دانستن موسيقى صرفاً به جهت زيبا ساختن صوت هيچ سودى نخواهد داشت. استاد متولى عبدالعال در سال 1370 به كشور جمهورى اسلامى ايران مسافرت نموده و پس از آن در هشتمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كه در دهه فجر همان سال در حسينيه ارشاد جريان داشت عهده دار داورى مسابقات شدند. سپس با مسافرت هاى متعدد خويش به شهرهاى قم ، مشهد ، كرمان و يزد، شور و شوقى وصف ناپذير در محافل قرآنى به پا كرده و توانستند با تلاوت هاى زيباى خويش خيل بيشمارى را شيفته اين كلام مقدس سازند. تا بدانجا كه خود ايشان در خاطرات شان همواره به اين نكته اشاره دارند كه اين شور و عشق به قرآن و قاريان قرآن، در هيچ جا نمى توان بدين گونه شاهد بود. وى به حقيقت اينها را بالاترين اشتياق به كلام مقدس خداوند مى داند كه اين عشق، پير و جوان، زن و مرد نمى شناسد؛ عشقى كه از دل هايى پاك برخواسته و انظار را متعجب مى سازد. ايشان در سال 1370 به دعوت كانون قرآن كريم دانشگاه تهران در تالار فردوسى دانشكده ادبيات و علوم انسانى اين دانشگاه به تلاوت قرآن كريم پرداخت كه خاطره آن تلاوت در ميان انبوه عاشقان كلام خداوند هرگز از اذهان فراموش نخواهد شد. طى مصاحبه اى كه راديو قرآن با استاد داشتند، ايشان ضمن توصيه هايى در باب قرائت قرآن و اهتمام به آن، علاقه خويش را براى مسافرت مجدد به ايران اعلام كردند. وى خواهان آن بودند تا در فرصتى مناسب سفرى ديگر به ايران داشته باشند چرا كه خاطرات مسافرت به ايران را از بهترين خاطرات خود مى دانند. استاد «سيد متولى عبدالعال» از جمله قاريان بنام و مشهور كشور مصر مى باشد كه در دهه اخير به اوج شهرت خويش دست يافت و اين امر بواسطه تلاوتهاى بسيار زيباى اين استاد است كه توام با نغمات حزين و صداى گرم و نواى هيجان برانگيز و ملكوتى وى مى باشد . او در نزد قاريان كشور ايران و علاقمندان و شيفتگان كلام نورانى وحى هم اكنون از محبوبيت و شهرت بسيارى برخوردار است و نواى دلنشين و موزون تلاوت اين استاد در كشور اسلاميمان طرفداران بسيارى دارد . اين استاد قارى ، در بهمن ماه سال 1370 بنا به دعوت اداره اوقاف و امور خيريه استان تهران سفر پربارى به ميهن جمهورى اسلامى ايران داشتند كه به مدت يك هفته در تهران برنامه تلاوت قرآن به همراه استاد «شحات محمد انور» داشتند . سپس در داورى هشتمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كه در دهه فجر همان سال در حسينيه ارشاد تهران جريان داشت شركت نمود و سپس در پى سفرهاى متعددى كه به شهرهاى مختلف ميهن اسلامى ما داشتند از قبيل:قم ، مشهد ، كرمان و يزد با تلاوتهاى زيبا و نغمات محزون خويش ، شور و حرارت خاصى به محافل نورانى قرآن ما بخشيد و عاشقان قرآن كريم ، حظ وافر از تلاوت اين استاد ارجمند كسب نمودند . مصاحبه اى كه در ذيل از نظر شما عزيزان مى گذرد ترجمه فارسى مصاحبه عربى با اين استاد مى باشد كه در شهرستان قم انجام گرفت :

س1- استاد اول ضمن معرفى خودتان از شما مى خواهيم كه توضيح دهيد چگونه شروع به قرائت قرآن و حفظ آن نموديد و هنگامى كه شروع به تلاوت نموديد آيا سبك خاصى داشتيد يا از قارى ديگرى تقليد مى نموديد؟

ج1: به نام خداوند بخشنده مهربان و با سلام و درود فراوان بر پيامبر گرامى اسلام و آل و اصحاب گراميش ؛ نام من : «سيد متولى عبدالعال» ، هنگامى كه براى اولين بار و تازه شروع به تلاوت قرآن كرده بودم كودكى بودم كه در مكتب تحصيل مى نمودم و وقتى كه 3 جزء از قرآن را حفظ نمودم در سن 7 سالگى به سر مى بردم و پيشرفت شايانى در حفظ قرآن نمودم؛ در آن زمان به قرائت برخى از قاريان قديمى عشق مى ورزيدم و از آنها به ميزان طاقت و كشش صوت خويش تقليد سبك مى نمودم ؛ يعنى اگر توانايى تقليد از «شيخ عبدالباسط» داشتم از او تقليد مى كردم و نيز اگر توانايى تقليد از لحن «شيخ مصطفى اسماعيل» كه بسيار مورد علاقه ام بود را داشتم از وى نيز تقليد مى نمودم. البته همان طور كه عرض كردم، برحسب توانايى صدايم كه خداوند تبارك و تعالى به من موهبت نمود. هنگامى كه حفظ كل قرآن كريم را در مدت پنج سال به اتمام رساندم در آن زمان نوجوانى 12 ساله بودم و احكام و قواعد تجويد و قراءات را آموختم؛ و در آن زمان به صورت جدى شروع به تلاوت قرآن نمودم و در محافل گوناگون از بنده دعوت به عمل مى آمد. من در 13 سالگى بودم كه طريقه و روش خاصى را براى خويش اتخاذ نمودم، زيرا كه خداوند سبحانه و تعالى براى هر انسان طنين و آواى خاصى را در صوتش قرار داده كه هيچ گاه نمى شود گفت كه صوت فلانى شبيه صوت ديگرى است. هنگامى كه يك قارى بعد از تمرين و كار زياد بدل به قارى خوبى مى شود و مراحل بلوغ را پشت سر مى گذارد، بهتر است كه طريقه اى در قرائت را براى خود برگزيند كه نمايانگر حقيقى شخصيت خود باشد؛ از جهت يك قارى مسلط و ماهر، و تحت تاثير شخصيت ديگرى قرار نگيرد. ليكن در سنين كودكى شخص به صورت تفريحى و يا تمرينى و همچنين جهت آمادگى صدايش جذب صداى بخصوصى مى شود و صوت تلاوت يك قارى را ممكن است الگوى كار خويش قرار دهد و از او تقليد كند؛ كه باكى نيست و اشكالى ندارد، كما اين كه اكنون شما از صداى «شحات محمد انور» يا خود بنده «سيد متولى عبدالعال» خوشتان آيد و ما را دوست بداريد. همه قراء بزرگ را نظير استاد «عبدالباسط» و «مصطفى اسماعيل» كه در اصل آنها بزرگان علم قراءات و اساتيد اصلى ما به حساب مى آيند، همچنين استاد «شعيشع» را شما دوست مى داريد و از الحان و نغمات آنها تقليد مى كنيد، ولى باز اين نكته را متذكر مى شوم و آن را ضرورى مى دانم كه عرض كنم: هنگامى كه قارى به سن بلوغ مى رسد و بزرگ مى شود، لازم است براى خود شيوه و طريقه خاصى را در تلاوت قرآن اتخاذ نمايد تا بواسطه آن شيوه قرائت و صوت خويش، در نزد ديگران شناخته و معروف شده گردد؛ بطورى كه هنگامى كه ديگران صدايش را بشنوند، همان شخص به واسطه صوت و آواى مخصوص خود در نظر مردم جلوه گر گشته و شناخته شود.

س2- وجه تسميه شما به «سيد» چيست؟و آيا نام شما «سيد» است يا «متولى»؟ لطفاً در اين مورد توضيح بفرماييد:

ج2 : اما سبب نامگذارى من به «سيد» اين است كه چونكه اغلب مادران صوفيها را دوست دارند، مانند استاد و سيد من: «سيد احمد البدوى» كه از رجال صوفيه است؛ به خاطر اين، مادر من ـ رحمه الله عليها ـ به خاطر علاقه و ارادتى كه نسبت به رجال صوفيه كه اكثراً عارف به حق خدا هستند داشت، مرا به اسم سيد و سرور من: «سيد احمد البدوى» به نام «سيد» نام گذارى كرد و اين نام را خود برايم انتخاب نمود. و متولى نام پدرم است، ما در كشور مصر نام «سيد» زياد داريم و قاريان معروف و اساتيد كه سنى از آنها گذشته باشد در صورتى كه افراد صالحى نيز باشند به كلمه «شيخ» مورد خطاب قرار مى گيرند. و جهت تكريم و احترام از آنها مثلاً به عنوان شيخ فلان و شيخ فلان نام مى برند و اين يك چيز رايج و متداولى در كشورمان مصر است.

س3- از استاد در مورد نغمات صوتى و مقامات الحان و چگونگى فراگيرى اين علم نيز سؤال شد كه ايشان در اين زمينه توضيح بسيارى دادند كه ما به مهمترين آنها در ذيل اشاره مى كنيم:

ج3: طبعاً براى دانستن و آموختن هر علمى، بايد آن را يافت و جستجو كرد. همان طور كه خداوند در قرآن كريم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» ترجمه: «و از اهل ذكر(يعنى علما و دانشمندان هر امت) اگر نمى دانيد سؤال كنيد». «سوره نحل آيه 43». بديهى است كه مقامات الحان، خود داراى علمى پيچيده است و علماى مخصوص به خود را دارد كه متخصص اين گونه موارد هستند و شما براى دستيابى به خواسته هاى خويش، از علماى اهل فن اين كار سؤال و بحث و جستجو كنيد و از آنان درس و تمرين بخواهيد تا هنگامى كه فلان مقام را اگر خواستيد بخوانيد از عهده اجراى آن به خوبى برآييد. و بدانيد اگر دستگاه: «بيات» و «رست» و «سه گاه» و غيره را اجرا مى كنيد، اينها چه هستند و چگونه بايد آنها را در تلاوت اجرا نمود. و همين طور از اهل معرفت و دانش علم تلقى كنيد، و هر دستگاهى را مرتب بخوانيد. و اين را بدانيد كه گذشته از اينها بايد الحان را با احساس قلبى و منطبق بر مبانى و مفاهيم آيات قرآن كريم پياده كرد تا در جان و قلب مستمع نفوذ كند و در او اثر نمايد و قرآن را بيشتر درك نمايد و لذت وافرى از اين امر ببرد و گرنه دانستن موسيقى صرفاً به خاطر زيبا كردن، هيچ فايده و اجرى ندارد.

س4ـ ضمن تشكر از بيانات شيواى جنابعالى لطفاً بفرماييد وقت مناسب جهت تمرين قرائت و صوت از نظر شما چه موقعى مى باشد؟

ج4 : همان طور كه سابقاً نيز گفته بودم؛ و من اين نكته را از علماى مخصوصش دانستم، وقت مناسب و افضل جهت تمرين، در صبح زود قبل از صرف صبحانه مى باشد. بنابراين قارى اول بايد عادت كند كه صبح زود از خواب برخيزد و پس از اقامه نماز به وقت، قبل از طلوع آفتاب حفظ آيات قرآن را مرور نموده و سپس حداقل به مدت 10 دقيقه يا 7 دقيقه جهت تمرين، قرآن تلاوت نمايد؛ قبل از صبحانه و با صوت متوسط تلاوت كند نه با صوت بلند و جواب لحن؛ و بدانيد كه اين تمرين بسيار خوبى براى صوت است.

س5ـ در آخر ضمن تشكر از شما كه جواب گوى سوالات ما و برادران قارى ديگر بوديد، نظر خودتان را در باره سفر اخيرتان و ديدار با ملت جمهورى اسلامى ايران بيان فرماييد؛ و مشاهدات خود را در اين زمينه از محافل قرآن بازگو نماييد.

ج5: اينجانب در مصاحبه با مجلات، روزنامه ها، صدا و سيما و خدمت رهبر معظم انقلاب عرض كردم در هيچ جاى دنيا مانند ملت ايران نديدم و در حد بسيار بالايى در عشق ورزيدن به قرآن و اهميت دادن به اين كتاب آسمانى در سطح عالم، ملت بى نظير و بى مانندى هستند و من اين را به چشم خويش مشاهده كردم يا حتى حالا مى توانم بگويم كه در حد كشورهايى كه بنده به آنها مسافرت نموده بودم اين را به عنوان واقعيت و بدون غلو عرض مى كنم كه از اين حيث ملت شما بى نظير است. بنده همانند اين مردم با ايمان كه دل هاى پاكى دارند و آحاد مردم شما را در هيچ جا مشاهده ننمودم، آنها به قرآن عشق مى ورزند چه جوان و پير و زن و مرد و حتى كودكان خردسال، و اين يك حقيقت است كه من مى گويم و قصد مبالغه ندارم. و بنده حاضرم هر وقتى از بنده دعوت بعمل آيد در سال هاى آينده باز هم به كشور ايران مسافرت نمايم و از خداوند منان خواستارم كه هر سال ما را موفق به ديدار شما عزيزان سازد. و خداوند ان شاء الله به همه ملت ايران رفاه و سعادت و خير فراوان ارزانى نمايد و به مسئولين محترم و قاريان خوب شما عزت و افتخار بيشترى نصيب فرمايد. و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

زندگی نامه مصطفی اسماعیل

Image result for ‫زندگینامه مصطفی اسماعیل‬‎

اکبرالقراء استاد مصطفی اسماعیل از مشاهیر و نوابغ علم قرائت قرآن در جهان اسلام است که کلام خدا را با آهنگی بسیار لطیف و دلنشین و با الحانی منطبق با معانی و مفاهیم الهی تلاوت می کند . وی استادی است بی بدیل که در فن قرائت سبکی بسیار ممتاز دارد . مردی است که تمامی قاریان جهان در آستان پر از معنویتش سر تعظیم فرود می آورند و همه به او عشق می ورزند .

به راستی که تلاوت شیوا و ممتاز قاری برجسته ای چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل که توأم با دلپذیر ترین نغمات آسمانی و کلام روح بخش آیات الهی می باشد جان را طراوت و آرامش می بخشد و اینچنین است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرمایند «صدای نیکو زینتی است برای قراء».
قاریان مبرز و اهل فن بر این عقیده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل دارای صفا و پختگی و جذبه ای روحانیست که به دلهای مستمعین می‌نشیند و از گیرایی خاصی برخوردار است . مصطفی را نه تنها قرائت او بلکه تواضع و جوانمردی اش دوست داشتنی می کند .
وقتی سوره احزاب را می خواند مردم چنان فریاد به تحسین اومی گشایند که مجلس به خود می لرزد و وقتی در اثنای قرائت با تواضع و افتادگی از مردم اجازه پایان قرائت خود را می خواهد ، آن ها به او اصرار می ورزند و از او ادامه قرائت را التماس می کنند. او نیز می خواند و آنگاه یکی از قرائت های استثنایی تاریخ را می آفریند و سوره الحاقه را چنان می خواند که مستمعین را هوش از سر به در می کند.

تلاوتهای مرحوم استاد مصطفی اسماعیل تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به اندیشیدن در آیات الهی قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغیب می‌کند . بجاست در این زمینه به سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی که در جمع قاریان و کارکنان رادیو قرآن ، ایراد فرموده اند توجه کنید :
«هنر قاری قران این است که هرچه بیشتر معانی قران را در ذهن مستمع مجسم بکند؛ به این نکته توجه کنید؛ اینکه میبیند یک قاری یک دفعه گل میکند و اهل نظر و اهل بصیرت او را قبول میکنند بی جهت نیست؛ یک علتی دارد. شیخ مصطفی اسماعیل یا عبدالفتاح و اساتیدی از این قبیل کسانی هستند که وقتی قرآن می خوانند شما می‌بینید مفاهیم قران در ذهنشان مجسم است ؛ احساس می کنید او دارد مفاهیم را به شما میدهد نه حرف را؛ علت (شهرتشان) اینها هست لذاست که اینها در همان منطقه خودشان هم معروف می شوند و دیگران و شاگردهایشان مقلد اینها می شوند . و شما نگاه کنید بین این قراء بزرگ ؛ مثلا شیخ مصطفی اسماعیل که من دقت کردم و شاید دیگران هم همین طور باشند من ندیدم جایی در وقف مطلق مصطفی اسماعیل نایستد ؛ معمولا می ایستد ؛ شما هم بایستید ؛ این ایستادن صدا را زیباتر و دلنشین تر می کند و هم معنی را ؛ این هم یک نکته بود » .

شیوه ای را که مرحوم مصطفی اسماعیل در علم قراءات مبتکر آن بوده است شاهکاری برجسته است که در آن قاری قرآن همزمان با تلاوت و بیان علم تجوید قادر است تا مفاهیم آیات الهی را به مستمعین برساند و تجسم عینی مفاهیم عمیق قرآنی را ایجاد نماید و اینچنین است که جوهر و بطن قرآن کریم در لحن زیبای قاری گرانقدر و ارجمندی چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل می درخشد .
مرحوم استاد به کلیه قراءات سبعه و راویان قراء تسلط و چیرگی خاصی داشت و با قرائت گوناگون قرآن کریم را تلاوت می نمود ، اما اکثراً به قرائت ورش مصری به تلاوت آیات مبادرت می ورزید .همچنین او به تمامی مقامات و الحان قرآنی مهارت و استادی وافری داشت بطوری که اهل فن او را یگانه مقری قرآن می دانند . مصطفی در ناحیه طنطا از کشور مصر متولد گردید و تحت آموزش اولیه استاد سید البدوی قرائت قرآن را فرا گرفته ، سپس در ناحیه طنطا در مؤسسه الاحمدی به همراه شیخ خلیل الحصری در محضر شیخ «ابراهیم سلّام» که از بزرگترین اساتید آن زمان بود به تحصیل علوم عالی قرائت پرداخت .

زمانی که مصطفی برای اولین بار به شهر قاهره مسافرت کرد ، در ملاقات با شیخ محمد رفعت قرائت قرآن نمود ، آنگاه امام القرّاء دستانش را در میان گرفته ، آینده ای درخشان را به او نوید داد . او که یک نابینا بود با چشم بصیرت مصطفی را به خوبی شناخت و زیبایی کار او را در اعماق وجود خویش احساس کرد .
مصطفی یکی از اساتید مسلم علم قرائت است ، استادی که با آشنایی با نغمات و مقامات موسیقی و علم تجوید ، بهترین و بالاترین قرائت ها را آفریده است . او می گوید : « طریقه تجوید و صوت قرآن کریم بر پایه حدود 18 مقام استوار است که برخی از آنان عبارت اند از : بیات و مشتقات آن... صبا ، شور ، حجاز ، رست ، سه گاه ، عجم ، مرمل ، نهاوند ، عشاق و ... ».
از نظر مصطفی یک قاری قرآن که دارای صوتی زیباست ناگزیر است که با موسیقی آشنا باشد و نیز وقف و ابتدا را باید بداند ، اما این همه در شرایطی است که قاری به اصول تلاوت خللی وارد نساخته و حق آیات را ادا کند . صوت خوش در آیات و احادیث نیز پسندیده است و همواره مورد تایید بوده است . آنجا که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : « قرآن را با صوت زیبا ، نیکو بخوانید » و همچنین می فرمایند : « آن کس که قرآن را با تَغَنّی و آهنگ قرائت نکند از ما نیست ».
همه می دانند مقصود از غنا و آهنگ در اینجا صوت نیکوست . صوتی که حق تلاوت را آن چنان که مورد رضای خداست فراهم می سازد .
مرحوم استاد حصری درباره صوت استاد مصطفی اسماعیل می گوید « او از جمله قاریان ممتازی است که در بیان الحان قرآنی تسلط و استادی خاصی داشت. از نظر مصطفی یک قاری قرآن بزرگترین و بهترین سفیر برای اسلام و کشور خود می باشد . وی در این راستا عنوان می کند که در سفری که در سال 1352 به ترکیه داشته است استقبال زیادی از سوی مردم و مقامات کشوری صورت گرفت ، تا آنجا که نخست وزیر ترکیه خود شخصاً به استقبال و دیدار با وی آمدند و به همراه وزیر فرهنگ به مدت نیم ساعت با وی به گفتگو نشستند ، پس از آن قرآنی را که حروف آن با آب طلا نوشته شده بود ، به او هدیه کردند . و نیز طی مسافرت هایی که به لبنان داشت از سال 1353 به مدت 3 سال در ایام ماه مبارک رمضان به تلاوت قرآن در این کشور پرداخت ؛ در اینجا نیز به او نشان درجه یک کشور را اعطا کردند .
شیخ مصطفی اسماعیل به کشورهای بسیار زیادی در اقصی نقاط جهان مسافرت کرده است . وی می گوید: « یک قاری قرآن در قلوب مسلمین جهان جایگاه ویژه ای دارد . مردم از او استقبالی شایسته شخصیت او به عمل می آورند ، حتی از زمانی که قدم در فرودگاه آن دیار می گذارد ، روزنامه ها و مجلات پیرامون تاریخ زندگی او و تاریخ کشورش ، مقالات بسیار می‌نویسند و رادیو و تلویزیون نیز در این رابطه به پخش برنامه هایی اهتمام می ورزند ».
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای به تلاوت های مصطفی اسماعیل علاقه وافری دارند. ایشان می فرمایند : « علّت شهرت این قاری این است که به هنگام تلاوت مفاهیم و مضامین را در ذهن مجسم می کند...»
آری استاد مصطفی ، از اساتید برجسته ای است که چون تلاوت می کند ، هر جا که شنونده ای باشد بی اختیار به تحسین و تشویق او لب می گشاید . آنگاه که لفظ (ماءِ) را تلاوت می کند ، چنان می خواند که مستمع آب را در مقابل دیدگان مجسم می کند . این حالت در تمامی کلمات و آیات مشهود است . از مشهورترین اماکنی که استاد در آن مکان ها به تلاوت قرآن پرداخته است ، مسجد جامع اموی ، جامع کبیر در لبنان ، مسجد امام حسین (ع) در عراق ، مسجدالاقصی ، مسجدالحرام و مسجد جامع کبیر در پاریس را می توان نام برد .
این استاد بزرگ علم قرائت قرآن علاوه بر تلاوت های مجلسی ، تمامی قرآن کریم را نیز به شیوه ی تحقیق و ترتیل قرائت کرده است که در اکثر کشورها ، شیفتگان کلام الهی ، به تلاوت های زیبای او گوش جان سپرده ، از آن بهره ها می گیرند و قاریان بسیار با استماع تلاوت هایش دراین راه به مراتب اعلی در قرائت قرآن رسیده اند . تلاوت های این استاد مسلم علم قرائت همه هفته از رادیو قرآن جمهوری اسلامی ایران به سمع دوستداران تلاوتهای ایشان می رسد .
سرانجام شیخ مصطفی اسماعیل پس از عمری پربار، در حالی که شیفتگان بیشماری از تلاوت های دلنشین خویش برجای گذارده بود ؛ در سال 1359 ه.ش. در شهر قاهره به سوی معبود شتافت و بدین سان جهان اسلام در غم از دست دادن نابغه ای - که سراسر جهان به عظمتش معترف بود - سوگوار گردید . فردی که با صوت و لحن دلنشین اش توانست بسیاری را بسوی دین مبین اسلام رهنمون سازد . همانگونه که خود بارها گفته بود : یک قاری قرآن بزرگترین سفیر قرآن عزیز است .

منبع اصلی: 
مرکز فعالیتهای قرآنی جوانان کشور

زندگی نامه استاد عبدالباسط

 

زندگی نامه استاد عبدالباسط

 

عبدالباسط محمد عبدالصمد در سال ۱۹۲۷ در روستای «المزاعزه» یکی از توابع شهر ارمنت در استان قنا در جنوب مصر به دنیا آمد. نسب خانوادگی وی از کردهای مهاجری می‌باشد که به هنگام لشکر کشیهای صلاح الدین ایوبی به همراه وی به تعدادکثیری از ترکیه به مصر مهاجرت کردند. پدرش عبدالصمد یکی از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن کریم بود. عبدالباسط در ۶ سالگی به مکتب القران در ارمنت رفت. در ۱۰ سالگی حافظ کل قرآن شد. پس از اینکه عبدالباسط به سن ۱۲ سالگی رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه دعوت‌هایی به سوی او روانه شد، چراکه گواهی استاد سلیم که به عبدالباسط اعطا شده بود نقطه اطمینان همه مردم بود.

او در سال ۱۹۵۰ در مراسمی که بر پا شده بود رفت. در آن مجلس یکی از نزدیکان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا او ۱۰ دقیقه‌ای را به تلاوت بپردازد. عبدالباسط آیاتی از سوره احزاب را تلاوت کرد واین تلاوت عبدالباسط ۱٫۵ ساعت ادامه پیدا کرد و بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت.

در سال ۱۹۵۱ عبدالباسط به رادیو مصر رفت. او پس از به دست آوردن شهرتی که در طول چند ماه بدست آورده بود به قاهره مهاجرت کرد. با ملحق شدن اوبه رادیو استقبال مردم در مصر برای خرید گیرنده‌های رادیوئی زیاد شد و در اکثر خانه‌ها گسترش یاف.

دا لبل


عبدالباسط در ماه رمضان و یا غیر رمضان به کشورهای خارجی برای برگزاری محافل قرآنی یا دعوت‌هایی که از او می‌شد مسافرت می‌کرد. او در سفر به جاکارتا در کشور اندونزی در بزرگترین مساجد آنجا به تلاوت قرآن پرداخت. در یکی از مساجد در حضور بیش از ۲۵۰ هزار نفر تا صبح در حالی که سر پا ایستاده بودند به صدای او گوش می‌دادند. از مشهورترین مساجدی که او در آنها به تلاوت پرداخته‌است، مسجدالحرام درمکه، مسجد نبوی در مدینه، مسجد الاقصی در قُدس و مسجد ابراهیمی در فلسطین بوده‌اند.

عبدالباسط در اتوبیوگرافی خود می‌گوید :”من به ۱۴ ایالت از ایالات آمریکا که در آنها مراکز مسلمین وجود داشت سفر کرده‌ام که تعداد زیادی از مسلمین در این مراکز هستند. از تفضل خدا، در همه کشورها موفق بودم. در لوس آنجلس ۶ نفر پس از شنیدن تلاوت قرآن کریم اسلام آوردند؛ در اوگاندا ۹۲ نفر. در آنجا دو مجلس داشتم: در یکی ۷۲ نفر از آنها و بقیه در مجلس دوم اسلام آوردند. حتی یک خانم گوینده تلویزیون همراه من بود که در آخرین روز خواست دستم را ببوسد و من متأثر شدم ولی نپذیرفتم. او تقاضا کرد به حج برود. به اوگاندائی‌ها گفتم اگر اجازه بدهید، بگذارید این خانم امسال به مسافرت حج برود. پس از آن، خواست که نامش را تغییر دهد، من نام” آمنه” را برایش انتخاب کردم. ”

فرزند او یاسر نقل می‌کند:”روزهای شنبه هر هفته ساعت هشت تلاوت پدر از رادیو مصر پخش می‌شد. در این ساعت همه اعضای خانواده بر سر سفره و کنار هم نزد پدر می‌نشستیم و به تلاوت ایشان گوش فرا می‌دادیم. همگی ما به مدت نیم ساعت سراپا گوش می‌شدیم، هیچ‌کس تکان نمی‌خورد و حتی صندلی را هم تکان نمی‌داد و مرحوم پدر در اثنای پخش تلاوت، سر خود را روی آستینش می‌گذاشت و به فکر فرو می‌رفت.

ایشان در منزل با صوت تلاوت قرآن نمی‌کرد، مگر زمانی که عده‌ای از خبرنگاران یا مجریان رادیو یا عکاسان در منزل حضور می‌یافتند. اما عادت همیشگی ایشان این بود که هر روز پس از نماز صبح در اتاق خود قرآن می‌خواند. من وقتی شش ساله بودم با ایشان به مسجد امام شافعی می‌رفتم و به تلاوت‌های ایشان گوش می‌دادم. در برخی مراسم و محافل قرآنی و جشن‌ها که ایشان به تلاوت می‌پرداختند مردم حاضر از ایشان می‌خواستند تلاوتش را تکرار کند. من دوست داشتم که در برنامه‌های تلاوت ایشان همراه پدر باشم، او همواره مرا به تلاوت قرآن تشویق می‌کرد. به یاد دارم هر وقت در اتاق، قرآن می‌خواندم و او در اتاق دیگری بود و از حضور ایشان بی خبر بودم، او صبر می‌کرد تا من به آخر آیه برسم آنگاه وارد اتاق می‌شد. اگر در اثنای تلاوت وارد می‌شد من تلاوت را قطع می‌کردم و او برای اینکه من کارم را کامل تمام کنم پس ازتمام کردن آیه به نزدم می‌آمد، و این خاطره زیبایی برای من است.”عبدالباسط در جاکارتا در حضور ۲۵۰دهزار نفر که سر پا مانده و به تلاوتش گروش می‌کردند شخصیت ارزشمند معاصر آن چه که از ایشان برای مسلمانانا باقی‌مانده است گنجینه بیش از نیم قرن قرائت ایشان است که در نوارها ضبط شده است و در دنیای اسلام استفاده می‌شود .  زمانی که اسرائیل هنوز فلسطین را اشغال نکرده بود وی به دعوت مسلمانان آن دیار به فلسطین مسافرت کرد و در محل مسجدالاقصی سوره اسراء را تلاوت نمود. وقتی فلسطین اشغال شد، او دائماً از این موضوع اظهار ناراحتی می‌کرد و نسبت به آنچه که وی «ظلم رفته بر فلسطین» می‌نامید ابراز انزجار می‌نمود و آرزو داشت که بار دیگر بتواند به مسجدالاقصی برود و خاطرات گذشته را تجدید کند و اگر هم خود نتوانست، فرزندانش پا به فلسطین گذاشته و در مسجدالاقصی به تلاوت قرآن بپردازند.

عبدالباسط درروز ۳۰ نوامبر ۱۹۸۸ در اثر بیماری دیابت و سرطان کبد درگذشت.

وحالا یک تلاوت زیبا با صدای ملکوتی استاد عبدالباسط را برای شما عزیزان تقدیم می نمایم.

زندگینامه استاد محمد صدیق منشاوی

 

 arzi 
الشيخ محمد صديق منشاوي
زماني كه زندگي قاريان مشهور جهان را مرور مي كنيم ، نامي آشنا ديدگان را به خويشتن خيره مي سازد . نامي كه رسالت قاريان قرآن را در خاطره ها جاودانه مي سازد . شهيد القراء نامي است كه بي شك هر عاشق قرآني را بر آن گذر افتاده است . نامي كه عاشقان قرآن بارها و بارها برآن درنگ كرده و از خويشتن پرسيده اند كه : محمد صديق از چه رو بدين نام ملقّب گرديده است ؟ مردي كه تلاوتهاي زيبايش پس از گذر سال ها ، هنوز زينت بخش محافل و مجالس است . مردي كه مقلّدان بيشمار از خويش بر جاي گذاشته است .
اگر بخواهيم محمد صديق را بهتر بشناسيم ، شايد بهتر آن باشد كه در تذكره عرفا و صوفيان عصر به جست وجوي او بپردازيم ؛ چرا كه محمد صديق پيش از آنكه يك قاري باشد ، يك صوفي است . صوفي كه خرقه زهد بر تن كرده و رايحه معرفت و زهد از جاي جاي تلاوتهايش برمي خيزد . آري ، او صوفي است كه جان و زندگي خويش را وقف كلام پروردگار كرده است ، تا بدانجا كه لحظه اي مفارقت از كلام دوست بر او چنان گران آمد كه نتوانست پذيراي آن گردد و عاقبت جان خويش را در اين مسير قرباني ساخت . او را شهيد القراء ناميده اند ، چه آن زمان كه طبيبان معالجش وي را از تلاوت كتاب خدا برحذر داشتند ، وي نپذيرفت . چه ، زندگي جداي از مكتب و كلام دوست نه تنها براي او بلكه بر تمامي كساني كه در اين مسير گام گذارده اند ، بسي سخت و دشوار است .
استاد محمد صديق منشاوي در سال 1299ه.ش. يعني حدود 73 سال پيش ، در شهر منشاه مصر در خانواده اي بسيار مذهبي پا به عرصه ي وجود گذارد .« پدرش شيخ صديق منشاوي يكي از قاريان صوفي منش بود كه هرگز در مسير تلاوتش اجر و پاداشي طلب نكرد . از اين رو فرزندش محمد را نيز با چنين علايقي پرورش داد تا جايي كه تلاوت را تنها به جهت آنكه متعلق به اين كتاب مقدس است برگزيد . شيخ صديق منشاوي را فردي در كمال خشوع و خضوع مي خوانند گويند او چنان تقوي پيشه بود كه هرگز در هيچ تلاوتي بر اجر و پاداش آن سخني نگفت . تنها در محل حاضر مي شد ، آنگاه با وقاري سرشار از خشيت الهي باز مي گشت و اين شيوه اي بود كه در ميان فرزندانش نيز نيك مشهود است ».
محمد صديق از آنجا كه در شهر منشاه تولد يافت چون پدرش به منشاوي ملقب گرديد . با تشويق و تعليم پدر به آموزش معارف قرآني و تعليم قرائت هاي مختلف پرداخت ، چرا كه پدرش نيز از قاريان مشهور عصر خود به شمار مي آمد . مرحوم استاد منشاوي از همان ابتدا به حفظ كامل قرآن پرداخته و از 9 سالگي به بعد در ماه مبارك رمضان شبهاي قرائت قرآن برگزار مي نمود . اين امر تا سنين جواني استاد ادامه داشت . اين در حالي بود كه پس از چندي با ورودش به راديوي عربي مصر و پخش تلاوتهايش ، به شهرت او افزوده شد تا آنكه به عنوان يكي از اساتيد و قاريان مشهور مصر معرفي شد .
او قاري بزرگي است كه در ميان متأخران بي نظير و در ميان متقدّمين كم نظير بوده است . او از مفاخر بزرگ جهان اسلام و مبتكر الحان گوناگون قرآني به شمار مي آيد . سبك تلاوت ، صوت زيبا ، لحن گرم و حزين ، تلفظ صحيح و بيان قوي كلمات از مختصّات قرائت مرحوم منشاوي به شمار مي آيد كه با چيرگي و مهارت كامل و تسلّطي فوق العاده شنونده را به آيات الهي متوجه مي سازد . او چنان تسلّطي به قرائات سبعه و عشره و راويان قاري دارد كه وي را به عنوان يكي از بهترين اساتيد اين فن در جهان اسلام مطرح نموده است ، تا آنجا كه شهرتش را در جاي جاي جهان اسلام اذعان مي دارند .
مرحوم محمد صديق منشاوي با تسلّطي كامل و سبكي خاص تمامي قرآن مجيد را با قرائت ترتيل تلاوت كرده است و اكنون گنجينه اي از نوارهاي تحقيق و ترتيل اين استاد در آرشيو راديو قرآن موجود مي باشد . تلاوت هاي اين استاد همه هفته از راديو قرآن جمهوري اسلامي ايران پخش مي گردد .
استاد به واسطه زندگي كوتاهش به كشورهاي محدودي مسافرت كرده است . از آن جمله به سوريه ، كويت و برخي از كشورهاي شيخ نشين حاشيه خليج فارس مي توان اشاره كرد كه در مساجد مختلف اين كشورها به تلاوت قرآن كريم پرداخته است .
سرانجام دست اجل از آستين تقدير برون آمده ، اين بار نيز گلي از بوستان معطر قرآن را گلچين نمود و استاد منشاوي در سن 49 سالگي در سال 1348 ه.ش. در شهر قاهره جان به جان آفرين تسليم كرد و بدين طريق گرد غم و اندوه را در بر جبين عاشقان كلام دوست نشانيد ، هرچند كه امروز پس از گذشت سال ها آواي ملكوتي او زينت بخش محافل و مجالس قرآني و پرورش دهنده استعدادهاي نهفته در اين مسير است .
* حاج سعودی محمّد صدّيق... در سال 1953 مجلّه ی راديو و تلويزيون، در يکی از شماره هايش از شيخ محمّد صدّيق المنشاوی نوشت که او اوّلين قاری ای بود که راديو براي ضبط تلاوتش، تجهيزات فنّي خود را به مکان تلاوت او منتقل کرد... چه طور چنين اتفاقی افتاد؟ و چرا راديو چنين کاری کرد؟
شهرت و زيبايی تلاوت او، زبانزد مردم مصر بود و زمانی که مسؤولان راديو، از آن آگاه شدند، خواستند که به راديو بيايد تا از او امتحانی گرفته شود و در صورت قبولی، به عنوان قاری راديو به فعاليت بپردازد. ولی شيخ، اين دعوت را نپذيرفت و گفت: نمي‏خواهم در راديو قرائت کنم چرا که به شهرت آن احتياجی ندارم و هرگز نمي‏پذيرم که از من امتحان بگيرند... این‏طور شد که برای مدير راديو چاره‏ ای نماند جز آن‏که تجهيزات راديو را به محل تلاوت ايشان منتقل کند. و در عمل، در يکی از شب‏های ماه مبارک رمضان، زمانی که ايشان در روستايی از روستاهای مصر، برای خانواده ‏ای داغدار در حال تلاوت بود، گروهی از راديو برای ضبط تلاوت شيخ به آن محل رفتند و در همان زمان، گروهی ديگر برای ضبط تلاوت پدر ايشان، شیخ الصديق المنشاوی، به روستای العسيرات در استان سوهاج در خانه حاج احمد ابورحاب رفته بودند. و اين برای اولين بار در تاريخ راديو بود که راديو، تجهيزات، کارکنان و مهندسان خود را برای ضبط تلاوت يکی از مقريان به جایی بفرستد. اين اتفاق را يکی از مجلات نيز، در صفحات خود درج نمود.
* زماني‏که مسؤولان راديو اين دو تلاوت را از آن‏ها ضبط کردند، دوباره از شيخ محمّد صدّيق و پدرش خواستند که براي تلاوت به راديو بيايند، ولي باز هم آن‏ها نپذيرفتند.... چه شد که بالأخره شيخ محمّد صدّيق المنشاوي دعوت راديو را پذيرفت و چرا پدرش بر موضع خود پافشاري کرد؟
اين موضع سبب خشم مسؤولان راديو شد و نزديک بود که مشکل بزرگي روي دهد تا آن‏که يکي از نزديکان شيخ محمّد صدّيق، عبدالفتّاح الباشا، که ژنرالي بلندمرتبه بود در این مورد دخالت کرد و صراحتاً به شيخ محمّد گفت که نپذيرفتن دعوت راديو، پسنديده نيست و اين امتحان تنها از او گرفته نشده ‏است و این درحالی است که بعد از آن‏که او دعوتشان را رد کرده ‏است، راديو مهندسان و کارشناسان خود را براي ضبط تلاوتش به سوي او فرستاده ‏است. و در برابر اين کار مسؤولان راديو، نپذيرفتن دعوت آنان پسنديده نيست. و در برابر اين رفتار خوب ، متقابلاً چاره ‏اي جز رفتار خوب نيست. و بعد از اصرارهاي شديد، شيخ محمّد صدّيق المنشاوي به راديو رفت و تلاوت‏هايش را تکميل کرد و تا زماني که خدا جان او را گرفت، قاري راديو بود، ولي پدرش گفت: براي راديوي مصر، از خاندان المنشاوي، پسرم محمّد کافي است.
* پس چرا براي راديو لندن و راديو سوريه، تلاوت کرد؟
اين‏ها با ضبط بودند.[من حدس مي زنم يعني آمده اند تلاوت ايشان را ضبط کرده ‏اند نه ‏اين‏که ايشان به آن راديوها بروند.] و با آن‏که او هرگز براي راديو مصر قرائت نکرد، شهرت شيخ صدّيق السّيد، آفاق جهان عرب را فراگرفته بود. راديوهاي سوريه و لندن از او خواستند که براي آن‏ها نوارهايي تلاوت کند. ايشان در ابتدا نپذيرفت ولکن بعد از ملاقات‏هاي فراوان و اصرار شديد، با ضبط 5 نوار براي آن دو راديو موافقت کرد و بر اين ميزان چيزي نيفزود و همواره مي‏گفت: اگر اصرار پيوسته ‏ي آن‏ها نبود، با آن تلاوت‏ها موافقت نمي‏کردم.
* شيخ محمّد صدّيق المنشاوي چگونه با اين تصميم پدرش (مبني بر قرائت نکردن براي راديو مصر) برخورد کرد؟
او هرگز با پدرش مخالفت نمي‏کرد و به نظرش، بدون آن‏که پي‏جويي کند و به دلیل آن علاقمند باشد، احترام مي‏گذاشت.
* ملک فاروق(دوران پادشاهی:1936 تا 1952) ، پادشاه مصر، از شیخ احمد السید، عموی شيخ محمّد صدّيق المنشاوی خواست که قاری رسمی قصر پادشاه باشد، ولی او نپذيرفت... چرا؟
او اين درخواست را رد نکرد... بلکه با پادشاه شرط کرد که از ساعت 9 شب که راديو مصر، تلاوت قرآن کريم را از قصر پادشاه، پخش می‏کند، قهوه ‏چيان ]شهر[ ديگر، نوشيدنی‏ نياورند و مردمان، تخته‏‏ نرد بازی نکنند. به پادشاه گفت: قرآن، جلالی دارد چراکه کلام خدا است و مردم را روا نباشد که هنگام تلاوتش، به درخواست نوشيدنی و بيهوده ‏گويی و بازی تخته ‏نرد بازی بپردازند. پادشاه به او گفت: اين بدان معنی است که نگهبانی بر هر قهوه ‏چی بگماريم و اين کاری است که من از انجام آن معذورم. شيخ احمد به او گفت: اين‏گونه، ما هم از انجام اين کار معذور هستیم. و تلاوت کرد: فإذا قرئ القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلّکم ترحمون (اعراف – 204) " پس هنگامی که قرآن خوانده می ‏شود، بدان گوش دهيد و ساکت باشيد، شايد رستگار شويد." پس برای پادشاه چاره‏ای نماند جز آن‏که از او تجليل و تقدير کند و نتوانست او را مجبور کند تا قاری قصر پادشاه باشد.
* چرا شيخ محمّد صدّيق المنشاوي دوبار ازدواج کرد؟
ايشان در سال 1938 با دخترعمويش ازدواج کرد و از او 4 فرزند داشت: دو پسر و دو دختر؛ سپس بار ديگر در حالي‏که عمرش از 40 سال گذشته بود با زني ديگر ازدواج کرد. همسر دومش از مرکز أخميم در استان سوهاج بود. از او نيز 9 فرزند داشت: 5 پسر و 4
* شايعه شد که صداي شيخ محمّد صدّيق المنشاوي ضعيف است و آن‏را مگر به کمک ميکروفون، نمي‏تواند به شنوندگانش برساند... چه ‏کسي اين شايعه را پخش کرد؟ و شيخ محمّد چگونه با آن شايعه برخورد کرد؟
در واقع، اين موضوع شايعهاي بود که به خاطر حسودي و برتري‏ جويي يکي از مقريان در گوشها پيچيد. بعضي از ارادتمندان و نزديکان ديگر مقريان، اين حادثه را براي ما تعريف کردند و صحّت آن براي ما محرز شد؛ ماجرا از اين قرار بود که شيخ محمّد به همراه مقري ديگري، شبي براي قرائت به استان المنيا دعوت شده بود و افراد زيادي براي شنيدن تلاوت قرآن با صداي شيخ محمّد حاضر شده بودند که تعداد آنها فزونتر از 10 هزار نفر بود. زماني که آن مقري، علاقه شديد مردم و بي تابي دعوت کننده، به زودفرارسيدن تلاوت شيخ محمّد صدّيق را احساس کرد، ديگر خود را ناگزير ديد که به متصدّي ميکروفون پيشنهاد دهد که اشکالي فني در ميکروفون ايجاد کند و در ميان مردم شايعه شود که صداي شيخ محمّد واقعاً ضعيف است و اگر ميکروفون نبود هرگز اين شهرت را نداشت. وقتي شيخ محمّد صدّيق آماده قرائت مي شد، با ايراد ميکروفون مواجه شد؛ لذا متصدّي ميکروفون را از آن آگاه ساخت. اما متصدي از اصلاح آن، سر باز زد؛ شيخ محمّد صدّيق احساس کرد که توطئه اي براي در تنگنا قراردادن او ميان اين جمعيت عظيم در کار است. پس [براي شروع به تلاوت، آن چنانکه در قرائت مرسوم است] استعاذه کرد و در حالي که از مکاني که براي قرائت در نظر گرفته شده است خارج مي شد، قدم زنان به قرائت پرداخت در حالي که مردم او را همراهي مي کردند تا آن جاکه مردم از قدرت صدايش به شگفتي آمدند. آن مقري حسود در حالي که خوار و درمانده شده بود آن مجلس را ترک کرد؛ مجلسي که شيخ محمّد صدّيق تا ساعات آخر شب، در آن به تلاوت پرداخت. زماني که بعدها از پدرمان (شيخ محمّد صدّيق) از آن واقعه پرسان شديم گفت: آن‏چه که به شما گفته شده اتّفاق افتاده است. بعد از او از نام آن مقري پرسيديم که گفت: إن الله حليم ستّار؛ خداوند، بردبار و پوشاننده است.
*گفته مي شد که نبوغ شيخ محمد صديق المنشاوي و نوآوري هاي او در تلاوت، حسد برخي افراد را بر انگيخته بود. تا آنجا که در غذاي او سم ريختند... چگونه شيخ محمد از مرگ حتمي نجات يافت؟ و چه کسي در غذاي او سم ريخت؟
اين واقعه را خود ايشان براي ما تعريف کرده بود و اگر کسي غير از خود شيخ محمد چنين چيزي را تعريف مي کرد، هرگز باور نمي کردم. ايشان، براي پدربزرگم شيخ صديق در مجلسي که ما هم آن جا حاضر بوديم تعريف کرد که شبي، در سال 1963، بعد از اتمام تلاوت، صاحب دعوت، از ايشان جهت تبرک دعوت کرد که غذا را با خانواده ايشان صرف کنند. شيخ محمد اين دعوت را نپذيرفت، تا اين که صاحبخانه، کساني از خانواده اش را فرستاد و بر شيخ محمد اصرار کردند تا اينکه دعوت را پذيرفت. قبل از شروع به خوردن غذايي که برايش آوردند، آشپز به او نزديک شد، در حالي که به شدت از ترس ميلرزيد، و در گوشش گفت : شيخ محمد! شما را از واقعه مهمي آگاه ميکنم و اميدوارم که مرا رسوا نکني، چرا که کار و زندگي ام در اين خانه، از دست ميرود. شيخ محمد پرسيد که چه شده است؟ او گفت: کسي از من خواست که در غذاي شما سم بريزم، من هم در سيني اي که کمي بعد برايتان خواهد آمد، سم ريختم. از غذاي آن سيني نخور. ضميرم از خواب بيدار شد و آمدم که تو را بر حذر دارم، چرا که نمي توانستم آن غذا را برايت نياورم. اهل خانه مخصوصا به جهت تکريم شما، مرا ترغيب کردند که آن سيني را برايتان بياورم، در حاليکه آنان از آنچه در آن است خبر ندارند... آن شخص به من پول داد تا در غذاي شما، دور از چشم اهل خانه، سم بريزم. من هم چنين کردم. اميدوارم مرا رسوا نکني... زمانيکه سيني غذاي مسموم را براي شيخ آوردند، آن را شناخت همانگونه که آشپز تعريف کرده بود. پس تظاهر به خستگي کرد و از خوردن غذا دست کشيد. اما اهل خانه او را قسم دادند که غذا بخورد. پس تکه اي نان که جلويش بود را خورد و گفت: خدا سفره شما را برکت دهد و سپس از آنها جدا شد. (خداحافظي کرد.)
*آيا شيخ محمد نام کسي را که اراده کشتنش را داشت، نگفت؟
هرگاه که اين حادثه را به ياد مي آورد، به شدت از کارهاي آن مرد تعجب ميکرد، به خصوص وقتي دانست که او يک مقري [ مرتبهاي بالاتر از قاري] است، ولي نام او را نمي گفت تا آنجا که ما از اينکه حتي پدربزرگم از پسرش نام او را نمي پرسد تعجب مي کرديم و با اين وجود ديگر جايي براي پرسش ما باقي نبود، مگر آنکه خودش نام او را آشکار ميکرد. دختر. همسران او با هم در يک خانه زندگي مي‏کردند و بينشان دوستي و علاقه بود و شيخ محمّد مي‏گفت: مردم مرا دوست دارند و خويشاوندي با مرا خواستارند. هنگام اداي فريضه ‏ي حج، سال قبل از وفات شيخ محمّد، همسر دوم او درگذشت.

زندگی نامه استادابوالعینین‌ شعیشع

  

استاد ابوالعینین‌ شعیشع، در سال ۱۳۴۳ هجری قمری مصادف با ۱۹۲۲ میلادی در «بیلا» از توابع استان «کفرشیخ» متعلق به مصر علیا به دنیا آمد. وی مراحل اولیه قرائت را در دوران کودکی زیر نظر خانواده خود فراگرفت و سپس در محضر استادان فن قرائت به تکمیل این علم پرداخت.
شعیشع در ۱۷ سالگی برای اولین بار در رادیوی مصر به تلاوت قرآن پرداخت و این موفقیت خود را مرهون مساعدت‌هاى مرحوم استاد شیخ «عقیق» شاعر و مؤلف داستان پیامبر بزرگ اسلام(ص)، می‌داند و از این به‌ بعد بود که تلاوت‌های استاد شعیشع پیوسته از همه رادیوهاى کشورهاى عربی و اسلامى پخش می‌شد.
مرحوم استاد شعیشع تنها قارى عصر خود بود که به‌ روش استاد کل قرائات و نابغه زمان، مرحوم «محمد رفعت»، به تلاوت مى‌پرداخت و به‌ همین سبب از مشاهیر عصر خود به‌ شمار مى‌رفت و همواره مشتاقان قرآن کریم از قرائت او بهره مى‌بردند.
استاد «ابوالعینین شعیشع» سفرهای متعددی به جمهوری اسلامی ایران داشت و در مسابقات بین‌المللی قرآن دانشجویان مسلمان و مسابقات بین‌المللی اوقاف به‌عنوان داور حضور داشته است.

 

«استاد ابوالعینین شعیشع»، شیخ‌القراء مصر و دبیرکل اتحادیه قاریان و حافظان قرآن این کشور در تاریخ دوم تیرماه ۱۳۹۰ هجری شمسی، در سن ۸۹ سالگی دعوت حق را لبیک گفت.روحش شاد یادش گرامی باد.

زندگینامه شحات محمد انور

  

استاد «شحات محمد انور» يكی از قاريان برجسته جهان اسلام كه چند سال اخير مبتلا به بيماری و در منزل بستری بود و چند باری برای معالجه به ايران نيز سفر كرد، سرانجام در روز 23 دی‌ماه سال 86 در سن 57 سالگی به لقاءالله پيوست. 
خبر فوق آن‌قدر تلخ بود كه تا مدتی هيچ‌يك از دوست‌داران تلاوت‌های ناب و ملكوتی اين استاد كه در جمهوری اسلامی ايران نيز كم نيستند تاب آن را نياورده و باور نمی‌كردند، اما دست تقدير به اين‌گونه رقم خورد تا يكی از بزرگترين قاريان متأخر مصر نيز همانند ديگر ستارگان درخشان آسمان تلاوت افول كند. 
اين حقيقتی انكارناپذير است كه مصر ديگر قاريانی همچون شحات انور را به چشم نخواهد ديد، همان‌گونه كه قاريانی همانند «محمد رفعت»، «مصطفی اسماعيل» و «عبدالباسط عبدالصمد» ديگر ظهور نخواهند كرد، البته اين مطلبی است كه «ابوالعينين شعيشع» شيخ‌القراء حال حاضر مصر با كمی اغماض به آن اشاره می‌كند هر چند كه معتقد است مصر دوران افول قرائت را سپری نمی‌كند. 
گذری اجمالی بر زندگانی استاد «شحات محمد انور» 
استاد «شحات محمد انور» قارى مسجد الرفاهى مصر در روز يكم ژوئيه سال 1950 ميلادى در روستاى «كفرالوزير» كه مركزى دور افتاده در استان قهليه مصر است در خانواده‌ای كم جمعيت متولد شد. 
بيش از سه ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و كودك خردسال نتوانست لذت پدر داشتن را بچشد و بدين ترتيب او در حالى كه طفل خردسال و يتيمى بود با امواج زندگى و گردش روزگار با همه شيرينی‌ها و تلخى‌هايش مواجه شد. 
شحات محمد انور به همراه مادر خود براى اقامت در منزل پدربزرگ مادريش رهسپار شد تا با دائى‌هاى خود زندگى كند چرا كه دائى او وى را همچون پسر خود دوست می‌داشت و بهترين امانت‌دار او بود و او را به يادگيرى و حفظ قرآن تشويق كرد. 
وی به واسطه دائى‌اش از محضر استاد «حلمى محمد مصطفى» در حفظ قرآن كريم مستفيض شد و در سن هشت سالگی حافظ كل قرآن شد و وقتى به سن 10 سالگى رسيد دائى‌اش او را به يكى از روستاهاى مجاور (كفرالمقام ) برد تا تجويد قرآن را به دست مرحوم استاد «سيد احمد فرارحى» فرا گيرد چرا كه استعدادى كه او را شايسته مى‌ساخت تا يكى از مشهورترين قاريان مصر بلكه همه جهان باشد را در خود داشت. 
استاد «شحات محمد انور» 
استاد «شحّات محمد انور» قارى مسجد الرفاهى مصر در روز يكم ژوئيه سال 1950 ميلادى در روستاى «كفرالوزير» كه مركزى دور افتاده در استان قهليه مصر است در خانواده‌ای كم جمعيت متولد شد
استاد شحات محمد انور درباره خاطرات ايام كودكى خود اين‌گونه سخن می‌گويد: «در آن دوره من با حفظ كردن قرآن كريم سعادتى وصف ناشدنى يافتم، مخصوصاً پس از اتمام حفظ قرآن و در اثناء يادگيرى تجويد آن، به خاطر اين‌كه صداى زيبائى داشتم و اداءِ لحن من شبيه اداء قاريان بزرگ بود بر هم دوره‌اى‌هايم پيشى گرفته و در ميان آنان به استاد كوچك شناخته شدم و اين موضوع آن‌ها را خشنود مى‌كرد، هم كلاسى‌هايم در مكتب به دنبال فرصت بودند كه استاد مشغول كارى شود تا از من بخواهند كه با تجويد، آيات قرآن را برايشان بخوانم و چنان مرا تشويق مى‌كردند كه گویى من قارى بزرگى هستم». 
استاد شحات می‌‌افزايد: «به ياد مى‌آورم كه در ضمن يادگيرى قرآن كريم براى همكلاسى‌هايم، زياد تلاوت می‌كردم، روزى يكى از ايشان فكرى كرد، او يك قوطى كبريت تهيه كرد و جعبه آن را توسط يك نخ بلند به كِشُو آن متصل كرد، من يك قسمت را در مقابل دهانم مى‌گرفتم و می‌خواندم، گویى كه ميكرفون است و هر يك از دوستانم قسمت ديگر را به گوش مى‌چسباندند تا طنين صدا را از آن بشنوند كه زيبا و قوىّ می‌شد. 
استاد شحات محمد انور ادامه می‌دهد: تشويق‌های اطرافيانم راه و هدفم را در حالى كه طفلِ خردسالى بودم مشخص كرد و باعث شد كه من هر راه و هر وسيله اى را كه به واسطه آن از قرآن كريم متمكّن می‌شم را جستجو كنم كه از دستم نرود، به خصوص پس از آن كه به دوران جوانی رسيدم و بعد از وفات دائى‌ام كه سرپرستى خانواده را به عهده داشت، من بايد به خود و مادر و پدربزرگم تكيه می‌كردم، هرگاه مى‌شنيدم يكى از بزرگان فوت كرده است و از يكى از مشاهير قُرّاء براى احياء مجلس عزا دعوت به‌عمل آمده من در حالی كه طفل 12 الى 15 ساله‌اى بودم به مكان عزا مى‌رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قارى چيزى ياد بگيرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگيرم تا اين كه اگر به چنين مجلسى دعوت شدم مثل همين مشاهير باشم». 

استاد «شحّات محمد انور» در دوران جوانی
اساتيدی مانند «جوده ابوالسعود»، «سعيد عبدالصمد الزناتى» و «حمدى زامل» از جمله قاريانی بودند با حضورشان در محافل قرآنی منطقه‌ای كه استاد شحات محمد انور نيز در آن‌جا حضور داشت گرمی خاصی را به اين محافل بخشيدند، ولى حقيقت امر اين بود كه استعداد اين جوان مستعد ناگهان درخشيد و در آن ميان او را منحصر به فرد كرد و به مقامى انكار ناشدنى رسيد و با وجود اين‌كه از سن كمی نيز برخوردار بود مانند يك قارى بزرگ كه تمامى سر انگشتان به سوی او نشانه رفته است، درخشيد و اين‌ها همه قبل از 20 سالگى استاد شحات انور بود. 
ابتداى كار استاد شحات با هر ميزانى كه بسنجيم ابتداى سختى بود، دگرگونى‌هاى زندگى به كودكى كه هنوز نياز داشت تا كسى دستش را بگيرد و سفره مهربانى برايش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بكشد، به او رحم نكرد. 
استاد شحات توانست در زمان بسيار اندكى از خود يك شخصيت قوى بسازد و در اين امر آن‌چه خداوند در او از بلندنظرى و عزت نفس و روشن‌بينى و هوش قوى به وديعت گذاشته بود او را كمك مى‌كرد.


ورود به رادیو 
چنين جوانی كه به طور مرتب می‌درخشيد و قرآن كريم از حنجره‌ او مانند آب جاری در آب‌راه جريان داشت و شهرت او بر سن او بسيار سبقت گرفته بود آن قدر شايسته بود كه رييس مركز شهر «ميت غمر» دعوت‌نامه‌ای برای او بفرستد و او را به يكی از مناسبت‌های دينی كه مرحوم دكتر «كامل البوهی» اولين رييس راديو در آن حضور داشت، فرا بخواند. 
مرحوم استاد شحات انور درباره اين ماجرا اين‌چنين می‌گويد: «طبق تاريخی كه مقرر شده بود به راديو رفتم، ولی هيأت داوران با وجود اعجاب شديدشان نسبت به خواندن من گفتند بايد مدتی برای فراگيری نغمه‌ها و دستگاه‌ها كلاس ببينی، من از استاد «محمود كامل» و استاد «احمد صدقی» از چگونگی كار سئوال كردم و آن‌ها من را به آموزشگاه موسيقی راهنمايی كردند، دو سال به آموزشگاه رفتم و همه مقامات و الحان قرآنی را با كيفيت عالی فرا گرفتم تا سال 1979 ميلادی كه دوباره تقاضانامه‌ام برای ورود به راديو را نوشتم كه سرانجام موفق شدم و آن‌ها برنامه‌ای برای تلاوت‌هايم به من دادند و از آن پس بود كه به راديو راه يافتم.» 
سفرهای استاد 
صوت زيبای مرحوم شحات انور باعث شد تا شهرت او در سراسر جهان گسترش يابد و هيچ قارّه‌ای از دنيا نبود مگر اين‌كه مرحوم شحات انور در ماه مبارك رمضان و در بين سال‌های 1985 تا 1996 ميلادی به آن‌ها مسافرت كند. 
وی بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسياری از وقت‌ها به دعوت‌های خصوصیِ ميليون‌ها نفر از دوست‌داران قرآن كريم در خارج از مصر در لندن، لوس‌آنجلس، آرژانتين، اسپانيا، فرانسه، برزيل، كشورهای حاشيه خليج فارس، نيجريه، زَئير، كامرون و بسياری از دولت‌های آسيائی مخصوصاً ايران سفر كرد و به قول خودش در همه اين مسافرت‌ها جُز رضای خداوند و بهروزی مسلمين نيت ديگری نداشت. 
شحات محمد انور سه فرزند پسر و شش فرزند دختر دارد و همگی آن‌ها از جمله حافظان كل قرآن كريم به شمار می‌روند كه «انور شحات محمد انور» و «محمود شحات محمد انور» بارها به جمهوری اسلامی ايران سفر كرده و به تلاوت قرآن پرداخته‌اند. 
فرزندان استاد شحات انور: 
شحات محمد انور سه فرزند پسر و شش فرزند دختر دارد و همگی آن‌ها از جمله حافظان كل قرآن كريم به شمار می‌روند كه «انور شحات محمد انور» و «محمود شحات محمد انور» از فرزندان استاد بارها به جمهوری اسلامی ايران سفر كرده و به تلاوت قرآن پرداخته‌اند
«انور شحات محمد انور» از فرزندان استاد شحات نيز از قاريان جوان و نامی است كه در مسابقات بين‌المللی قرآن عربستان، در سال 1380 رتبه نخست را به خود اختصاص داد، او بارها از سوی دارالقرآن نيروی مقاومت بسيج و نيروی انتظامی، سازمان اوقاف و امور خيريه و شبكه قرآن سيما، برای تلاوت در ماه رمضان به ايران دعوت شده و در اكثر استان‌های كشور به اجرای برنامه پرداخته است. 
انور شحات همچنين در ارديبهشت‌ماه 1387 در سی‌امين دوره مسابقات سراسری قرآن كريم سازمان اوقاف و امور خيريه كه در سنندج برگزار شد حضور يافت و در مراسم بزرگداشت پدرش شركت كرد، وی پدر را بهترين اسوه و الگوی خود می‌داند و معتقد است كه هيچ‌گاه نمی‌تواند جای پدرش را در محافل قرآنی پر كند. 
استاد شحات محمدانور چهار سال به دليل نوعی بيماری كبدی در محافل قرآنی تلاوت نمی‌كرد و مدتی در بيمارستان خاتم‌الانبيا(ص) تهران برای مداوا تحت نظر بود و سرانجام  جان به جان‌آفرين تسليم كرد. 
ويژه‌برنامه راديويی «ياد استاد» به مناسبت سومين روز درگذشت استاد شحات انور 
هم‌زمان با سومين روز درگذشت استاد شحات محمد انور و موج حزن و اندوهی كه جامعه قرآنی كشورمان را به مناسبت درگذشت اين قاری برجسته جهان اسلام در برگرفته بود راديو قرآن جمهوری اسلامی ايران در يك ويژه‌برنامه‌ای راديويی با عنوان «ياد استاد» با دعوت از كارشناسان به بررسی ابعاد مختلف اين رويداد پرداخت. 
در اين برنامه راديويی كه در 26 دی‌ماه سال 1386 و از ساعت 30/18 الی 20 شب پخش شد، «سيدمحسن موسوی‌بلده» استاد و پيشكسوت قرآنی با اعلام تأثر خود از فقدان اين قاری بزرگ گفت: با بررسی تاريخ قرائت قرآن ايران می‌توان استاد «محمد‌تقی مروت» را پايه‌گذار نهضت قرآنی جديد در ايران معرفی كرد و در اين زمان كه قاريان ايرانی تأثيرات بسياری را از قراء بزرگ مصری گرفتند، چند تن از اين قاريان بيشترين نقش را در شكل‌گيری سبك قرائت ايران داشتند. 

استاد «شحّات محمد انور»
وی افزود: اولين قاری بزرگ مصری در اين زمينه استاد «عبدالباسط» است و بعد از وی استاد «منشاوی» تأثير فوق‌العاده‌ای روی قاريان ايرانی داشتند كه در ادامه استاد «مصطفی اسماعيل» با سبك خود بسياری از قاريان ايرانی را مجذوب خود كرد و اين روند تا 10 الی 15 سال ادامه داشت كه با ظهور استاد «شحات محمد انور» به طور تقريبی تمام قراء ايرانی از وی تأثير پذيرفته‌اند. 
موسوی‌بلده اظهار كرد: می‌توان گفت حتی چند استاد بزرگ مصری هم به اندازه مرحوم شحات انور در ايران تأثير شگرفی برجا نگذاشته‌اند و اين تأثير فوق‌العاده طوری است كه همه قاريان ايرانی را تحت پوشش قرار می‌دهد، ضمن اين‌كه نوع كلام استاد شحات با موسيقی ايرانی نيز هم‌خوانی دارد كه در فراگيری آن بی‌تأثير نبوده است. 
‌استاد «محمد بسيونی» از قاريان مشهور مصری نيز در ادامه اين برنامه راديويی، گفت: مرحوم استاد شحات از صالحان و قاريان بسيار خوب مصری بود كه برای رضای خدا تلاوت می‌كرد و خود صاحب مكتبی در قرائت قرآن بود، ضمن اين‌كه دارای اخلاق نيكويی بود و همه قاريان مصر وی را دوست داشتند و احترام خاصی برای اين استاد قائل بودند. 
وی با اشاره به صبر طولانی استاد شحات در دوران بيماری، تصريح كرد: يك بار در سال 1991 به همراه وی به كشور ايران سفر كردم و به اكثر شهرهای ايران مسافرت كرديم كه استاد شحات در آن سفرها می‌گفت: «مردم ايران علاقه شديدی به قاريان مصری دارند» و عجيب نيست كه رهبر معظم ايران نيز عنايت ويژه‌ای به مرحوم استاد داشتند. 
«بهروز ياری‌گل» از استادان برجسته قرآنی كشورمان نيز در ادامه اين برنامه با ابراز تأسف از وفات استاد شحات انور، يادآور شد: قبل از آمدن استاد شحات به ايران با صدای وی از طريق نوارهايی كه در مصر و كشورهای حاشيه خليج فارس ضبط شده بود آشنا شدم و اولين آيات را در سال 1361 از استاد شنيدم كه برايم بسيار بديع و شگفت‌آور بود. 
وی ادامه داد: در ابتدا استاد را نمی‌شناختيم و با توجه به نزديكی سبك وی با موسيقی ايرانی تصور می‌كردم قاری، ايرانی است و بعد‌ها متوجه شدم كه ايشان استاد شحات انور هستند و يكی از آرزوهای من در آن دوران اين بود كه صدای استاد را در يك نوار با كيفيت مطلوب گوش كنم و چهره وی را از نزديك ببينم. 
اين استاد قرآنی تصريح كرد: در سال 1382 برای اولين بار استاد را از نزديك ديدم و نزد وی به تلاوت قرآن كريم پرداختم كه بسيار مرا تشويق كرد و البته استاد در آن زمان حال مساعدی نداشت و بسيار لاغر و ضعيف شده بود كه با اصرار برخی دوستان چند آيه كوتاه از قرآن را تلاوت كرد. 
در ادامه «عبدالفتاح طاروتی» يكی از قاريان جوان كشور مصر و از دوستان و شاگردان مرحوم استاد شحات انور نيز با اشاره به خصوصيات اخلاقی مرحوم شحات، اظهار كرد: استاد شحات يكی از بندگان وارسته‌ای بود كه تأثير زيادی را بر مردم مصر و كل جهان اسلام گذاشت و موج تأثير وی در ميان عامه مردم به اين دليل بوده است كه آيات را متناسب با معنا تلاوت می‌كرد. 
«احمد ابوالقاسمی» قاری بين‌المللی قرآن كريم نيز در اين برنامه راديويی درباره استاد شحات گفت: طی اولين جلسه مجمع قاريان ايران در سال 1361 صدای استاد شحات در سالن پخش شد كه همه را منقلب كرده بود و به شدت مورد استقبال حاضران واقع شد و همگی پيگيری می‌كردند كه نام اين استاد قرائت قرآن را بفهمند و يا نوار صدای وی را به دست آورند. 
وی تصريح كرد: در سال 1375 به همراه استاد شحات سفری به كشور لبنان داشتيم كه قرار شد در يك روستای بزرگ با جمعيت زياد محفل قرآنی تشكيل شود و استاد شحات و من در آن جلسه قرائت قرآن داشته باشيم، استاد در آن جلسه به علت كسالت، اجرای مناسبی نداشت و از اين موضوع بسيار ناراحت بود كه من به وی گفتم: «همين كه شما در جايگاه قرار گيريد و اصلاً تلاوت هم نداشته باشيد برای اين مردم كافی است». 
ابوالقاسمی افزود: بعد از آن در يك جلسه كه در خانه شهيدی از شهدای حزب‌الله برگزار شد استاد شحات انور تلاوت به ياد ماندنی انجام داد كه مشابه آن را بسيار كم ديده‌ام و احساس لذتی كه در آن‌جا داشتم در كمتر جايی برايم رخ داده است و حتی بعد از جلسه هم هيچ فردی دوست نداشت سكوت جلسه را به هم بريزد. 
«محمدهادی صلح‌جو» از قاريان ممتاز كشورمان نيز در اين برنامه زنده راديويی با اشاره به برخورد بسيار صميمی استاد شحات انور، اظهار كرد: در افتتاحيه مسابقات بين‌المللی قرآن كريم ايران در سال1382 كه استاد به ايران آمده بود، خدمتشان رفتم و از دور سلام گفتم و استاد به قدری با روی باز با من برخورد كرد كه من بسيار خوشحال شدم. 
وی افزود: استاد شحات در حد اعلی تلاوت قرآن كريم بسيار متواضع و فروتن بود و به لقب «ملك‌النغم» به معنای پادشاه نغمات معروف است كه اين می‌تواند درسی برای همه باشد و دو فرزند استاد كه هم‌اكنون از قاريان مطرح كشور مصر و جهان هستند نيز به خوبی رويه پدر را ادامه می‌دهند. 
همچنين «احمد فراهانی» كارشناس قرآن راديو قرآن با اشاره به آرشيو صدای استاد شحات انور در اين سازمان، يادآور شد: 19 قطعه از تلاوت‌های تا 15 دقيقه، 15 قطعه تلاوت تا 30 دقيقه و 80 تلاوت از 30 دقيقه به بالا از استاد شحات انور در آرشيو راديو قرآن نگه‌داری می‌شود كه تلاوت آيات سوره‌های «قمر و واقعه» با حدود 60 دقيقه از طولانی‌ترين قرائت‌های استاد شحات انور به شمار می‌رود. 
«شحات محمد انور» از ديدگاه كارشناسان و قاريان ايران 
«مهدی دغاغله» كارشناس و پيشكسوت قرآنی و سرپرست گروه تواشيح ثقلين اهواز در گفت‌وگو با ايكنا درباره شخصيت و ويژگی‌های استاد شحات انور اين‌چنين می‌گويد: اكثر كسانی كه زندگی شحات انور را مورد بررسی و ارزيابی قرار می‌دهند معتقدند كه وفات پدر شحات انور باعث پيشرفت استاد شده است زيرا باعث شده است كه بر خود و استعداد‌هايش بيش از پيش تكيه كند و آن‌ها را شكوفا سازد. 

استاد «شحّات محمد انور» در اواخر عمر
دغاغله می‌افزايد: استاد شحات انور با هدايت و راهنمايی‌های دائی‌ها و مادر خود پرورش يافت و در سن 20 سالگی به عنوان يكی از قاريان ممتاز شناخته شد. 
اين داور بين‌المللی ادامه می‌دهد: در صحبت‌هايی كه با مرحوم شحات انور داشته‌ام وی به انتشار نوارهای قرائتش در سال 1970 اشاره می‌كند و می‌گويد در سال 1976 به مجلس مهمی برای تلاوت قرآن دعوت شدم كه در آن مجلس رئيس راديو قرآن مصر و هيئت بلندپايه‌ای از مسئولان در آن حضور داشتند، بعد از اتمام تلاوت رئيس راديو قرآن به من پيشنهاد داد تا برای ورود به راديو تست بدهم و من نيز قبول كردم. 
دغاغله داستان ورود شحات انور به راديو را از زبان خود استاد اين‌گونه بيان می‌كند: بعد از انجام تست ورود به راديو در بار اول پذيرفته نشدم و علت آن نيز از سوی هيئتی كه بنده در حضور آن‌ها تلاوت كردم ضعف در تركيب نغمات عنوان شد، به‌ اين منظور مدت دو سال در آموزشگاه موسيقی دينی مصر به تحصيل مشغول شدم و برای بار دوم كه تست دادم بحمدالله برای ورود به راديو پذيرفته شدم. 
دغاغله با اشاره به اهميت مقام قاری راديو و تلوزيون در مصر می‌گويد: اطلاق قاری راديو و تلوزيون به يك قاری در مصر خيلی حائز اهميت است و در واقع اين بالاترين مقامی است كه يك قاری قرآن در مصر می‌تواند كسب كند. 
«محمد بسيونی»: 
مرحوم استاد شحات از صالحان و قاريان بسيار خوب مصری بود كه برای رضای خدا تلاوت می‌كرد و خود صاحب مكتبی در قرائت قرآن بود، ضمن اين‌كه دارای اخلاق نيكويی بود و همه قاريان مصر وی را دوست داشتند و احترام خاصی برای اين استاد قائل بودند
اين كارشناس تلاوت قرآن كريم می‌افزايد: به نظر بنده آن چيزی كه باعث محبوبيت و اقبال به تلاوت‌های شحات محمد انور شد بحث تجددگرائی در اسلوب و سيستم تلاوت بود، زيرا نغمات اجرا شده در تلاوت‌های شحات انور همان نغمات و آهنگ‌هايی است كه توسط ديگر قراء اجرا می‌شود، ولی سبك و سياق متفاوت اجرای اين مقامات و به‌اصطلاح به‌روز بودن تلاوت‌های استاد شحات باعث گرايش قاريان جوان به سمت تلاوت‌های اين استاد شده است. 
دغاغله در جواب اين سئوال كه نظر شما درباره اين‌كه گفته می‌شود تلاوت‌های شحات انور در ايران از لحاظ فنی با تلاوت‌های اجرا شده توسط اين استاد در مصر تفاوت دارد نيز می‌گويد: من مخالف اين نظر هستم و معتقدم كه تلاوت‌های اين استاد از لحاظ فنی در ايران اگر از تلاوت‌های اجرا شده توسط وی در مصر بالاتر نباشد پايين‌تر نيز نيست. 
«غلام‌رضا شاه‌ميوه‌اصفهانی» كارشناس و داور بين‌المللی قرآن كريم نيز در گفت‌وگو با ايكنا درباره شحات انور می‌گويد: بنا بر گفته «احمد همام» نويسنده كتاب «سفراء‌القرآن»، بيش از 60 درصد قاريان جوان مصری در حال حاضر از مرحوم شحات انور تقليد می‌كنند و خود من در سفری كه چند ماه پيش به مصر داشتم هر جا درباره استاد شحات صحبت می‌شد از او به عنوان يك ستاره در عالم قرائت ياد می‌كردند. 
وی می‌افزايد: حتی در كتب و جرايد نيز به جای استفاده از كلماتی چون؛ القاری، الشيخ و غيره از استاد شحات به «نجم من نجوم التلاوة» ياد می‌شود كه اين نشان‌دهنده ارزش چنين قاری بزرگی است. 
اين استاد برجسته قرآنی ادامه می‌دهد: طی دو دهه گذشته بسياری از قاريان و استادان بزرگ مصری به ايران دعوت شدند كسانی چون؛ «راغب غلوش، شعبان صياد، احمد شبيب، محمود صديق منشاوی، احمد عامر و حسين منصور» اما اين افراد در برهه‌ای به ايران دعوت شدند كه سال‌ها از دوران اوج خود فاصله گرفته بودند و در سنين 60 به بالا بودند. 
وی می‌افزايد: اما خوشبختانه در مورد استاد «شحات‌ محمد انور» موضوع به طور كامل متفاوت بود و شايد به جرأت بتوان گفت تنها استاد بزرگ مصری كه در بهترين شرايط فنی و در اوج آمادگی و پختگی و در يك كلام در دوره بلوغ لحنی و صوتی خود به ايران دعوت شد استاد شحات انور بود و بايد از درايت مسئولان وقت كه چنين فرصت‌های تاريخی را از دست ندادند تشكر كرد. 
شاه‌ميوه تصريح كرد: بسياری بر اين باورند كه پس از دوران طلايی قرائت در مصر يعنی عهد استادانی چون؛ «مصطفی اسماعيل، كامل يوسف‌ بهتيمی، محمود علی‌البنا، عبدالباسط، محمد صديق منشاوی و ابوالعينين شعيشع» ديگر ما شاهد چهره‌های شاخصی در جهان قرائت نخواهيم بود و ظرفيت‌های فنی و هنری موجود در قرائت به طور كامل اشباع شده است. 
اين استاد برجسته قرآنی اظهار كرد: اما مرحوم شحات انور با نبوغ ذاتی خود و با الهام از سبك‌های پيشين به‌ويژه سبك تلاوت مرحوم «عبدالصمد الزناتی» دست به ابداع و خلق شيوه‌ای نو و به تعبير عربی آن مدرسه جديدی در تلاوت زد. 
استاد «شحّات محمد انور»
وی در ادامه تاكيد كرد: البته توجه داشته باشيد كه استاد شحات انور در چه شرايطی چنين كاری كرد، دورانی كه ظهور ستاره‌ای چون مرحوم مصطفی اسماعيل جای حرف و ادعا برای كسی باقی نگذاشته بود و بسياری او را خداوندگار لحن می‌دانند كه همه چيز را به كمال رسانده است، لذا ابداع شيوه‌ای جديد در چنين دورانی كار بسيار خارق‌العاده‌ و مهم تلقی می‌شود. 
اين داور بين‌المللی قرآن كريم شحات انور را از ميان قاريان مصری كه به ايران آمدند، مؤثرترين قاری بر جريان تلاوت در ايران و بر قاريان ايرانی معرفی كرد و افزود: البته نظری بر قاريان امروز مصر نيز ما را متوجه اين موضوع می‌كند كه اين استاد بزرگ حتی بر جريان قرائت در مصر نيز در دهه اخير تأثير بسزايی داشته است. 
وی يادآوری كرد: بنده در جايی گفته بودم اگر در 100 صد سال اخير به طور ميانگين هر 15، 20 سال شاهد يك مكتب جديد در قرائت قرآن در مصر بوده‌ايم به طور مثال زمانی كه شيخ رفعت، پس از او شعيشع و به دنبال آنان مرحوم مصطفی اسماعيل و غيره بودند، به جرأت می‌توان گفت مرحوم شحات انور هم يكی از مجددين بزرگ در عالم قرائت بوده است. 
«محمدحسن موحدی»، قاری جوان و نفر نخست رشته قرائت دومين دوره مسابقات بين‌المللی قرآن دانشجويان مسلمان نيز در گفت‌وگو با ايكنا گفت: استاد شحات‌انور از قاريان صاحب سبك و مكتب در قرائت است و يكی از علت‌های اقبال بسيار زياد به تلاوت‌های اين استاد، صدای بسيار زيبای وی در دوران جوانی و استفاده از تركيب‌های لحنی نو و بديع بود. 
«مهدی دغاغله»: 
اكثر كسانی كه زندگی شحات انور را مورد بررسی و ارزيابی قرار می‌دهند معتقدند كه وفات پدر شحات انور باعث پيشرفت استاد شده است زيرا باعث شده است كه بر خود و استعداد‌هايش بيش از پيش تكيه كند و آن‌ها را شكوفا سازد
وی افزود: اگر قراء كشور مصر را به دو نسل قديم و جديد تقسيم كنيم، در اين تقسيم‌بندی مرحوم شحات محمد انور جزء نفرات اول نسل جديد قاريان مصر هست كه با صدای زيبای خود تحولی بارز در سبك و شيوه قرائت قاريان مصری حال حاضر به وجود آورده‌ است. 
موحدی تصريح كرد: شايد بعضی از الحانی را كه مرحوم شحات انور در تلاوت خود استفاده می‌كند مثلاً در تلاوت استاد «الزناتی» نيز ديده شود، ولی حلاوت و زيبايی الحان شحات انور بيشتر به مذاق مخاطب خوش می‌آيد. 
وی ادامه داد: از ويژگی‌های منحصر به‌فرد تلاوت‌های مرحوم شحات محمد انور ابداع و تركيبات لحنی بسيار زيبايی است كه فقط در تلاوت اين استاد ديده می‌شود و ما اين موارد را در تلاوت ديگر قراء نمی‌بينيم. 
تحلیلی کوتاه درباره تلاوت‌های استاد «شحات محمد انور» 
تلاوت‌های شحات انور را می‌توان به نوعی ادامه و تكمله‌ای بر شيوه‌ای از قرائت قرآن كريم كه «محمود علی البناء» در پيش گرفته بود دانست، همچنين رنگ و بوی خاصی از تلاوت‌های استاد «عبدالصمد الزناتی» نيز در تلاوت‌های اين استاد مشهود است چنان‌كه كارشناسان قرآنی كشورمان نيز در گفت‌وگو با ايكنا به اين موضوع اشاره كردند. 
البته بايد گفت كه شحات انور در تلاوت‌های خود از ويژگی‌ها و ضابطه‌هايی سود می‌برد كه به طور معمول در تلاوت‌های ديگر قاريان صاحب سبك شاهد اين ويژگی‌ها نيستيم و اين امر باعث شده تا وی به عنوان يك قاری صاحب مكتب در تلاوت قرآن مطرح شود. 
شحات محمد انور بر خلاف خيلی از قراء متقدم مانند «مصطفی اسماعيل» هيچ‌گونه اصراری بر پرداختن مفصل به مقام بيات در ابتدای تلاوت نداشت بلكه در ابتدا چند فراز از شروع تلاوت خود را با بيات آغاز می‌كرد، آن‌گاه به طور معمول به مقام رست وارد می‌شد و پس از منظم كردن پرده‌های صوتی خود در مقام رست، به مقام‌های ديگر وارد می‌شد و آن‌گاه به طور مفصل به تلاوت گوشه‌های مختلف مقام‌های قرآنی می‌پرداخت. 
استاد «شحّات محمد انور» در كنار دوست‌دارانش ــ عكس متعلق به سال 1998 در لبنان 
تلاوت سوره‌های «تحريم و زلزال» استاد شحات كه در دوران جوانی و در مصر اجرا شده را می‌توان به عنوان معرف و شاكله تلاوت‌های اين استاد برشمرد، استاد شحات انور همچنين تبحر خاصی در پرداختن به مقام «سگاه» دارد كه به جرئت می‌توان گفت وی تنها قاری است كه به صورت تخصصی به اجرای اين مقام در تلاوت‌های خود پرداخته و تمام گوشه‌ها و زوايای آن را اجرا كرده است. 
به هر روی نقش تلاوت‌های استاد شحات انور را در شكل‌گيری سبك جديدی از تلاوت‌های قاريان برتر جمهوری اسلامی ايران نمی‌توان ناديده گرفت، چرا كه بعد از مصطفی اسماعيل، تلاوت‌های استاد شحات انور از تأثيرگذارترين تلاوت‌ها بر قرائت‌های قاريان جوان ايرانی است و اين امری كاملاً مشهود است. 
منابع: 
1) مصاحبه‌های خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با كارشناسان و استادان قرآنی ايران درباره «شحات محمد انور» از تاريخ 24 دی‌ماه 86 لغايت 11 تيرماه 87 
2) ويژه برنامه راديويی «ياد استاد» به مناسبت سومين روز درگذشت استاد «شحات محمد انور» 
3) وب سايت قاريان قرآن كريم 
4)وب‌سايت صدای قرآن 
5) روزنامه «الوطن الاسلامی» چاپ قاهره، ژانويه 1998 ميلادی 

استاد شحات محمد انور
استاد شحّات محمد اَنور قارى مسجد امام رفاهى در روز 1 ژوئيه 1950ميلادى در روستاى كفر الوزير كه مركزى دور افتاده در استان قهليه است در يك خانواده كم جمعيّت متولد شد بيش از 3 ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات يافت و كودك خردسال نتوانست خوبىهاى پدرداشتن را بچشد، پدرى كه او را در سن كودكى ترك كرده و در حالىكه طفل خردسال و يتيمى بود با امواج زندگى و گردش روزگار با همه شيرينىها و تلخى هايش مواجه ساخت. و چون هيچ مهر وعطوفتى مانند مهرمادرى نيست، مادرش فرزند كوچك را به دامن گرفته و براى اقامت در منزل پدرش رهسپارشد تا با دائى هاى او زندگى كند چرا كه دائى او وى را همچون پسر خود در برمىگرفت و بهترين امانت دار اوبود، او به يادگيرى و حفظ قرآن اقدام كرد و اينكه در خانه قرآن نشأت گرفت و رشد و نمو نمود تأثير زيادى در تمام كردن حفظ قرآن كريم (در حالىكه 8 ساله بود) داشت و بواسطه دائى اش استاد حلمى محمد مصطفى بارها به قرآن رجوع مىكرد ، وقتى به سن 10 سالگى رسيد دائى اش او را به يكى از روستاهاى مجاور (كفر المقام ) برد تا تجويد قرآن را به دست مرحوم استاد سيد احمد فرارحى كه سرپرستى او را مىكرد و رعايت واهتمام خاصى به او داشت فراگيرد چراكه استعدادى كه او را شايسته مى ساخت تا يكى از مشهورترين قاريان مصر بلكه همه جهان باشد را در خود داشت.
استاد شحّات خاطرات ايّام كودكى را به ياد مى آورد : ((در آن دوره من با حفظ كردن قرآن كريم سعادتى وصف ناشدنى يافتم مخصوصاً پس از اتمام حفظ قرآن و در اثناء يادگيرى تجويد آن، و بخاطراينكه صداى زيبائى داشتم واداءِ لحن من شبيه اداء قاريان بزرگ بود بر هم دوره اى هايم پيشى گرفته ودر ميان آنان به استاد كوچك شناخته مىشدم واين موضوع ايشان را خوشنود مى ساخت، هم كلاسى هايم د ر مكتب به دنبال فرصت بودند كه استاد مشغول كارى شود تا از من بخواهند كه با تجويد، آيات قرآن را برايشان بخوانم و چنان مرا تشوق مى كردند كه گوئى من قارى بزرگى هستم ، و يكبار استاد از دور صداى مرا شنيد و ايستاد و به من گوش مى داد تااينكه از تلاوت فارغ شدم و از آن پس اهتمام بيشترى به من مى كرد و تمركز بيشترى به من داشت چرا كه آينده خوب و روشنى را از من متوقع بود به ياد مى آورم كه در ضمن يادگيرى قرآن كريم براى همكلاسى هايم زياد تلاوت مىكردم روزى يكى از ايشان فكرى كرد، او يك قوطى كبريت تهيه كرد و جعبه آن را توسط يك نخ بلند به كِشُو آن متصل كرد،من يك قسمت را در مقابل دهانم مى گرفتم و مىخواندم گوئى كه ميكرفون است و هر يك از دوستانم قسمت ديگر را به گوش مى چسباندند تا طنين صدا را از آن بشنوندكه زيبا و قوىّ مىشد… همه اينها راه و هدفم را در حالى كه طفلِ خردسالى بودم مشخص كرد و باعث شد كه من هر راه و هر وسيله اى را كه بواسطه آن از قرآن كريم متمكّن مىگرديدم را جستجو كنم كه از دستم نرود، بالاخص پس از آنكه جوانى شدم و بعد از وفات دائى ام كه سرپرستى خانواده را به عهده داشت من بايد به خود ومادر و پدر بزرگم تكيه مىكردم، هر گاه مى شنيدم يكى از بزرگان فوت كرده است و از يكى از مشاهير قُرّاء براى احياء مجلس عزاء دعوت به عمل آمده من در حاليكه طفل 12 الى 15 ساله اى بودم به مكان عزاء مى رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قارى چيزى ياد بگيرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگيرم تا اينكه اگر به چنين مجلسى دعوت شدم مثل همين مشاهير باشم
استاد جوده ابو السعود و السعيد عبدالصمد الزناتى و الشيخ جمدى الزامل كسانى بودند كه با حضورشان آتش رقابت را درمنطقه شعله ور كردند، ولى حقيقت اين است كه استعداد اين جوان مستعدّ ناگهان درخشيد و در آن ميان او را منحصر به فرد كرد و به مقامى انكار ناشدنى رسيد و على رغم سنّ كمش مانند يك قارى بزرگ كه تمامى سر انگشتان به او نشانه رفته است، درخشيد و اينها همه قبل از 20 سالگى بود. ابتداىكاراستاد شحّات با هر ميزانىكه بسنجيم ابتداى سختى بود دگرگونى هاى زندگى به كودكى كه هنوز نياز داشت تا كسى دستش را بگيرد و سفره مهربانى برايش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بكشد به او رحم نكرد بلكه به جاى اينها بى خوابى و شب بيدارى را راه رسيدن دانست و به راستى چگونه چشمان او آرام بگيرد و بخوابد در حاليكه بايد به يك خانواده كامل خرجى بدهد، بنابر اين شروع به پاسخگويى دعوتهايى مىكرد كه از هر جا به سمت او روان شده بود اين در حالى بود كه پسرى 15 ساله بود قرآن كريم را درهمه روستاهاى شمال مصر با دستمزد كمى در آن موقع مىخواند دستمزدى كه از سه چهارم يك جُنيه ***** نمىكرد، چرا كه مَحفل در مركز (ميت غمر) بود كه به ماشين نياز داشت و گاهى (اگر لازم مى شد كه ماشينى از هر نوع كه مى خواهد باشد اجاره شود) به 7 جُنيه مى رسيد بنابراين از آنجا كه باز مى گشت باقيمانده دستمزدش را به جدّ و مادرش تقديم مىكرد، دعوتها پياپى به او مى رسيد دعوتهايى كه او را برتحمل سختيهايى كه در راه رسيدن به زندگى با شرافت و كرامتى كه تاج عزّت و كرامتِ تلاوت قرآن كريم برفرق آن مىدرخشيد شجاع و صبور مىساخت. استاد شحّات توانست درزمان بسيار اندكى از خود يك شخصيت قوى بسازد و در اين امر آنچه خداوند در او از بلند نظرى و عزت نفس و روشن بينى و هوشِ قوى و محافظت بر سرو وضعش و…به وديعت گذارده بود او را كمك مى كرد.
اينچنين جوانى كه مرتبّاً مى درخشيد و قرآن كريم از حنجره او مانند آب جارى در آب راه، جريان داشت و شهرت او بر سنّ او بسيار سبقت گرفته بود شايسته بود تا رئيس مركز شهر (ميت غمر ) در سبعينات دعوت نامه اى به او بفرستد كه اورا به يكى از مناسبتهاى دينىكه مرحوم دكتر كامل البوهى اولين رئيس راديو در آن حضور داشت فرامىخواند و اين در سال 1975 بود استاد شحات مىگويد: ((من دوستِ كارمندى در مجلس شهرِ ميت غمر داشتم او به من گفت : رئيس مركز براى مراسم افتتاحيّه يك محفل دينى تو را دعوت كرده است كه مسؤولين بلند پايه و رئيس راديو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلى در شهر ميت غمر برگزار خواهد شد من قبول كردم و رفتم، وقتى مرحوم دكتر البوهى صداى مرا شنيدگفت: شما با اين استعداد چرا اقدام نمىكنى كه در راديوقرائت كنى ؟ و مرا تشجيع كرد…من رفتم و تقاضانامه اى نوشتم و… نامه اى با تاريخ آزمون برايم آمد، طبق تاريخ رفتم ولى هيئت داوران على رغم اعجاب شديدشان نسبت به خواندن من گفتند: تو بايد يك مدّت براى فراگيرى نغمه ها ودستگاه ها كلاس ببينى من از استاد محمود كامل و استاد احمد صدقى از چگونگى كار سوال كردم ايشان مرا به آموزشگاه موسيقى راهنمائىكردند من 2 سال رفتم و همه مَقامات موسيقى را با كيفيّت عالى فرا گرفتم ودر 1979 تقاضانامه را دوباره نوشتم …سرانجام موفّق شده و برنامه اىبراى تلاوت هايم به من داده شد و از آن پس به راديو راه يافتم.))

پس از آنكه پايه شهرت خود را بنا نهاد بر او تكيه زد تا آزادانه بَناى خود را چيده و با رفتن و جُستنِ مجد و عظمت بيشتر در سراسر دنيا آنرا بپوشاند، هيچ قارّه اى از دنيا نبود مگر اينكه در ماه مبارك رمضان از سال 1985 تا1996 به آنها مسافرت كرد بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسيارى از اوقات به دعوتهاى خصوصىِ ميليونها نفر از دوستداران قرآن كريم در خارج مصر(لندن ،لوس آنجلس ، آرژانتين، اسپانيا ،فرانسه، برزيل ،دولتهاى خليج عربى ،نيجريه،زَئير ،كامرون و بسيارى از دولتهاى آسيائى مخصوصاً ايران)كه به او وابسته شده اند، به آن كشورها سفر كرد و به قول خودش در همه اين مسافرتها جُز رضاى خداوند وبهروزى مسلمين با استماع آيات كتاب الله مجيد را در نيّت نداشته ام.

زندگی نامه محمد محمود طبلاوى


  

ولادت

استاد محمد محمود طبلاوى نائب نقیب القراء و قارى مسجد جامع ازهر در روز 14 نوامبر 1934م  در روستاى میت عقبه مركز امبابه الجیزه  در روزگارى كه آنجا روستاى كوچكى بود به دنیا آمد، آنچه میت عقبه بیش از هر چیز در آن زمان به آن اهتمام مى ورزید انتشار و حفظ قرآن كریم بود، پدرش حاج محمود او را به آموزشگاه  روستا برد تا از حافظان قرآن شود زیرا كه محمد تنها پسر او بود او در حالى كه در دوستى قرآن و حفظ آن غرق شده بود؛ در سن چهار سالگى راهی آموزشگاه شد و در سن ده سالگى حفظ و تجوید آن را به پایان برد.

براى این جوان علاقه مند به كتاب خدا كه به چیز دیگرى به جاى آن راضى نمىشد آغاز سخت و دشوارى وجود داشت، استاد طبلاوى از خاطرات فراموش ناشدنى خود مىگوید:" پدرم با تضرع و زارى به سوى آسمان روى كرده و پیوسته دعا مىكرد كه خداوند به او فرزندى عطا كند تا او را وقف قرآن كریم نماید و از اهل قرآن و رجال دینى شود، خداوند هم دعای او را  بى اجابت رها نكرد و او را صاحب تنها فرزندش (محمد) ساخت. پدرم با تولد من بسیار مسرور شد سرورى كه در طول عمرش مثل آن را تجربه نكرده بود، خوشحالى پدرم تنها به خاطر این نبود كه داراى فرزندى شده است، بلكه به این جهت شاد بود كه فرزندى از جرگه حافظان قرآن كریم را صاحب گشته است. چرا كه پدرم به این موضوع یقین داشت كه قرآن تاج پُر افتخارى است كه هر كس آن را به سر بگذارد بسیار شكوه مند خواهد شد، و این نعمت بزرگى كه خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانى داشته مرا وا مى دارد كه روز و شب به درگاه او دعا كنم كه این عمل جلیل را از حسنات پدرم قرار دهد و نیز قرآن كریم را به مصداق آیه 28 از سوره حدید، براى او نورى قرار دهد كه روشنگر راه او باشد، این دعا را به این خاطر مىكنم چون پدرم با اصرار و صبر فراوان و كمك ها و مساعدت هاى بى شمارى كه براى من داشت؛ و همه كار مى كرد تا من براى حفظ قرآن فراغت لازم را داشته باشم ."

این جوان با استعداد در حفظ قرآن كریم به طور كامل همراه با احكام آن حتى لحظه اى هم سستى به خرج نداد و پیوسته با التزام و انتظام شدید به آموزشگاه مى رفت و در هر ماه كل قرآن را مرور مى كرد.

استاد طبلاوى مىگوید:

" من به عنوان یك قارى ناشناخته و كوچك، آغاز نمودم همانند هر قارى دیگر كه از میان سنگلاخها و امواج زندگى كه همچون سیلى بر گونه او نواخته مى شود در راه خود پیش مى رود. بنابراین در مناسبت هاى سال و یا مناسبات دیگر تلاوت مىكردم، این تلاوتها همه در ابتداى زندگى قرآنى ام یعنى در دوران قبل از بلوغ و سن 15 سالگى بود. من به آنچه خداوند روزى ام مىفرمود راضى بودم كه افزون بر 3 جنیهه - واحد پول مصر- نمى شد و هنگامى كه 5 جنیهه نصیبم مى شد خیال مى كردم به عظمتى بالا دست یافته ام.

استعداد و شروع شهرت
استاد طبلاوى كسانى را كه در نصیحت و ارشاد او كوشیدند فراموش نمى كند و پیوسته آنانى را كه وسیله بارور كردن استعدادش در حفظ و تجوید بودند را به نیكى یاد مىكند و مى گوید:

" من دائما به دنبال فرصتى هستم تا با خود خلوت كرده و شروع كارم با قرآن كریم و اولین گامهایم در این راه تا رسیدن به دروازه هدایت قرآنى را یاد آورى كرده و مرور كنم كه من به افراد زیادى مدیون هستم. بنابراین براى پدرم، استادم، و هم كلاسى هایم كه به من شجاعت مىبخشیدند و در حالى كه من خردسال بودم به من گوش مىكردند و مرا به یادآورى این نكته وادارمى كردند كه من قارى با استعدادى هستم، دعا مى كنم، به یاد مى آورم فرمایش استادم را كه مىفرمود: - محمد تو با استعدادى و صدایت جداً قوى و زیباست- استادمان كه به فطرت افراد آگاه بود ما را از هم متمایز مى كرد و مى فرمود: محمد طبلاوى صداى بَمى دارد، فلانى صداى كوبنده اى دارد، فلانى صداى … و دائما مرا با توجه به صدایم تشویق مى كرد و با اهتمام خاصى كه به من داشت از من سرپرستى مى كرد دائما به من سر مىزد و با دقت در حفظ كردن من نظر داشت."

 استاد طبلاوى در سن 12 سالگى به مراسم احیاء بزرگان و مسئولان و شخصیتهاى بارز در كنار مشاهیر قاریان رادیو دعوت مىشد و در بین ایشان جایگاه بالایى پیدا كرده و در جیزه، قاهره، و قلیوبیه شناخته شد و تا بدانجا رسید كه از سوى بسیارى از خانواده ها براى مراسم احیاء با توجه به قوت اداء وخلاقیت هاى والا و روحیه جوانش كه او را براى قرائت پیوسته، در یك مدت 2 ساعتى بدون هیچ خستگى و بدون اظهار سختى كمك مى كرد ترجیح داده مى شد، مضافاً این كه مردم هم براى پیوسته خواندن او اصرار مىكردند و براى زیاده گوش دادن به او ابراز شوق مىكردند و مواظبت شدید او نسبت به صدایش و مداومت بر نشستن با قاریان برجسته نظیراستاد رفعت، استاد على محمود، استاد محمد سلامه، استاد صیفى، بهتیمى و مصطفى اسماعیل و غیر از ایشان از قاریان پیشتاز رادیو، و گوش دادن به آنها چه مستقیماً و چه از طریق رادیو او را بر این امر یارى مى داد.

ملحق شدن به رادیو
استاد طبلاوى براى ملحق شدن به رادیو بیشترین تلاش را نسبت به قاریان دیگر داشت، و حتى نسبت به صبر و تحملى كه او در مراجعه به رادیو براى پیوستن به آن به عنوان یك قارى داشت، مورد رشك بود، او نُه بار براى این كار اقدام كرد اما مشیّت الهى ما فوق مشیت بشر است و خداوند در این نُه مرتبه به او اجازه نداد، اما در مرتبه دهم توانست امتیاز مورد نظر را به دست بیاورد و به رادیو ملحق گردد.

خارج از مصر
استاد طبلاوى مى گوید:" من در ضمن یك گروه دینى از مصر به دعوت شیخ ابوالحسن ندوى به هند رفتم رئیس گروه، مرحوم دكتر زكریا برى؛ وزیر اداره اوقاف در آن وقت بود، و اتفاقا ما به جهت تاخیر در پرواز به مدت نیم ساعت دیر به كنفرانس رسیدیم، دكتر برى  با هوش و درایتى كه داشت گفت: تنها كسى كه مى تواند قبل از ما حركت كند و جلوتر از ما داخل شود استاد طبلاوى است چرا كه او با لباس خاص خود شناخته شده است و در اینجا معروف و مشهور است و در دل مردم، جایگاه والایى دارد و چه بسا عمامه و شال در عفو و بزرگوارى میزبانان نسبت به تاخیر ما نقش داشته باشد، و درست آنچه دكتر برى انتظار داشت اتفاق افتاد و چیزى كه با آن روبرو شدیم آن بود كه رئیس كنفرانس با صداى بلند گفت: گروه مصرى آمدند و پیشاپیش آنان استاد طبلاوى است و به ما خوش آمد گویى كرد و گفت: باید جلسه را از از اول شروع كنیم،…  بعد از پایان جلسه همه حضار اطراف مرا گرفته و با من عكس هاى یادگارى مى گرفتند.

دعوت ها و مسافرت ها
او به بیش از هشتاد كشورعربى و اسلامى و غیر آن سفر كرده است، از جمله دعوت هایى كه او داشته است دعوتى از جانب آقاى جان لاتسیس از یونان براى تلاوت قرآن براى اولین بار در تاریخ این كشور و نیز دعوتى كه از طرف مسئولین ایتالیایى از طریق سفارت مصر به شهر روم براى تلاوت در مقابل جمع  كثیرى از مهاجران عرب و مسلمان، مىباشد. استاد طبلاوى دعوت كاخ پادشاهى اردن را براى احیاء مرثیه ملكه زین الشرف؛ مادر ملك حسین شاه اردن را هم فراموش نمى كند و نتیجه این زندگى قرآنى نوارهاى بسیارى است كه در جلسات خارجى خوانده است كه همه آنها در شركت ابراهیم فِن كه مدیریت آن با حاج ابراهیم طبلاوى است موجود می باشد.

استاد محمد محمود طبلاوى

زندگی نامه استاد محمد رفعت

 

استاد محمد رفعت

زندگینامه
قال الامام الصادق علیه السلام فی تفسیر قوله  تعالی: " و رتل القرآن ترتیلا":
هو ان تتمکث فیه و تحسّن فیه صوتک؛ معنی" رتل القرآن" این است که با تأمل و تأنی بخوانید و با برخورد به هر آیه درنگ نمایید و با صوت نیکو بخوانید. (مجمع البیان،ج10، ص 388) 
مرحوم استاد شیخ "محمد رفعت"، ملقب به امیرالقرّاء، از ستارگان پر فروغ علم قرائت، از نوابغ کم نظیر تلاوت قرآن کریم در قرن حاضر می باشد.
وی حافظ قرآن مجید، مسلط به انواع قراآت و مبتکر در خلق الحان و اصوات زیبای قرآنی که قرائت و لحنش در دنیای اسلام موجب تحسین و شگفتی اساتید است.
وی در علم قرائت قرآن اُسلوبی منحصر به فرد داشت و به واسطه نبوغ ذاتیش در خلق اصوات و تسلط به تجوید و قدرت ادای حروف و مهارت در وقوف آیات الهی همواره در بین مشاهیر قراء قرآن ممتاز و بی نظیر بوده است.
استاد رفعت در سال 1300 هجری قمری در قاهره متولد شد و بیش از 6 سال نداشت که به واسطه بیماری شدیدی بینایی خود را از دست داد و برای همیشه از نعمت بینایی محروم شد.
پدرش شیخ محمود رفعت مشوق وی به فراگیری قرآن شد و او را نزد استاد شیخ " حمّاده"  جهت فراگیری علوم قرائت و حفظ قرآن مجید روانه ساخت تا این که به واسطه نبوغش در این علم و فن پیشرفت چشمگیری نمود.
استاد رفعت در 30 سالگی به اوج شهرت غیرقابل وصفی رسید تا بدانجا که در مسجد قاهره جمعیت زیادی از نقاط مختلف گرد آمده و طنین تلاوت وی را می شنیدند، در نمازهای جمعه و سایر مراسم نیز چنان مردم مشتاق را به صوت ملکوتیش جلب کرده بود که آنان گذشت زمان را حس نکرده و با هیجان، استاد را تشویق می کردند.
یکی از نشریات هم عصر استاد به نام "کل شیء" در یکی از شماره های خود می نویسد: "در روزهای سه شنبه و جمعه هر هفته، وقتی ساعت به 9 می رسید، در محلی که جلسه قرآن برای استاد محمد رفعت تشکیل می شد، انبوهی فوق العاده مسجد را در برمی گرفت، و این در حالی بود که تلاوت استاد در این مسجد به طور مستقیم از رادیو قاهره برای سراسر کشور پخش می گردید و همگان می توانستند از صوت دلنشین استاد که معانی آیات قرآن را نیز در اذهان مستمعین بر جای می گذاشت استفاده نمایند."   
مشهور است که در اواخر عمر و حیات پرثمر استاد رفعت، رادیوی بریتانیا تلاوت "سوره هود" این قاری بزرگ را در مدت سه روز در مسجدی که جمع کثیری از مردم حضور داشتند ضبط کرده است و این نوار هم اینک از مفاخر موزه بریتانیا محسوب می شود.
و نیز مرحوم استاد رفعت قصارالسّور را در14 روایت قرائت کرده که از طرف رادیو ضبط کامل شده است.
از میان شیفتگان صوت استاد رفعت استاد شعیشع است که به شیوه آن مرحوم تلاوت می کند و بسیاری از فنون و رموز قرائت را از وی تلفظ کرده است.
ایشان در مورد استاد رفعت چنین می گوید:
" در حالی که استادم در قید حیات نیست ولی همانطور که در زمان حیاتش از وی جدا نبودم هم اینک نیز که سالها از رحلتش می گذرد از وی جدا نیستم."
شیخ احمد الرزیقی که از قاریان معروف عصر حاضر است درباره استاد رفعت چنین اظهار می دارد:
" مرحوم شیخ رفعت - رحمة الله- در قراآت تبحری کامل داشت، در علم وقف و ابتدا مسلط بوده و خداوند در صوت ملکوتی وی نعمتش را به کمال رسانده و نیز به او شناخت مقامات الحان قرائت را عطا کرده بود.
چنان که استاد آیه ای را در مورد وعده ها و توصیف بهشت تلاوت می کرد در آن آیه نغمه و آهنگی را انتخاب می نمود که شنونده کیفیت بهشت را می توانست تجسم نماید.
و یا اگر آیه ای را در مورد عذاب تلاوت می کرد با انتخاب الحان مناسب شدت عذاب و آتش جهنم را به مستمع می فهماند."
خلاصه استاد رفعت شخصیتی برجسته و امام قاریان تا این عصر بوده است.
از مرحوم استاد رفعت آثاری گرانبها در قرائت های مختلف و نیز اذان به یادگار مانده است که نام و یادش را جاویدان می سازد. از جمله تلاوت های معروف محمد رفعت می توان علاوه بر سوره هود ، به سوره های کهف، رحمن و یوسف نیز اشاره نمود.
مرحوم استاد شیخ محمد رفعت پس از عمری پربرکت در سن 69 سالگی به سال 1369 هجری قمری دعوت حق را لبیک گفت و به رحمت ایزدی پیوست.

زندگی نامه شيخ محمود علي البناء

ولادت :
استاد محمود على البناء در روستاى ( شبرا باص ) مركز شبين الكوم استان منوفيّه به روز 17/دسامبر/1926 ميلادى متولد شد، او در دامن طبيعتِ روستائى و زندگى تقليدى و فطرتى كه بر همه جريانات غالب مى شود، رشد و نمُو نمود ، و اين طبيعت روستائى در تكوين شخصيّتِ جامعه كشاورز كه به دنبال زندگى شرافتمندانه و پاكى است كه پايه و اساس آن را كوشش و عَرق ريختن و… تشكيل مى دهد ، نقش بسيار بارزى دارد… از سعادت هاى انسان روستائى آن است كه پسرى داشته باشد كه او را د ر زراعت و تجارت كمك كار و تكيه گاه باشد، اما حاج على رحمه الله به چيزى غير از آنچه اهل روستا داشتند فكر مى كرد ، او با علم فطرى خود دريافت كه ساده ترين راه ها و نزديك ترين آنها براى رسيدن به بهشت، اطاعت پروردگار است و نيز فرزند صالحى كه براى والدش دعا كند ، و صلاح كامل وقرب به خداوند و پيامبرش به تنهائى نجات دهنده نيست مگر با راه يافتن به حصارِ مستحكمِ قرآن كريم؛ كه نورى ساطع و زاد و توشه اى است كه هرگز قطع نمىگردد ، حاج على از اولين لحظه اى كه صاحب فرزندى شبيه فرزندان بهشت گرديد ، متوجه نعمت كاملى كه خداوند به او داده بود شد، زيرا عزّت و وجاهت از آن فرزند كوچك كه خداوند او را براى حفظ كتابش برگزيده بود آشكار بود ، پدرش نامى از نام هاى پيامبر (ص) را بر او نهاد يعنى (محمود) چرا كه قدوم اين كودك مايه سپاسگزارى و ثناء از درگاه خداوند بود پس از ميلاد او بركت به خانه آمد و خير و نيكى بر خانواده ريزش كرد با آمدن او روح نشاط و زندگى در خانواده و پدرِ خانواده دميده شد، پدرى كه ازهيچ كوشش و عاملى كه فرزندش را براى حفظ قرآن كريم كمك كند دريغ نكرد ، زيرا مى خواست كه فرزندش پيشاپيش صفوف قاريان قرآن كريم قرار بگيرد قاريانى كه در صورت عمل به قرآن كريم از خاصّان درگاه خداوند خواهند شد ، هنگامى كه اين طفل كوچك بزرگ شد پدرش او را به آموزشگاهِ (مكتب) استاد موسى رحمه الله در روستاى شبرا باص برد استاد موسى بر يادگيرى حفظ و تجويد شاگردانش بسيار حريص بود و بيشتر نسبت به محمود كه چون ستاره اى در ميان آنها مىدرخشيد حرص داشت ، كودكى كه علائم نبوغ و نشانه هاى اهليّت قرآن بالاخص مخارج الفاظ و دقت درگفتار از او پيدا بود، اين در حالى است كه او در سنّ 6 سالگى قرار داشت ، مضافاً به هوش زياد و التزام و دقت و ممارست ، تعامل با كلمات قرآن كريم از چيزهائى بود كه استاد موسى آن را از نشانه هاى نبوغ در فرزند با استعدادش مى دانست
استاد محمود على البناء درباره خاطرات كودكى و مكتب مى گويد: ((من بر آنچه كه هر روز از مكتب فرا مى گرفتم بسيار حريص بودم ،كل شب را بيدار مى ماندم و نمى خوابيدم مگر بعد از حفظ كردن قسمتى كه بايد فردا در مقابل استاد بيان مىكردم و بعد از حفظ آن به قسمتى كه قبلاً حفظ كرده بودم مراجعه مى كردم تا بتوانم هر دو را بيان كنم تا اتصال مستحكمى ميان قسمتهاى مختلفى كه حفظ كرده بودم بر قرار شود ،… به ياد مى آورم كه روزى استاد مرا فَلَك كرد ودائماً آن را در ذهن دارم و تا آخر عمر هم فراموشش نخواهم كرد ، اين تنبيه در حالى بود كه من هيچگونه تقصيرى نداشتم نه درحفظ كردن و نه در اداءكردن، وقتى به خانه بازگشتم شديداً گريه كرده و به مادرم گفتم: امروز استاد مرا تنبيه سختى كرد در حالى كه من وظيفه ام را خوب انجام داده بودم ، مادرم گفت : اى محمود استاد تو را به اين جهت تنبيه كرد كه من به او گفتم تو به مزرعه رفتى تا چيدن پنبه ها را تماشا كنى و در كنار آن به بازى بپردازى …ومن مىترسم كه اگر از قرآن دور شوى قرآن هم از تو دور گردد، من نسبت به تو و آينده ات بسيار نگرانم تو شبيه اهل قرآن هستى و فقط براى قرآن صلاحيت دارى، استاد مى گويد : (( … پدرم به شهر شبين الكوم رفت تابراى ملحق شدن من به مدرسه دينى آنجا (كه تحت نظارت الازهر بود) اقدامات لازم را به عمل بياورد امّا يكى از دوستانش او را به مدرسه منشاوى در طنطا راهنمائى كرد كه در آنجا مستقيماً حافظان قرآن را قبول مىكردند ، پدرم هم مرا به طنطا برد و من در حالى كه بسيار كوچك بودم به مدرسه منشاوى ملحق شدم ، ولى آنچه به من شجاعت مى بخشيد كه در طنطا بمانم اقبال مردمان بسيار زيادى بود كه براى شنيدن صدايم در اطراف من جمع مىشدند ، من از استاد محمّد رفعت تقليد مى كردم ، احياناً دعوتهائى براى قرائت به مناسبت هاى مختلف از طرف مسجد احمدى از من مى شد ، در آن زمان به كودك خارق العادة معروف شده بودم چرا كه در تقليد اساتيد مدارسِ تلاوت بزرگ مانند استاد محمد رفعت، استاد محمد سلامه ، استاد عبدالفتاح الشعشاعى ، و استاد محمد السعودى … بسيار مهارت داشتم ، و اگر از من مى خواستند كه از اساتيد بزرگ تقليد كنم ترديد نمىكردم و بسيار خرسند هم مى شدم و مستمعين با جمعيت هاى صد نفرى و بيشتر خود به من شجاعت مى بخشيدند و باعث نوآورى و قوّت صداى من مى شدند اين در 12 سالگى از عمر من بود .)) استاد البناء مى گويد: ((مهمترين چيز در قارى اين است كه حافظ و تجويد دان خوبى باشد و با اِتقان و و استحكام ، بيان كند ، واينكه صداى زيبا و ملكه تقليد داشته باشد ، چرا كه [در ابتداء ] بايد از مشاهير قرّاء تقليد نمايد اما در نهايت شخصيّت او به صدا و اداءِ منحصر به فرد او شناخته مى شود به نحوى كه وقتى صداى او را مى شنوند مى گويند: اين فلانى است ،و نيز بايد به مدرسه كه آنر دوست دارد ، ملحق شود به اساتيد آن گوش فرا دهد و همراه با آنها پيش رود و پس از مدتى وقتى صداى او شنيده مى شود مى گويند اين فلانى است . البته من تقليدِ مطلق را تأييد نمىكنم ولى بايد در نهايت، قارى شخصيت خود را ظاهر كند . در مكتب منشاوىِ طنطا استاد محمود على البناء در ميان طلاب شناخته و مشهور شد همه اساتيد وهمچنين طلّاب ،دوست داشتند به صداى او گوش دهند، استاد مىگويد : (( استاد حسين معوض رحمه الله نسبت به طلاب سختگير بود … روزى من در قرائت كسالت به خرج دادم و او مرا با چوبى كه در دست داشت تهديد كرد … من نشستم و در برابرم جمع زيادى از طلاب حضورداشتند امّا ناگهان متوجه شدم كه هر يك راه خود را گرفته و مى رود و كسى جز من باقى نماند استاد حسين گفت : نترس ادامه بده …در پايان سال استاد حسين و استاد محرز به من گفتند: محمود تو بايد به مكتب احمدى درطنطا بروى در آنجا قرائات را فرا بگير تا نامت فراگير شود و به راديو راه پيدا كنى چرا كه استعداد خوبى دارى كه كمتر كسى از آن بهره مند است ، …من به مكتب احمدى رفته و در آنجا، به دست مرحوم استاد محمد سلام كه بسيار به كسانى كه به مكتب او مى آمدند توجه مى كرد قرائات را فرا گرفتم ، استاد محمد سلام براى كسى كه قصد داشت به مكتب او بيايد امتحانى در رابطه با حفظ ، تجويد حروف ، سلامت نطق ، و آشنايى با مخارج الفاظ و دقّت در اداء كلمات قرآنى و آراستگى ظاهر برگزار مىكرد ، و اگر تمامى اين شروط در او جمع مى شد آنگاه او را قبول مى كرد)). استاد بناء 2 سال در مكتب احمدى باقى ماند و پس از فراگرفتن علوم قرآن و قرائات 10 گانه به دست استاد محمد سلام به قاهره كه شهر علم و علماء مى باشد منتقل گرديد ، چرا كه الاَزهر شريف قبله دوستداران فراگيرى دانش و معارف بيشتر است ، اين بعد از آن بود كه بار قرآن را به دوش مىكشيد و نسبت به تجويد و تلاوت آن متمكن گرديده بود . استاد بناء در بعضى از مصاحبه ها گفته است : ((من از طريق بعضى از دوستان در بعضى از مساجد شبرا در قاهره شروع به قرائت كردم ،از آن پس مردم با من آشنا شدند و دعوت هاى فراوانى به مناسبات هاى دينى كه تجار بزرگ قاهره برگزار مىكردند و رقابت شديدى هم ميان آنان از حيث انتخاب قاريان مشهور و معروف بود به سوى من متوجه شد)). در سال 1946 ميلادى استاد بناء يكى از بزرگان موسيقى و نوابغِ تدريس مقامات آنرا ملاقات كرد ، آن فرد استاد درويش حريرى بود كه استاد بناء را در اتقان مقامات موسيقى و به كارگيرى آنها درتلاوت كمك نمود . اوّلين قرائت در راديو: اولين قرائت استاد در راديو در سال 1948 م درسن 22 سالگى بود قرائت او به صورت زنده پخش مىشد ، اين تلاوت از سوره هود از آنجا كه {و الى هود أخاهم صالحاً } تا {وما توفيقى الّا بالله عليه توكّلت و اليه أنيب }ادامه يافت. سفر به كشورها: سفر استاد با قرآن يك سفر جهانى بود كه در زمان و مكان خاصى در نمى آيد ، سايه اى بود كه بر سر مسلمانان در همه جاى نقاط دينا درمدّتى نزديك به 40 سال درتردّد بود ،او به همه قارّه ها در طول سالها مخصوصاً در ماه مبارك رمضان سفر كرده بود و با قرائت زيبايش دلهائى كه (كالحجارة او اشدّ قسوة ) را نرم مىنمود ، دانشگاه الازهر او را براى حضور در بسيارى از كنفرانسها دعوت مى كرد، نيز وزارت اوقاف او را به بسيارى از مسابقات بين المللى به عنوان داور فرستاد ، دعوتها ىبسيار زيادى از طرف پادشاهان و رؤساء و شيوخ عرب براى احياء مناسباتهاى مذهبى مانند ولادت پيامبر(ص) ، شب معراج ، و شب آغاز سال و نيز افتتاح كنفرانسهاى بين المللىكه در كشورشان برگزار مى شد ، به او مى رسيد . وفات : چند روزى قبل از وفات از پسرش احمد خواست تا قلم و كاغذى آماده كند وگفت: آنچه مى گويم بنويس ، مطالبى نسبت به نحوه تشييع و … املاء نموده و وصيتى هم نسبت به كيفيّت توزيع دارائى هاش بر حسب قوانين الهى ضميمه كرد و گفت : آيا خواسته ديگرى از من داريد يا نه ؟ و همگان را در اشك و ماتم فرو برد ، از ايشان خواست تا يك قرآن با او همراه كنند تا انيس تنهائى او درقبرش باشد … نام او را به جهت تكريم بر بعضى از خيابان هاى استان سوهاج گذارده اند ، يادش گرامى باد